خانواده منوریان به خواستگاری می آیند و هنگامی كه با عروس مواجه می شوند، از شمایل او تعجب می كنند. زیرا كه اتابكی بیژن را به شكل بنفشه در آورده و به خواستگار ها نشان می دهد. فقط مادر بیژن متوجه این موضوع می شود و از دست همسرش بسیار عصبانی می گردد.
نمایش برادر عروس- قسمت 5
از ساعت به مدت
نمایش برادر عروس- قسمت 5
-
05
آبان 1400
-
04
آبان 1400
بنفشه اتابكی به عنوان همسر ایده آل آرمان، به منوریان پیشنهاد می شود. منوریان ابتدا این پیشنهاد را رد می كند اما با اصرار همسرش سوزان، راضی می شود تا با اتابكی برای انجام مراسم خواستگاری صحبت كند...
-
03
آبان 1400
شهره به صورت اتفاقی یكی از دوستان قدیمی اش را ملاقات میكند و از او خواهش می كند ترتیبی فراهم شود تا پسرش بیژن و دختر دوستش سحر یكدیگر را ملاقات كنند شاید موجبات ازدواج بیژن در این ملاقات فراهم شود. از طرفی رییس اداره ای كه اتابكی در آن كار می كند، آقای منوریان قصد دارد به همراه همسرش سوزان به خارج از كشور مهاجرت كند اما پسرش آرمان كه قصد همراهی آن ها را ندارد تصمیم می گیرد ازدواج كند و این موضوع را با خاله اش رضوان كه در داروخانه كار میكند مطرح می كند تا او با یافتن همسر مناسبی والدینش را برای ازدواج آرمان راضی كند. از قضا بنفشه اتابكی برای بازاریابی به داروخانه می رود و آنجا مورد توجه رضوان قرار می گیرد....
-
02
آبان 1400
آقای اتابكی، خانواده ای چهار نفره دارد كه شامل همسرش شهره و دو فرزندش بیژن و بنفشه است. شهره در آرزوی دیدن ازدواج پسرش بیژن كه در حال گذر از دوران جوانی به میانسالی است روزگار میگذارند. بنفشه هم دختر جوانیست كه برای یك شركت پخش لوازم دارویی و بهداشتی بازاریابی می كند. از طرفی رییس اداره ای كه اتابكی در آن كار می كند، آقای منوریان نام دارد. منوریان قصد دارد به همراه همسرش سوزان به خارج از كشور مهاجرت كند اما پسرش آرمان كه قصد همراهی آنها را ندارد می خواهد پدر و مادرش را از این مهاجرت منصرف نماید. آرمان كه ابتدا لزوم پرستاری از پدر بزرگش را بهانه می كند و در منصرف كردن والدینش موفق نمی شود تصمیم تازه ای می گیرد و احساس می كند به كمك خاله اش رضوان نیاز دارد...
-
01
آبان 1400
اتابكی، پدر خانواده ای چهار نفره است كه شامل همسرش شهره و دو فرزندش بیژن و بنفشه است. بیژن برای انتخاب همسر ملاك های غلطی دارد و كم كم در حال گذر از دوران جوانی به میانسالی است. بنفشه اما دختر جوانیست كه برای یك شركت پخش لوازم دارویی و بهداشتی بازاریابی میكند و اتفاقی با خانم دكتری ملاقات میكند كه او را برای همسری خواهرزاده اش مناسب تشحیص میدهد اما درست در زمانی كه قرار است مراسم خواستگاری انجام شود، بنفشه بیمار شده و باید در قرنطینه باشد. اتابكی برای حل این مشكل راه حلی می یابد كه انجامش باعث می شود تا بیژن هم ملاك های درست انتخاب همسر را بیابد....


