نمایش مثل آب برای شكلات- قسمت 10(تكرار)
خاله تیتا كه با دست های خودش روبرتو رو به دنیا آورده بود از همون اول به شدت وابسته خواهر زاده اش شد و مثل یه مادر اون رو تر و خشك می كرد و بهش غذا می داد جدایی از روبرتو برای تیتا كم از مصیبتِ مرگ ناچا نبود. گرچه خبری از ریختن اشك نبود اما دل و دماغ آشپزی و تهیه سوسیس شمالی رو هم نداشت.


