نمایش مهاجرین خاك سرخ- قسمت 10
نمایش مهاجرین خاك سرخ- قسمت 10
از ساعت به مدت
نمایش مهاجرین خاك سرخ- قسمت 10
-
10
شهریور 1399
-
09
شهریور 1399
حرف های ناخدا خالد باعث میشود شبیرو تصمیمات جدیدی بگیرد و از طرفی موضوع سرقت باعث میشود شبیرو تصمیم بگیرد حقیقت را بگوید.
-
08
شهریور 1399
شبیرو در ماشین رضا مخفی میشود تا به جبهه برود و پیكر برادرش مصطفی را بازگرداند اما ناخدا خالد متوجه میشود و مانع رفتن او میشود.
-
07
شهریور 1399
برادر شبیرو مصطفی در حال جنگ است و خانواده از او خبر ندارد و رضا یكی از رزمندگان به تهران می آید و خبر شهادت او را میدهد.
-
06
شهریور 1399
شبیرو میداند دزد نادر شاگرد دیگر مغازه است. نادر سعی می كند تا شبیرو را راضی كند تا مراد را دزد معرفی كنند
-
05
شهریور 1399
در مغازه داوود مكانیك محله سرقتی اتفاق افتاده و سر و صدای آن در محله پیچیده است. همه تصور میكنند دزد مراد شاگرد داوود است كه چند روز پیش تهران را ترك كرده اما شبیرو میداند دزد نادر شاگرد دیگر مغازه است
-
04
شهریور 1399
آقای رئوفی مدیر مدرسه از شبیرو میخواهد در مراسم عاشورا دمام بزند و از طرفی در مغازه داوود مكانیك محله سرقتی اتفاق افتاده و سر و صدای آن در محله پیچیده است.
-
03
شهریور 1399
شبیرو از ناخدا خالد میخواهد برای مراسم روز عاشورا دمامش را قرض دهد اما ناخدا بر این باور است كه هر كسی نمی تواند برای امام حسین دمام بزند.
-
02
شهریور 1399
شبیره نوجوان خوزستانی به همراه خانواده اش به دلیل جنگ به تهران مهاجرت می كند. در اولین روز ماه محرم آقای رئوفی مدیر مدرسه از او میخواهد تا در مراسم عزاداری روز عاشورا مانند جنوبی ها عزاداری كند.
-
01
شهریور 1399
شبیرو نوجوان خوزستانی و خانواده اش كه جنگزده هستند به تهران مهاجرت كرده اند. برادرش نیز به جنگ رفته است یك روز مدیر مدرسه شبیرو از او میخواهد در مراسم اولین روز محرم مانند جنوبیها عزاداری كند ...


