نمایش قهرمانان جاوید- قسمت 5(تكرار)
پیرمرد و دوچرخه- قسمت 5 حمید فرهمند كه زمانی جودوكار بوده با اسماعیل آقا تصادف كرده، او حالا میداند كه دوچرخهی مورد علاقهی اسماعیل آقا را 25 سال قبل جوانی به او بخشیده. دوچرخهای كه دایی كاظم ِحمید كه شهید شده، سالها پیش داشته است. اسماعیل آقا میگوید پسری جودوكار دارد به اسم مسعود كه حدود هشت سال قبل از ایران رفته. حمید كه به دلیل علاقهی فراوان به دایی كاظمِ جودوكارش، وارد این ورزش شده بوده پسر اسماعیل آقا را میشناسد. ولی شنیدن این موضوع كه سالها قبل از ایران رفته او را متعجب میكند، حمید، مسعود را چند وقت قبل در دورهمی جودوكاران قدیمیتر دیده بوده، پس به یكی از دوستانش میسپارد كه شمارهی مسعود را پیدا كند. آقا اسماعیل میگوید جوانی كه دوچرخه را به او داده جودوكار بوده و به همین دلیل او پسرش را در كلاس جودو ثبت نام كرده. حالا حمید میداند كه جوان بخشنده، دایی كاظمش بوده ولی نمیداند چرا مسعود به پدرش گفته خارج از ایران است.


