نمایش مزرعه بلال- قسمت 2
دوگی به خاطر بیماری و كهولت سن گوشه خونه مقابل تلویزیون افتاده و از خوردن و آشامیدن خیلی چیزها باید خودداری كنه. این وضعیت از اون یه پیرمرد غرغرو و گوشت تلخ ساخته كه تحملش كار هر كسی نیست. همسرش هالی ظاهرا در تلاشه تا همه چیز رو به خوبی كنترل كنه. اما دوگی نسبت به هالی و حرف هایش كاملا بی اعتناست. تیلدن پسر بزرگشون قبلا هافبك تیم فوتبال بوده ولی به خاطر برخی مسائل از كشور مكزیك بیرون انداخته شده. اون حالا به اجبار به خونه پدریش برگشته كه دوگی البته از این وضعیت ناراضی به نظر میاد. برادلی هم پسر كوچكترشونه كه یه پاشو از دست داده. یه روز تیلدن در اوج ناباوری همه مقدار زیادی بلال با خودش به خونه میاره و می گه همه این بلال ها رو زیر بارون از حیاط پشتی خونه كنده. در حالیكه پدر و مادرش اعتقاد دارن نزدیك سی ساله كه مزرعه بلال پشت خونه خشك شده و اونجا چیزی وجود نداره تیلدن رو متهم به دزدی می كنن. هالی كه قرار ناهار با پدر دیویس داره وقت و حوصله ادامه این بحث رو نداره و فقط در حال خارج شدن از خونه به تیلدن می گه كه به حیاط پشتی نره. ظاهرا این خونواده امریكایی رازهایی دارن كه حتی ارتباط با همدیگه رو براشون سخت كرده...


