شاهرخ ضرغام جوانی قوی هیكل و لوطی مسلك است كه تاب شنیدن حرف زور رو نداره و در سالهای آغازین دهه 50 هر روز برای خودش دردسری درست میكنه، بالاخره به پیشنهاد یكی از بستگان دلسوزش به سراغ كشتی میره اما همچنان پاتوقش كافه ها و كاباره ی تهران است. در حالیكه مادرش مینا خانم مرتب سر نماز از خدا می خواد كه شاهرخ عاقبت بخیر بشه، یك شب صاحب (پل كارون) از شاهرخ می خواد تا در ازای حقوقی مكفی هر شب به اونجا بره و مراقب باشه تا كسی نظم كافه رو بهم نریزه اما در این بین برای او اتفاقات غیر منتظره ای می افتد كه زندگی او را متحول می كند و با انقلاب 57 و جنگ تحمیلی گره می زند...
شاهرخ
از 19 اسفند از ساعت 23:30 به مدت 30 دقیقه
#حر_انقلاب شهید #شاهرخ_ضرغام، از خدا خواسته بود همه را پاك كند، همه گذشته اش را. می خواست چیزی از او نماند، نه اسم، نه شهرت، نه مزار و نه هیچ چیز دیگر، شاید فقط خاطره ای...
🎬 #كارگردان: سعیده فرضی 📑 #سردبیر و #نویسنده: شهلا دباغی 🎧 #تهیه_كننده: ملیحه مرادیجعفری 🕹️ #افكتور: نرگس موسیپور 🎤 #صدابردار: محمدرضا محتشمی 🖌️ #گرافیك: احسان پیرولیان 🎞️ #تیزر: سروش طباطبایی 🎭 #هنرمندان: مهدی نمینیمقدم، شمسی صادقی، مجید سهرابی، شهریار حمزیان، علی زرینی، امیر فرحاننیا، محمد پورحسن، عباس توفیقی، كرامت رودساز، محمد شریفی مقدم، ماكان رضاییپور، محمد مجدزاده، احمد هاشمی
-
23
اسفند 1402
-
22
اسفند 1402
شاهرخ ضرغام جوانی قوی هیكل و لوطی مسلك است كه تاب شنیدن حرف زور رو نداره و در سالهای آغازین دهه 50 هر روز برای خودش دردسری درست میكنه، بالاخره به پیشنهاد یكی از بستگان دلسوزش به سراغ كشتی میره اما همچنان پاتوقش كافه ها و كاباره ی تهران است. در حالیكه مادرش مینا خانم مرتب سر نماز از خدا می خواد كه شاهرخ عاقبت بخیر بشه، یك شب صاحب (پل كارون) از شاهرخ می خواد تا در ازای حقوقی مكفی هر شب به اونجا بره و مراقب باشه تا كسی نظم كافه رو بهم نریزه اما در این بین برای او اتفاقات غیر منتظره ای می افتد كه زندگی او را متحول می كند و با انقلاب 57 و جنگ تحمیلی گره می زند...
-
21
اسفند 1402
شاهرخ ضرغام جوانی قوی هیكل و لوطی مسلك است كه تاب شنیدن حرف زور رو نداره و در سالهای آغازین دهه 50 هر روز برای خودش دردسری درست میكنه، بالاخره به پیشنهاد یكی از بستگان دلسوزش به سراغ كشتی میره اما همچنان پاتوقش كافه ها و كاباره ی تهران است. در حالیكه مادرش مینا خانم مرتب سر نماز از خدا می خواد كه شاهرخ عاقبت بخیر بشه، یك شب صاحب (پل كارون) از شاهرخ می خواد تا در ازای حقوقی مكفی هر شب به اونجا بره و مراقب باشه تا كسی نظم كافه رو بهم نریزه اما در این بین برای او اتفاقات غیر منتظره ای می افتد كه زندگی او را متحول می كند و با انقلاب 57 و جنگ تحمیلی گره می زند...
-
20
اسفند 1402
شاهرخ ضرغام جوانی قوی هیكل و لوطی مسلك است كه تاب شنیدن حرف زور رو نداره و در سالهای آغازین دهه 50 هر روز برای خودش دردسری درست میكنه، بالاخره به پیشنهاد یكی از بستگان دلسوزش به سراغ كشتی میره اما همچنان پاتوقش كافه ها و كاباره ی تهران است. در حالیكه مادرش مینا خانم مرتب سر نماز از خدا می خواد كه شاهرخ عاقبت بخیر بشه، یك شب صاحب (پل كارون) از شاهرخ می خواد تا در ازای حقوقی مكفی هر شب به اونجا بره و مراقب باشه تا كسی نظم كافه رو بهم نریزه اما در این بین برای او اتفاقات غیر منتظره ای می افتد كه زندگی او را متحول می كند و با انقلاب 57 و جنگ تحمیلی گره می زند...
-
19
اسفند 1402
شاهرخ ضرغام جوانی قوی هیكل و لوطی مسلك است كه تاب شنیدن حرف زور رو نداره و در سالهای آغازین دهه 50 هر روز برای خودش دردسری درست میكنه، بالاخره به پیشنهاد یكی از بستگان دلسوزش به سراغ كشتی میره اما همچنان پاتوقش كافه ها و كاباره ی تهران است. در حالیكه مادرش مینا خانم مرتب سر نماز از خدا می خواد كه شاهرخ عاقبت بخیر بشه، یك شب صاحب (پل كارون) از شاهرخ می خواد تا در ازای حقوقی مكفی هر شب به اونجا بره و مراقب باشه تا كسی نظم كافه رو بهم نریزه اما در این بین برای او اتفاقات غیر منتظره ای می افتد كه زندگی او را متحول می كند و با انقلاب 57 و جنگ تحمیلی گره می زند...