مسعود در جریان یكی از این عملیاتها نمی تواند بر خویشاوندی با یكی از این دموكراتها چشم پوشی كند و این موضوع از نظر ناصر كاظمی پنهان نمی ماند. فرماندار جوان متوجه میشود كدخدای روستا و مسعود می خواهند موضوعی را از او مخفی كنند.
نمایش قهرمانان جاوید- قسمت 18(تكرار)
از ساعت به مدت
نمایش قهرمانان جاوید- قسمت 18(تكرار)
-
21
شهریور 1399
-
20
شهریور 1399
مسعود در جریان یكی از این عملیاتها نمی تواند بر خویشاوندی با یكی از این دموكراتها چشم پوشی كند و این موضوع از نظر ناصر كاظمی پنهان نمی ماند. فرماندار جوان متوجه میشود كدخدای روستا و مسعود می خواهند موضوعی را از او مخفی كنند.
-
19
شهریور 1399
مسعود از ابتدای ورود شهید ناصر كاظمی به پاوه مورد لطف و فتوت او قرار گرفته به همین خاطر از دموكراتها جدا شده، حالا علیه آنها و برای پاكسازی روستاها با ناصر كاظمی همكاری می كند.
-
18
شهریور 1399
ناصر كه به تازگی متوجه شده پدربزرگش نام او را به خاطر شهید ناصر كاظمی، فرماندار محبوب سالهای اول انقلاب انتخاب كرده، قصد دارد اطلاعات بیشتری درباره شهید كاظمی به دست آورد. او با نامزدش، مارال، سراغ مسعود میروند كه در ابتدا دموكرات بوده و تحت تأثیر فتوت و جوانمردی ناصر كاظمی به او میپیوندد. ناصر و مارال كه به دنبال محتوای یك نقاشی اهدایی از سوی دانش آموز پاوهای به فرماندار كاظمی هستند، متوجه میشوند كه مسعود هم میداند چنین نقاشی ای رد و بدل شده ولی هرگز آن را ندیده و....
-
17
شهریور 1399
ناصر كاظمی، جوانی 25 ساله و خوش ظاهر است كه از راه زمینی به طرف پاوه حركت میكند تا فرمانداری این شهر را در روزهای ناآرام جنبش كومله و دموكراتها برعهده گیرد. او با مسعود و ناصح كه از دموكراتها هستند روبرو میشود آنها گمان نمیكنند كه ناصر كاظمی فرماندار باشد و برای تمسخر او را به پاوه میرسانند. اما ناصر كاظمی با جوانمردی با آنها برخورد میكند و بدون هیچ دردسری اجازه میدهد برگردند. مسعود و ناصح تحت تأثیر اخلاق فرماندار جوان قرار میگیرند
-
16
شهریور 1399
مارال، نامزد ناصر، از او می پرسد كه چرا اسم ناصر را برایش انتخاب كردهاند. ناصر برای اولین بار از پدرش جویای جوابی برای این سئوال میشود. پدرش میگوید كه پدربزرگ ناصر این اسم را برای او انتخاب كرده شهید ناصر كاظمی در اولین سالهای انقلاب فرماندار پاوه بوده و با اینكه 25 سال بیشتر نداشته و فوتبالیست حرفهای به حساب میـامده، ولی مورد احترام پدربزرگ ناصر بوده .. در همان روزهای ابتداییِ خدمت شهید كاظمی، یكی از دانش آموزان پاوه به او یك نقاشی هدیه میدهد كه شهید كاظمی بعد از دیدن این نقاشی قول میدهد هرچه زودتر اختلافات و جریانهای استقلال طلبانه کُرد را به پایان برساند
-
15
شهریور 1399
برشی از زندگی شهید ناصر كاظمی
-
14
شهریور 1399
برشی از زندگی شهید صمد اقدمی
-
13
شهریور 1399
برشی از زندگی شهید صمد اقدمی
-
12
شهریور 1399
برشی از زندگی شهید اسماعیل اعلمی
-
11
شهریور 1399
برشی از زندگی شهید مهدی رضایی مجد
-
10
شهریور 1399
برشی از زندگی شهید سعید طوقانی
-
09
شهریور 1399
برشی از زندگی شهید حسن نو فلاح
-
08
شهریور 1399
برشی از زندگی شهدای فوتبال چلوار
-
07
شهریور 1399
پیرمرد و دوچرخه- قسمت 6 حمید بعد از تصادف با اسماعیل آقا، متوجه شده كه دایی كاظمش سالها قبل دوچرخهاش را به این پیرمرد بخشیده. دایی كاظم همان سالها شهید شده. پیرمرد هم كه فهمیده بوده جوانی كه دوچرخهاش را به او بخشیده، جودوكار است، پسرش، مسعود، را دركلاسهای جودو ثبت نام میكند. مسعود به پدرش گفته از ایران میرود و دیگر برای دیدن پدرش نیامده ولی حمید كه به واسطهی جودو مسعود را میشناخته او را همین چند ماه قبل دیده بوده و نمیداند دلیل این كار مسعود چیست. حمید از طریق یكی از دوستانش شماره تماس مسعود را پیدا میكند و با او كه در اصفهان سكونت دارد قرار میگذارد. مسعود از ماجرای علاقهاش به زنی كه مورد تایید اسماعیل آقا نبوده میگوید و اینكه دخالتهای فامیل و اسماعیل آقا باعث شده زندگیاش به هم بریزد. مسعود همچنان از پدرش دلخور است ولی حمید از او میخواهد گذشته را فراموش كند.
