نمایش از روزگار رفته- قسمت 6
ترنج همسر مظفر كه مخفیانه و دور از چشم دیگران با او ازدواج كرده بود صاحب پسری به نام ارسلان میشود. مظفر كه از ازدواج اولش با توران سه دختر دارد از اینكه صاحب پسری شده است در پوست خود نمیگنجد. از طرفی یارولی یكی از كسبهی بازار كه قبلا خردهحسابی با مظفر داشته است به او مراجعه میكند و از مشكلش با او صحبت میكند. یارولی از مظفر طلب كمك میكند و در مقابل به او وعدهی حجرهی سه دهنهی بازار را میدهد. در این مورد شرزه هم با او همكاری میكند و همچون همیشه موفق میشوند و بدین صورت مظفر اقبال امپراتوری خود را روز به روز بزرگتر میكند. اما زندگی خانوادگی او به خوبی پیش نمیرود و بخت با او یار نیست چرا كه فرزند كوچیك او ارسلان به دلیل حادثهای میمیرد و مظفر را در اندوه فرو می برد....


