خانه و آشپزخانه
سهیلا شفیع زاده نزدیك به بیست سال است با علیرضا زندگی می كند و دو دختر به نامهای زهره و هانیه دارد. مخارج زندگی آنها با كاركردن علیرضا در یك تراشكاری تامین می شود، اما بر اثر حادثه ای علیرضا انگشتان دستش را از دست می دهد و از كار بیكار می شود. با این اتفاق بار زندگی بر دوش سهیلا می افتد؛ اما از آنجا كه او همواره به علیرضا تكیه داشته، نمی داند برای تامین مخارج چه بایدبكند. بعد از چند ماه وقتی در پرداخت اجاره خانه و تامین مخارج روزمره به مشكل بر می خورند، سهیلا ناچار می شود به كار خدماتی در منازل بپردازد. او از طریق این كار به خانه ی رودابه راه پیدا می كند. رودابه زن تنبلی است كه ازانجام دادن كارهای منزل و خصوصا آشپزی طفره می رود و بهانه اش این است كه زمانی برای انجام كارهایی مثل سبزی سرخ كردن و پیاز داغ كردن ندارد و از طرف دیگر در استفاده از محصولات آماده وسواس دارد.سهیلا كه متوجه می شود این مسئله بین او و همسرش مشكل به وجود آورده، به زن پیشنهاد می دهد تا مواد مورد نیاز برای آشپزی را در خانه ی خود آماده كند و برایش ببرد تا رودابه بهانه ای برای آشپزی كردن نداشته باشد. رودابه می پذیرد و وقتی كیفیت كار سهیلا را می بیند به او سفارش بیشتری می دهد.از طریق رودابه مشتری های دیگری به سراغ سهیلا می روند. به طوریكه او كار خدماتی را كنار می گذارد و با كمك زهره و هانیه تشكیلات گسترده ای برای كارشان ایجاد می كند و به تولید مواد غذایی پایه برای پخت و پز می پردازد.


