نمایش ققنوس در موج- قسمت 8
یكتا بهمراه همسرش سعید كه پزشك است و درحال گذراندن طرح خود ، در درمانگاه روستایی نزدیك گومیشان مشغول به كار هستند.در جریان سیلاب منطقه آق قلا وگومیشان سعید كه بعنوان نیروی امدادی مشغول كمك رسانی به سیل زدگان است دچار حادثه شده وغرق می گردد .پدر ومادر سعید ویكتا برای خاكسپاری سعید ازمشهد به روستا می آیند.بعدازمراسم آنها ازیكتا می خواهند كه بهمراهشان به مشهد برودامایكتا كه پرستار است با وجود بارداربودن تصمیم می گیرد در منطقه سیل زده آق قلاكه به شدت آسیب دیده است برود ومانند همسرش به آسیب دیدگان كمك كند.در آق قلا ودر حین كمك رسانی متوجه می شود نوجوانی بنام سلیم با بخطر انداختن جان خود وبا شنا برای سگی كه با توله هایش بر روی پشت بام خانه ای كه دور آن را آب فراگرفته گیر كرده اند ، غذا می برد.یكتا باكمك چند نفر به سلیم كمك می كند تا باقایق، سگ وتوله های تازه بدنیا آمده اش را بجای خشك و امنی منتقل كند.