كارون بعد از مرگ پدرش جای اونو در آتش نشانی آبادان پر می كنه. اما مادرش دریا كه بعد از ده سال هنوز نتونسته مرگ همسر آتش نشانش رو باور كنه، از اینكه پسرش جای پدرو گرفته ناراحته و میخواد با اجاره یكی از مغازه های متروپل، كسب و كاری برای كارون راه بیندازه. در حالیكه كارون عاشق این حرفه است...
آبادان سنگر كارون
از 8 مهر از ساعت 23:30 به مدت 30 دقیقه
كارون بعد از مرگ پدرش جای او را در آتش نشانی آبادان پر می كنه. اما مادرش دریا كه بعد از ده سال هنوز نتونسته مرگ همسر آتش نشانش رو باور كنه، از اینكه پسرش جای پدر رو گرفته ناراحته...
🎬 #كارگردان: محمد پورحسن 📑 #نویسنده: زهرا كولیوند 🎧 #تهیه_كننده: محمد مهاجر 🕹️ #افكتور: نرگس موسی پور 🎤 #صدابردار: محمدرضا محتشمی 🖌️ #گرافیك: احسان پیرولیان 🎭 #هنرمندان: مونا صفی، فریبا متخصص، شهین نجف زاده، نازنین مهیمنی، محمد پورحسن، بیوك میرزایی، امیرعباس توفیقی، امیر زندهدلان، شیما جانقربان، محسن بهرامی، معصومه عزیزمحمدی، كرامت رودساز، حمید یزدانی
-
12
مهر 1402 (ساعت 23:30)
-
11
مهر 1402 (ساعت 23:30)
كارون بعد از مرگ پدرش جای اونو در آتش نشانی آبادان پر می كنه. اما مادرش دریا كه بعد از ده سال هنوز نتونسته مرگ همسر آتش نشانش رو باور كنه، از اینكه پسرش جای پدرو گرفته ناراحته و میخواد با اجاره یكی از مغازه های متروپل، كسب و كاری برای كارون راه بیندازه. در حالیكه كارون عاشق این حرفه است...
-
10
مهر 1402 (ساعت 23:30)
كارون بعد از مرگ پدرش جای اونو در آتش نشانی آبادان پر می كنه. اما مادرش دریا كه بعد از ده سال هنوز نتونسته مرگ همسر آتش نشانش رو باور كنه، از اینكه پسرش جای پدرو گرفته ناراحته و میخواد با اجاره یكی از مغازه های متروپل، كسب و كاری برای كارون راه بیندازه. در حالیكه كارون عاشق این حرفه است...
-
09
مهر 1402 (ساعت 23:30)
كارون بعد از مرگ پدرش جای اونو در آتش نشانی آبادان پر می كنه. اما مادرش دریا كه بعد از ده سال هنوز نتونسته مرگ همسر آتش نشانش رو باور كنه، از اینكه پسرش جای پدرو گرفته ناراحته و میخواد با اجاره یكی از مغازه های متروپل، كسب و كاری برای كارون راه بیندازه. در حالیكه كارون عاشق این حرفه است...
-
08
مهر 1402 (ساعت 23:30)
كارون بعد از مرگ پدرش جای اونو در آتش نشانی آبادان پر می كنه. اما مادرش دریا كه بعد از ده سال هنوز نتونسته مرگ همسر آتش نشانش رو باور كنه، از اینكه پسرش جای پدرو گرفته ناراحته و میخواد با اجاره یكی از مغازه های متروپل، كسب و كاری برای كارون راه بیندازه. در حالیكه كارون عاشق این حرفه است...


