پخش زنده و آرشیو رادیو
چهارشنبه 6 اسفند 1399
3:30

نمایش اسارت- قسمت 4(تكرار)

رسول و مجید دو رزمندة مدافع حرم برای دفاع از مردم سوریه و حفاظت، از حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) به اون كشور اعزام شدند. به خاطر درگیری كه با گروه تروریستی داعش اتفاق می افته، این دو مدافع حرم اسیر می شند. ابو راشد، سردستۀ داعشی ها قصد داره این دو رزمنده رو به شهادت برسونه و از صحنه شهادت شون فیلم تهیه كنه. اما از شهر رقه دستور می رسه باید این دو اسیر رو سنگ باران كنند. این دو مدافع حرم كه زخمی شدند و حال چندان مساعدی ندارند، همچنان درمقابل اذیت و آزار نیروهای داعش مقاومت می كنند. خانواده هاشون سخت نگران هستند و زمانی كه متوجه می شوند فرزندان شون اسیر شدند، نگرانی شون بیشتر هم می شه. مجید و رسول در راه رقه هستند اما هواپیماهای سوری به كاروان داعش حمله می كنند. فرصت خوبی پیش می آید تا شاید اونها از دست نیروهای داعش فرار كنند....
تهیه كننده: ریحانه یزدان دوست كارگردان: امیرزنده دلان هنرمندان: مهدی نمینی مقدم، محمد رضاعلی، احمد گنجی نویسنده: اكبر خرد چشم

8:40

نمایش خانه بخت كجاست؟- قسمت 5

سلام من نیما هستم و دارم داستان زندگیِ روزهایِ قبل از اینكه خواهرم ندا رو بفرستیم خونه بخت رو براتون تعریف میكنم. یادتون كه هست؟ ما تا یه قدمی خونه بخت رفته بودیم. بعد از اینكه بابام شرط گذاشت كه امیر باید قبل از عید هزار و چهارصد، حتی با وجود شرایط كرونا، مراسم عروسی بگیره؛ اون بنده خدا چیزی كم نذاشت. خونه رهن كرد و همون تالاری رو كه بابا خان اشاره كرده بودن رو قرارداد بست و واقعا همه چیز داشت به خوبی و خوشی پیش می رفت... اگرچه من دائم فكر می كردم اون روزها دارم توی یه گالری آثار نقاشی راه میرم كه پر از كارهای نقاش هلندی معروف، یعنی موریس اشره... چون هیچ چیز با واقعیت مطلق سازگار نبود... به هر حال گذشت.... اما چه عرض كنم كه كرونا ناغافل بابا رو درگیر كرد یا حداقل توی اون چند ساعت اول همه این طور فكر میكردیم و مجبور شدیم بابا رو ببریم دكتر. نگاه به منش متكبرانه و گول زنكش نكنید. بابای من در مواجهه با بیماری، حتی یه سرماخوردگی ساده، بسیار ناتوانه... حالا سوال من از شما این دم آخری اینه: آیا واجب بود كسی كه اینقدر از بیماری می ترسه، شرط بگذاره و دامادش رو مجبور كنه عروسی بگیره؟ مگه سال هزار و چهارصد، چه كم از هزار و سیصد و نود و نه دارد؟ هیچی نگم بهتره
تهیه كننده: طیبه محمدعلی كارگردان: ایوب آقا خانی هنرمندان: بهناز بستان دوست، مهرخ افضلی نویسنده: زینب آرمند

