پخش زنده و آرشیو رادیو

نمایش حریق

علی در آتشنشانی كار می كند او خواهرش را در یك سانحه از دست می دهد و نگهداری خواهر زاده اش سینا را برعهده می گیرد اما اتفاقی می افتد و...

دانایی توانایی

كتاب قلب های نارنجی- ساده دختر نوجوانی است كه علاقه زیاد به نویسندگی دارد و با یك گروه نمایشی در مدرسه همكاری می كند. این داستان به مراودات او با دوستانش و اتفاقات و مشكلاتی كه برای او در خانواده وجود دارد می پردازد و پیرامون تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی او با همكلاسی هایش می پردازد.

نمایش سرود كریسمس- قسمت 3

وقتی اسكروج در اولین شب كریسمس به خانه می آید تا استراحت كند، روح مارلی، شریك او كه در كریسمس هفت سال پیش مرده است و اسكروج در خانه ی او زندگی می كند به سراغش می آید و او را در جریان عواقب كارهایی كه می كند، می گذارد. او به اسكروج هشدار می دهد كه اگر رفتار خود و نوع نگاه خود را نسبت به اطرافیان خود تغییر ندهد، عاقبت خوشی در انتظارش نخواهد بود. او در انتها به اسكروج می گوید كه در ساعات مختلفی از شب، سه روح به سراغش خواهند آمد و او را به زمان های مختلفی از زندگی می برند. روح مارلی بعد از گفتن این حرف ها، ناپدید می شود. اسكروج گیج و سر در گم است و نمی داند كه باید چه كار كند. او در این فكر است كه ایا صحبت های مارلی می تواند واقعیت داشته یا نه كه ناگهان متوجه حضور یك روح در اتاقش می شود. اسكروج می فهمد كه او روح كریسمس زمان گذشته است. روح او را به زمان های دور به دوران كودكی اسكروج می برد. زمانی كه اسكروج، كودكی تنها بود. همه ی هم سن و سال هایش، در كریسمس، غرق در شادی و خنده بودند؛ اما تك و تنها و به دور از بقیه حتی خانواده ش زندگی می كرد. اسكروج به كمك روح كودكی خود را می بیند و حسرت آن روزها را می خورد؛ به این دلیل كه می توانست بهتر زندگی كند و از داشته هایش، بهترین استفاده را ببرد.