نمایش روشنای خانه- قسمت 4(تكرار)
در مرداد ماه سال هزار و سیصد و شصت و نه و با آزاد شدن اسرای ایرانی از اردوگاههای عراق، موجی از شادی كشور را فرا میگیرد. خانوادهی مظاهری با اینكه سالها از ناپدید شدن پسرشان افشین گذشته است همچنان از او خشم دارند. افسانه برادرش افشین را مسبب معلولیت پسرش میداند. در این میان افشین كه سالها در اسارت عراقیها بوده همراه سایرین آزاد میشود. او در طی سالهای اسارت خود را به نام رزمندهی دیگری یعنی لطیف صدیقی معرفی كرده و برای همین نام او در لیست آزادگان اعلام نشده است. خانوادهی مظاهری اما حرفهای افشین را باور ندارند. افشین كه قصد ندارد خانوادهاش را آزار بدهد خانه را ترك كرده و نزد خانوادهی صدیقی میرود