10:0

نمایش چشم روشن ماه- قسمت 5

بیژن پهلوان جوان ایرانی كه به یاری مردمان دشت ارمن داوطلب شده بود، چون گرازان را شكست داد و خواست به ایران باز گردد همراهش گرگین پهلوان بد اندیش به او حسد ورزید و او را ترغیب كرد تا به جشنگاه دختر افراسیاب تورانی برود. بیژن چون به جشنگاه رسید و منیژه را دید هر دو دلباخته یكدیگر شدند. منیژه بیژن را به ترفندی با خود به توران زمین برد و افراسیاب از راز آنها با خبر شد و گرسیوز را با سربازانش به كاخ منیژه فرستاد تا آنها را دستگیر كند. گرسیوز بیژن را به نزد افراسیاب برد. افراسیاب داستان بیژن را باور نكرد و او را به دار مجازات محكوم كرد. چون بیژن را به میدان شهر بردند پیران ویسه او را دید و از افراسیاب خواست بار دیگر خشم ایرانیان را برنیانگیزد و بیژن را نكشد تنها او را به چاهی بیاندازد اینگونه هم بیژن مجازات میشود، هم منیژه. افراسیاب سخن او را بخردانه یافت و بیژن را درون چاهی انداختند و سنگ بزرگی كه اكوان دیو از چین آورده بود را به روی چاه گذاشتند. منیژه سرگردان و پریشان بالای چاه بیژن میگشت و زمین را میكند تا روزنی باز كند و از آنجا تكه نانی بتواند برای بیژن بفرستد از سویی دیگر گرگین كه از كرده خویش پشیمان شده بود به دنبال بیژن تا به مرز توران آمد ولی او را نیافت و تنها به ایران بازگشت. گیو پدر بیژن كه چشم به راه فرزند بود گرگین را تنها یافت و از او بیژن را خواست گرگین داستانی دروغین به گیو گفت اما گیو باور نكرد و پریشان به نزد كیخسروشاه رفت و به او شكایت كرد كیخسرو مردانی را برای یافتن بیژن راهی توران كرد و به گیو امید داد اگر مردانش نتوانند بیژن را پیدا كنند در روز نخست فروردین ماه جام جهان بین را خواهد دید تا بیژن را پیدا كنند...
تهیه كننده: طیبه محمد علی كارگردان: ایوب آقا خانی هنرمندان: رویا فلاحی، نوشین حسن زاده، علی میلانی، امیر فرحان نیا نویسنده: هلن بهرامی

17:30

نمایش اسارت- قسمت 5

مجید و رسول دو رزمندة مدافع حرم كه برای حفاظت از حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) و نیز دفاع از مردم سوریه در برابر تكفیری ها به سوریه اعزام شدند، در یك درگیری توسط نیروهای داعش اسیر می شوند. قراره ابوراشد، فرمانده داعش این دو اسیر رو به شهادت برسونه و از صحنۀ شهادت شون فیلمی تهیه بشه. اما به ناچار و طبق دستور، اونها رو سمت رقه می بره. نیروهای داعش در بین راه با رسول و مجید خیلی بد رفتاری می كنند، چنانچه دستور میدهند تا اونها رو سنگ باران كنند. نیمه های شب و به خاطر حمله هواپیماهای سوری، این دو رزمنده مدافع حرم موفق می شوند فرار كنند. مجید و رسول كه تشنه و گرسنه هستند به روستایی خالی از سكنه می رسند. ام علی تنها باقی ماندة روستا از اونها استقبال می كنه و زمانی كه قصد دارند روستا رو ترك كنند بهشون دو تا كلت كمری میده. خبر اسارت این جوان مدافع حرم خانواده شون رو سخت نگران كرده. كاری از دست كسی برنمی آد. در ادامه مجید و رسول؛ به یك كامیون متعلق به نیروهای داعش برخورد می كنند. فكری به سر مجید می زنه بلكه بتوانند خودشون رو از اون وضعیت نجات بدهند.
تهیه كننده: ریحانه یزدان دوست كارگردان: امیرزنده دلان هنرمندان: مهدی نمینی مقدم، محمد رضاعلی، احمد گنجی نویسنده: اكبر خرد چشم

