آقا هاشم و دوستانش پس از اتفاقی كه افتاد ناامید شدند و از انجام راه انداختن غذا خوری منصرف شدند. آقا تقی كه فكر میكرد این كار به آنها حیاتی دوباره داده سعی كرد دوستانش رو مجددا برای انجام این كار ترغیب كنه اما اونها شدیدا دچار یاس شدند مصرانه روی حرف خود ایستادگی كردند.......
نمایش سرزمین پیرمردها
19 تا 24 مرداد از ساعت 1:00 به مدت 30 دقیقه
كارگردان:نازنین مهیمنی تهیه كننده:اشرف السادات اشرف نژاد نویسنده:مریم تاجیك بازیگران:مجید حمزه-محمد پورحسن-عبدالعلی كمالی-رامین پور ایمان-باقر كریم پور-شمسی صادقی-مونا صفی-امیر زنده دلان-شیما جانقربان-مروارید كریمپوصدابردار:حیدر صفدری افكتو
هاشم ملقب به هاشم یخی برای اینكه دوستان پیرمردش رو از افسردگی و پارك نشینی نجات بده اونها رو به خونه ی خودش دعوت كرد تا در كنار هم باقی عمرشان را در شادی زندگی كنند ... اما دوستان او كه به شدت افسرده حال بودند نتونستن خودشون رو با موقعیت جدید هم وفق بدن و این موضوع باعث عصبانی شدن هاشم شد و به همین دلیل هاشم عذر اونها رو از خونه اش خواست ...
-
24
مرداد 1399 (ساعت 1:0)
-
23
مرداد 1399 (ساعت 1:0)
سرانجام هاشم و دوستانش با مشورت شخصی به نام منیر تصمیم گرفتن مقدمات گرفتن مجوز رو برای راه اندازی غذاخوریشون فراهم كنن ... دوستان هاشم كه هر یك سر رشته ای از كارهای ساختمانی داشتند تصمیم گرفتند ساختمان غذا خوری رو خودشون تجهیز كنن اما از اونجایی كه كار نابلد بودن باعث خرابكاریهای پی در پی شدند و ساختمان غذاخوری رو فرستادند روی هوا ...
-
22
مرداد 1399 (ساعت 1:0)
تقی، جعفر و اسدالله سرانجام موفق شدن هاشم رو راضی كنن تا در غذا خوری كه قصد داره بزنه همكاری كنن... اونها برای گرفتن مجوز و شروع كار به اداره ی مربوطه رفتن اما متوجه شدن نمی تونن بنا به دلائلی مجوز بگیرن... به همین خاطر به كمك صفدر سراغ شخصی رفتن كه می تونست این مجوز رو براشون بگیره.
-
21
مرداد 1399 (ساعت 1:0)
جعفر برای اینكه كدورت رو از دل هاشم خان در بیاره به خونه ی اون رفت ... اسدالله و تقی هم رفتن تا ببینن هاشم جعفر رو راه میده یا نه ... اما به محض اینكه رسیدن متوجه شدن هاشم تعداد دیگه ای پیرمرد رو جمع كرده و همراه با اونها تصمیم گرفته كسب و كاری راه بندازه ... اونها با شنیدن این موضوع تصمیم گرفتم هر طور شده دل هاشم رو به دست بیارن تا كنار او بتونن كار كنند
-
20
مرداد 1399 (ساعت 1:0)
هاشم دوستانش را به خانه اش دعوت می كند اما دوستان او كه به شدت افسرده حال بودند نتونستن خودشون رو با موقعیت جدید هم وفق بدهند و این موضوع باعث عصبانی شدن هاشم شد و به همین دلیل هاشم عذر اونها رو از خونه اش خواست
-
19
مرداد 1399 (ساعت 1:0)
هاشم ملقب به هاشم یخی برای اینكه دوستان پیرمردش رو از افسردگی و پارك نشینی نجات بده اونها رو به خونه ی خودش دعوت كرد تا در كنار هم باقی عمرشان را در شادی زندگی كنند ...


