زز از جناب پرتقالی میخواهد كه او را به فرزندخواندگی قبول كند تا همراه خانواده اش از آن شهر نرود چون نمیخواهد از درخت پرتقال دور شود.
درخت زیبای من
یكشنبه تا پنجشنبه از ساعت 14:30 به مدت 30 دقیقه
زز كودك زرنگ و فقیر برزیلی پس از دوستی با مردی به ظاهر بداخلاق معروف به جناب پرتقالی رفتارش معقول و مقبول میشود. خانواده زز قصد دارند به شهر دیگری بروند ولی زز دوست ندارد از دوست خیالی خودش كه یك نهال درخت پرتقال هست دور شود و...
كارگردان: میكائیل شهرستانی هنرمندان: مژگان عظیمی، باقر كریم پور نویسنده: سیما مبارك شاهی
-
19
تیر 1399 (ساعت 14:30)
-
18
تیر 1399 (ساعت 14:30)
زز پسری بسیار باهوش است و خانواده اش در پنج سالگی او را به مدرسه میفرستند. او در مدرسه برای خودش دوستانی پیدا میكند. درخت پرتقال نیز دوست اوست كه مدام با او صحبت می كند و ماجراهای مدرسه را برایش تعریف می كند
-
17
تیر 1399 (ساعت 14:30)
زز دل پدرش را می شكند اما برای جبران اینكار تمام شب عید را كار می كند تا بتواند برای او چیزی بخرد. زز برای درد دل نزد درخت پرتقالش میرود و با او درد دل می كند
-
16
تیر 1399 (ساعت 14:30)
در محله های فقیر برزیل پسر بچه ای بازیگوش به اسم زز است. پدر زز از كار اخراج شده و آنها مجبور می شوند به خانه كوچكتری نقل و مكان كنند. در حیاط خانه زز نهالی را میكارد و شروع به صحبت با آن می كند.
-
15
تیر 1399 (ساعت 14:30)
بخشی از زندگی كودكی فقیر اما باهوش به اسم زز