22:0

نمایش هزار برگ- قسمت 5

زرین تلاش می‌كند مهرنوش را از خطر آل آگاه كند. او برای مهرنوش آشكار می‌كند كه سال‌ها پیش زنی به نام رعنا در خانه‌ی اربابی زندگی می‌كرده كه آل نوزاد او را با نوزاد خودش یعنی آسیه جا به جا كرده. مهرنوش با شنیدن حرف‌های زرین دچار ترس و كابوس می‌شود. میرزا صالح یكی از قدیمی‌ترین اهالی روستا برای او از گذشته‌ی خانه‌ی اربابی می‌گوید. طبق گفته‌های میرزا صالح، خانه‌ی مذكور متعلق به ارباب صادق بوده كه پس از مرگش به دخترش رعنا می‌رسد. او زنی به نام اكرم كه خدمتكار خانه‌ی اربابی بوده را در ماجرای آل و دزدیدن بچه‌ی رعنا دخیل می‌داند...
تهیه كننده: طیبه محمد علی كارگردان: مینو جبار زاده هنرمندان: حوا الهویی، مینا شجاع نویسنده: هانیه نجفی

22:30

نقد و نمایش

برف تیره از رمان مشهور ماه پنهان است اثر جان اشتاین بك نویسنده امریكایی
تهیه كننده: انسیه سمیع پور گوینده: رضا عمرانی كارشناس مجری و نویسنده: مینو جبارزاده

23:15

نمایش چشم روشن ماه- قسمت 5(تكرار)

بیژن پهلوان جوان ایرانی كه به یاری مردمان دشت ارمن داوطلب شده بود، چون گرازان را شكست داد و خواست به ایران باز گردد همراهش گرگین پهلوان بد اندیش به او حسد ورزید و او را ترغیب كرد تا به جشنگاه دختر افراسیاب تورانی برود. بیژن چون به جشنگاه رسید و منیژه را دید هر دو دلباخته یكدیگر شدند. منیژه بیژن را به ترفندی با خود به توران زمین برد و افراسیاب از راز آنها با خبر شد و گرسیوز را با سربازانش به كاخ منیژه فرستاد تا آنها را دستگیر كند. گرسیوز بیژن را به نزد افراسیاب برد. افراسیاب داستان بیژن را باور نكرد و او را به دار مجازات محكوم كرد. چون بیژن را به میدان شهر بردند پیران ویسه او را دید و از افراسیاب خواست بار دیگر خشم ایرانیان را برنیانگیزد و بیژن را نكشد تنها او را به چاهی بیاندازد اینگونه هم بیژن مجازات میشود، هم منیژه. افراسیاب سخن او را بخردانه یافت و بیژن را درون چاهی انداختند و سنگ بزرگی كه اكوان دیو از چین آورده بود را به روی چاه گذاشتند. منیژه سرگردان و پریشان بالای چاه بیژن میگشت و زمین را میكند تا روزنی باز كند و از آنجا تكه نانی بتواند برای بیژن بفرستد از سویی دیگر گرگین كه از كرده خویش پشیمان شده بود به دنبال بیژن تا به مرز توران آمد ولی او را نیافت و تنها به ایران بازگشت. گیو پدر بیژن كه چشم به راه فرزند بود گرگین را تنها یافت و از او بیژن را خواست گرگین داستانی دروغین به گیو گفت اما گیو باور نكرد و پریشان به نزد كیخسروشاه رفت و به او شكایت كرد كیخسرو مردانی را برای یافتن بیژن راهی توران كرد و به گیو امید داد اگر مردانش نتوانند بیژن را پیدا كنند در روز نخست فروردین ماه جام جهان بین را خواهد دید تا بیژن را پیدا كنند...
تهیه كننده: طیبه محمد علی كارگردان: ایوب آقا خانی هنرمندان: رویا فلاحی، نوشین حسن زاده، علی میلانی، امیر فرحان نیا نویسنده: هلن بهرامی

23:35

میان برنامه

23:45

نمایش گلی در شوره زار- قسمت 5