كمند هنگام عبور از پل هوایی ، با دختر جوانی برخورد میكند كه قصد خودكشی دارد . كمند مانع انجام كارش میشود... كمند لاله را به خانه برده و همچنین برای فروش كتاب ، او را همراه خود میبرد. لاله كم كم به كمند و كارش علاقمند میشود و به كتاب علاقمند میگردد
نمایش كمند- قسمت 4
از ساعت به مدت
كمند، دختر دانشجویی كه برای تامین بخشی از هزینه های دانشگاه،به پیشنهاد یكی از اساتیدش، هم جهت امرار معاش و هم تكمیل پروژه دانشگاهی،به یك شركت فرهنگی برای كار میرود.كارش اینست كه هر روز، تعدادی كتابهای جیبی ارزان قیمت را به مردم بفروشد....
-
28
آبان 1399
-
27
آبان 1399
كمند وارد آسایشگاه سالمندان میشود. پیرزنی كه مشكل روحی پیدا كرده و از همه دوری میكند، كمند را با نوه أش اشتباه میگیرد. كمند كه نمیخواهد دل پیرزن را بشكند ، میخواهد به او روحیه بدهد . هر روز برای كتاب خواندن به آسایشگاه میرود . حال پیرزن و همه سالمندان با حضور كمند و كتابهایش خوب میشود.
-
26
آبان 1399
الهه كه قصد جدایی از همسرش را دارد، بیرون دادگاه با كمند كه در حال فروش كتاب است، آشنا میشود. این آشنایی باعث میشود كه الهه به خواندن كتاب ترغیب گردد و نگاهش به زندگی عوض شده و مسیر زندگی او تغییر كند.
-
25
آبان 1399
كمند برای تأمین بخشی از هزینه های دانشگاه، به دنبال كار میگردد. استاد راهنمایش او را به یك شركت فرهنگی كه در كار توزیع و پخش كتابهای جیبی ارزان قیمت هستند، معرفی میكند. علیرغم مخالفت پدر، با تشویق مادر، میخواهد مشغول به كار شود. همزمان، پدرش سرمایه خود را كه پوشاك فروشی بوده، جمع میكند و قصد سرمایه گذاری در بورس را دارد. اما با خواندن كتابی راجبع به بورس كه از دخترش میگیرد، متوجه اشتباهش میشود. اینگونه میتواند رضایت پدر را جلب كند.......


