مدیر غرغرو
مدیر غرغرو
۲۴ الی ۳۰ آبان از ساعت ۶:۱۵ به مدت ۱۵ دقیقه
هدیه مهاجرانی در اثر سكته پدرش مجبور میشه، با اینكه تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده، امور شركت پدرش كه یكی از شركت های مهم در صنعت نفته، به عهده بگیره.ولی متوجه می شه در شركت قوانینی وجود داره كه اجازه نمیده هر كاری دلش خواست بكنه و ..
كارگردان مهدی طهماسبی تهیه كننده اشرف السادات اشرف نژاد نویسنده بهناز امینی افكتور محمدرضا قبادی فر راوی فریدون محرابی صدابردار جعفر جودتی بازیگران میر طاهر مظلومی سینا نیكوكار عباس شادروان پریسا مقتدی معصومه عزیز محمدی ناهید مسلمی احمد اینانلو گنجی سوسن مقصودلو حمید یزدانی بهناز بستان دوست
-
۳۰
آذر ۱۴۰۳
-
۲۹
آذر ۱۴۰۳
مدیر غرغرو
-
۲۸
آذر ۱۴۰۳
مدیر غرغرو
-
۲۷
آذر ۱۴۰۳
مدیر غرغرو
-
۲۶
آذر ۱۴۰۳
مدیر غرغرو
-
۲۵
آذر ۱۴۰۳
مدیر غرغرو
-
۲۴
آذر ۱۴۰۳
مدیر غرغرو
-
۳۰
آبان ۱۳۹۹
به دلیل بداخلاقی ها و عصبانیت پی در پی هدیه مهاجرانی، اوضاع شركت بسیار رو به وخامت گذاشته و زرافشان معاون شركت هم استعفا داد، اما سعید مهاجرانی، پدر هدیه، بدون این كه دخترش متوجه بشه، از زرافشان میخواد كه برگرده سركارش...
-
۲۹
آبان ۱۳۹۹
رفیق شفیق پدر هدیه كه معاون و همه كاره ی شركت بود هم به ستوه میاد و استعفا می ده... اوضاع شركت بسیار معتبر مهاجرانی روز به روز بدتر میشه اما...
-
۲۸
آبان ۱۳۹۹
هدیه مهاجرانی طوری رفتار میكنه كه كاركنان باتجربه هم یكی یكی قید موندن در شركت مهاجرانی رو بزنن ... اما هدیه همچنان با عصبانیت و یكدندگی بر ادامه روالش اصرار می كنه.
-
۲۷
آبان ۱۳۹۹
هدیه مهاجرانی دختر سعید مهاجرانی به دلیل بی تجربگی و غرزدن های مداوم، یكی یكی قرار داد های مهم و درآمدزای شركت نفتی پدرشُ از دست می ده
-
۲۶
آبان ۱۳۹۹
هدیه مهاجرانی با بهانه جویی های بیش از حد باعث میشه یكی از قراردادهای شركت بهم بخوره، ضمن اینكه رویه توام با عصبانیتش، به همین ضرر هم ختم نمیشه و خانم ظریفی، یكی از با تجربه ترین كارمندان شركت هم استعفا میده....
-
۲۵
آبان ۱۳۹۹
هدیه مهاجرانی كه مدیریت شركت پدرش را به دلیل بیماری پدرش برعهده گرفته، اما حق استخدام یا اخراج كردن كسی رو نداره، از این جریان عصبانی میشه و تصمیم میگیره از راه دیگه ای برای استخدام دوستانش وارد عمل بشه و ...
-
۲۴
آبان ۱۳۹۹
هدیه مهاجرانی در اثر سكته پدرش مجبور میشه، با اینكه تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده، امور شركت پدرش كه یكی از شركت های مهم در صنعت نفته، به عهده بگیره.ولی متوجه می شه در شركت قوانینی وجود داره كه اجازه نمیده هر كاری دلش خواست بكنه و ....