نمایش آشنای آسمان- قسمت 10
حسن كه فكری به ذهنش رسیده به دیدار فرماندهان رفته و از ایدهاش میگوید. او میخواهد با قبضه های به جا مانده از ارتش بعث، توپخانهای را سامان دهد و توپها را بر علیه خودِ بعثیها بكار بگیرد. فرماندهان از این پیشنهاد استقبال می كنند و اینگونه است كه اولین توپخانه نیروهای سپاه شكل میگیرد و خودِ شفیعزاده مسئولیت این آتشبار و تربیتِ نیروی انسانی لازم برای این سامانه را به عهده میگیرد. اما قبل از آن لازم است تا خودش به تمام علم و فنِ توپخانه و آتشبار واقف گردد. او به همین منظور، نزدِ یكی از تكنیسینهای زُبده ارتش، طرز كار با قبضه های توپ و تنظیم آنها برای اهدافی در مسافت های دور و نزدیك را فرا میگیرد و همزمان آموخته هایش را به نیروهای تحت امرش آموزش میدهد.