حكایتی از تشنه ترین خاك و نامه ای تلخ در تمام روزگاران
نمایش مجلس نامه عطش- قسمت 3
از ساعت به مدت
نمایش مجلس نامه عطش- قسمت 3
-
12
شهریور 1398
-
12
شهریور 1398
شبیرو و جمعی از همشهریانش از جنوب به تهران می آیند و برادرش مصطفی نیز به جنگ رفته و در اولین روز محرم مدیر مدرسه از او میخواهد مانند جنوبی ها عزاداری كند و از طرفی در مغازه داوود مكانیك محله سرقتی اتفاق افتاده و...
-
12
شهریور 1398
مرداس شاه اروند رود با همسرش و فرزندشان در سرزمین خود به خوبی زندگی میكردند و روزی فرزندی ناخجسته زندگانی را برایشان تنگ كرد و ابلیس فرزند را به بهانه عشق فرزند را فریب داد و پدر را به مرگ فرستاد و....
-
12
شهریور 1398
پهلوان فیروز بازوبند را به بازوی پهلوان سرابی بست. احمد سرابی همسرش باردار است و وقتی به خانه میرود پدر خانومش در آنجا بود و از او خواست تا امسال علمدار باشد احمد پذیرفت و عزیز ماسوله ای با فرماندار قرار میگذارد و با نزدیك شدن به فرماندار ضربه ای به او میزند و او را به قتل میرساند و متواری میشود....
-
12
شهریور 1398
روایتی از بزرگ مرد تنگستان رئیس علی دلواری و تمام یارانش یادی كه تمامآ به خیال آغشته است
-
12
شهریور 1398
عبیداله ابن حر هفت سال پس از واقعه عاشورا چون با امام همراهی نكرده دچار عذاب وجدان شده و برای پسرش تعریف می كند و در روز اول محرم میزبان امام بوده اما وقتی از او میخواهند كه به آنها ملحق شده ترسیده و امتناع می كند و كاروان امام به ظاهر ناچار میشوند شبانه راهی دشت سوزان كربلا شوند و یكی از شاهدان به خانه اش آمده تا وقایع را به پسرش تعریف كند...
-
12
شهریور 1398
دیمیتریوس به ایران حمله می كند و در همدان (هگمتانه) شكست میخورد و اسیر میشود. برادرش به جای كمك خود را شاه سلوكی می نامد و كالیماندر دوستش خیانت برادر شاه را قبول نكرده و اعتراض می كند و به همین دلیل از آنجا رانده میشود و....
-
11
شهریور 1398
در زمان حكومت یزید پسری به نام صائب چندین بار از دختر مورد علاقه اش راحله خواستگاری می كند اما خانواده راحله جواب منفی میدهند در آخر تصمیم میگیرد او را برباید اما از طرفی زنی میانسال می كوشد به بهانه شراكت صائب را به سمت خود بكشد و....
-
11
شهریور 1398
محسن پسر میزا علی اصغر كه در تامینات كار می كند قرار است با دختر خاله اش ازدواج كند اما خانواده حاج غلام بزاز از شغل محسن خوشنود نیستند و اتفاقی می افتد و محسن به دیدار شخصی میرود و...
-
11
شهریور 1398
حكایتی از تشنه ترین خاك و نامه ای تلخ در تمام روزگاران
-
11
شهریور 1398
شبیرو و جمعی از همشهریانش از جنوب به تهران می آیند و برادرش مصطفی نیز به جنگ رفته و در اولین روز محرم مدیر مدرسه از او میخواهد مانند جنوبی ها عزاداری كند و شبیرو از ناخدا خالد دمامش را میخواهد اما او قبول نمی كند و...
-
11
شهریور 1398
تندر، ابر و باد با هم همدستاند تا به مردم آسیبی نرسد اما ابلیس تمام تلاشش را می كند و خود را در قالب كودكی جا میزند تا دختر شیدوس، نگار را بدست آورد اما او فریبش را نمی خورد و او راه دیگری را امتحان می كند تا پسر مرداس شاه را به چنگ خود درآورد و...
-
11
شهریور 1398
اوستا محمود نجار مشغول برگزاری تكیه برای محرم بود زورخونه تبریز پهلوان فیروز بازوبند را به بازوی پهلوان سرابی بست. در قهوه خانه اوستا محمود و سرابی باهم گفتگو میكنند و نوری كه در قهوه خانه كار میكند به حرف های آنها گوش می دهد تا اطلاعاتی بدست بیاورد. سرابی وقتی به خانه اش می آید اتفاقی می افتد و...
-
11
شهریور 1398
خواهر و برادری به تاریخچه كوچه های قدیمی تهران میپردازند و به تاریخچه كوچه پیرنیا در لاله زار میپردازند....
-
11
شهریور 1398
عبیداله ابن حر هفت سال پس از واقعه عاشورا چون با امام همراهی نكرده دچار عذاب وجدان شده و برای پسرش تعریف می كند. او در روز اول محرم میزبان امام بوده اما وقتی از او میخواهند كه به آنها ملحق شود، ترسیده و امتناع می كند و اتفاقاتی كه در روز دوم محرم افتاده را برای پسرش تعریف می كند و...
-
11
شهریور 1398
سلوكیان در زمان فرماندهی مهرداد اشكانی حمله كردند. مهرداد یكی از سرداران خود را به همراه روزگونه دخترش به همراه سپاهی به جنگ میفرستد. دیمیتریوس از روزگونه خواستگاری می كند اما او قبول نمی كند و در همین حین مهرداد شاه به كمك دخترش میاید و در جنگ پیروز میشود و...
-
10
شهریور 1398
در زمان حكومت یزید پسری به نام صائب چندین بار از دختر مورد علاقه اش راحله خواستگاری می كند اما خانواده راحله جواب منفی میدهند و او تصمیم میگیرد راه دیگری پیدا كند و او تمام راه ها را امتحان می كند و در همین حال پدرش دختر مورد علاقه او را می رباید و...
-
10
شهریور 1398
گوهر و عفت دو خواهر كه تصمیم دارند با هم وصلت كنند و فرزندانشان باهم تشكیل خانواده دهند اما شهر شلوغ شده و مردم نگران اوضاع مملكت هستند و حكومتی ها مردم را زیر باد كتك میگیرند و...
-
10
شهریور 1398
حكایتی از تشنه ترین خاك و نامه ای تلخ در تمام روزگاران
-
10
شهریور 1398
شبیرو و جمعی از همشهریانش از جنوب به تهران می آیند و برادرش مصطفی نیز به جنگ رفته و در اولین روز محرم مدیر مدرسه از او میخواهد مانند جنوبی ها عزاداری كند و...


