رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
نمایش سلوك- قسمت 12
از ساعت به مدت
نمایش سلوك- قسمت 12
-
18
آبان 1402 (ساعت 1:0)
-
17
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
16
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
15
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬رسد و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
14
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
13
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
11
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
10
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
09
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
08
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
07
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....
-
06
آبان 1402 (ساعت 1:0)
رضا عابدی روحانیِ جوانِ ایرانی، برای ادامه تحصیل در رشته ادیان به دانشگاهی در لندن می¬رود. با ورود به لندن، یك ژنرال بلند پایه آمریكایی به قتل می¬شود و نوشته¬ای عربی در كنار جسد او اینطور القاء می¬كند كه قاتل یك مسلمان است. با وقوع این قتل پلیس و سرویس¬های امنیتی فعال می¬شوند و رضا نیز در لیست مظنونین قرار می¬گیرد. از طرفی رضا از طریق اینترنت با پسر بچه¬ای (جیمز) آشنا شده كه بیماری قلبی دارد. پدر جیمز بازرس پلیسِ لندن است و وقتی متوجه می¬شود پسرش با یكی از مظنونین قتل ژنرال در تعامل است وحشت می¬كند و به فكرِ چاره می¬افتد....


