مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)
از ساعت به مدت
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)
-
27
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
-
27
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
26
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
26
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
25
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
25
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
24
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
24
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
23
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
23
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
22
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
22
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
21
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
21
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
مادری میان دو پسر و یك تاجوتخت گرفتار است؛ دو برادر، هر كدام خود را وارث حقیقی میدانند و هیچكدام حاضر به عقبنشینی نیستند. مشورتِ بخردان، آزمونِ خرد و سنجشِ شجاعت، گره این سرنوشت را باز نمیكند؛ تا آنجا كه جنگ، آخرین راه میشود... اما در میدان نبرد، مرگِ یكی از پسران، همهچیز را به تراژدی بدل میكند، ملكبانو، مادرِ داغدیده، بر صفحهی شطرنجی صدخانهای، روایت آنچه گذشته را میبیند و «شهمات» دیگر واژهای در یك بازی نیست...
-
20
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)
-
20
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)
-
19
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)
-
19
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)
-
18
شهریور 1405 (ساعت 22:30)
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)
-
18
شهریور 1405 (ساعت 13:30)
شطِ رنج- قسمت 10(تكرار)