-
06
شهریور 1399
پیرمرد و دوچرخه- قسمت 6 حمید بعد از تصادف با اسماعیل آقا، متوجه شده كه دایی كاظمش سالها قبل دوچرخهاش را به این پیرمرد بخشیده. دایی كاظم همان سالها شهید شده. پیرمرد هم كه فهمیده بوده جوانی كه دوچرخهاش را به او بخشیده، جودوكار است، پسرش، مسعود، را دركلاسهای جودو ثبت نام میكند. مسعود به پدرش گفته از ایران میرود و دیگر برای دیدن پدرش نیامده ولی حمید كه به واسطهی جودو مسعود را میشناخته او را همین چند ماه قبل دیده بوده و نمیداند دلیل این كار مسعود چیست. حمید از طریق یكی از دوستانش شماره تماس مسعود را پیدا میكند و با او كه در اصفهان سكونت دارد قرار میگذارد. مسعود از ماجرای علاقهاش به زنی كه مورد تایید اسماعیل آقا نبوده میگوید و اینكه دخالتهای فامیل و اسماعیل آقا باعث شده زندگیاش به هم بریزد. مسعود همچنان از پدرش دلخور است ولی حمید از او میخواهد گذشته را فراموش كند.
-
05
شهریور 1399
پیرمرد و دوچرخه- قسمت 5 حمید فرهمند كه زمانی جودوكار بوده با اسماعیل آقا تصادف كرده، او حالا میداند كه دوچرخهی مورد علاقهی اسماعیل آقا را 25 سال قبل جوانی به او بخشیده. دوچرخهای كه دایی كاظم ِحمید كه شهید شده، سالها پیش داشته است. اسماعیل آقا میگوید پسری جودوكار دارد به اسم مسعود كه حدود هشت سال قبل از ایران رفته. حمید كه به دلیل علاقهی فراوان به دایی كاظمِ جودوكارش، وارد این ورزش شده بوده پسر اسماعیل آقا را میشناسد. ولی شنیدن این موضوع كه سالها قبل از ایران رفته او را متعجب میكند، حمید، مسعود را چند وقت قبل در دورهمی جودوكاران قدیمیتر دیده بوده، پس به یكی از دوستانش میسپارد كه شمارهی مسعود را پیدا كند. آقا اسماعیل میگوید جوانی كه دوچرخه را به او داده جودوكار بوده و به همین دلیل او پسرش را در كلاس جودو ثبت نام كرده. حالا حمید میداند كه جوان بخشنده، دایی كاظمش بوده ولی نمیداند چرا مسعود به پدرش گفته خارج از ایران است.
-
04
شهریور 1399
پیرمرد و دوچرخه- قسمت 4 حمید كه با پیرمردی به اسم اسماعیل آقا تصادف كرده و متوجه شده جوانی حدود 25 سال قبل دوچرخهای را به پیرمرد بخشیده، به موضوعی شك میكند. دایی كاظم او هم حدود 25 سال قبل دوچرخهای از همان مدل داشته و همان سالها هم به شهادت رسیده. یك دست لباس جودویی هم كه خانهی پیرمرد بوده شك او را شدیدتر میكند. دایی كاظم هم جودو كار بوده و باشگاه جودو داشته. حمید پیش دایی تقیاش میرود تا از او درباره ی دوچرخه دایی كاظم بپرسد. دایی تقی به او میگوید كه یكی دو بار بعد از جبهه رفتن كاظم، برادرش را با دوچرخهاش دیده ولی بعد از آن دوچرخه را ندیده.
-
03
شهریور 1399
پیرمرد و دوچرخه- قسمت 3 حمید فرهمند كه زمانی جودوكار بوده بعد از تصادف با اسماعیل آقا او را خانهاش میرساند. پیرمرد به شدت به دوچرخهاش علاقهمند است. این دوچرخه را 25 سال قبل، جوانی به او بخشیده. یكی از دایی های حمید به اسم كاظم هم حدود 25 سال پیش شهید شده و همان سالها دوچرخهای داشته مدل پیرمرد اسماعیل آقا. حمید دربارهی دوچرخه دایی كاظم از مادرش پرس و جو میكند ولی به نتیجهی مطمئنی نمیرسد. حمید در خانهی پیرمرد یك دست لباس جودو هم دیده. اوفكر میكند این لباس جودو، دوچرخه و دایی كاظمش به نحوی با هم ارتباط دارند.
-
01
شهریور 1399
قهرمانان جاوید برشی از زندگی ورزشكارانی است كه برای دفاع از كشور در دوران هشت سال دفاع مقدس در جبهه های حق علیه باطل حضور داشته و به فیض شهادت نائل آمدند


