زائران راه
زائران راه
13 الی 18 مهر از ساعت 1:00 به مدت 30 دقیقه
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود
كارگردان امیر زنده دلان تهیه كننده ریحانه یزدان دوست نویسنده اكبر خورد چشم افكتور نرگس موسی پور صدابردار: محمدرضامحتشمی گوینده شیما جانقربان باریگران احمد گنجی شیرین سپه راد ناهید مسلمی نازنین مهیمنی مینا شجاع مونا صفی محمد پورحسن
-
15
مرداد 1405 (ساعت 2:30)
-
14
مرداد 1405 (ساعت 2:30)
زائران راه
-
13
مرداد 1405 (ساعت 2:30)
زائران راه
-
12
مرداد 1405 (ساعت 2:30)
زائران راه
-
11
مرداد 1405 (ساعت 2:30)
زائران راه
-
10
مرداد 1405 (ساعت 2:30)
زائران راه
-
16
شهریور 1402 (ساعت 1:0)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
15
شهریور 1402 (ساعت 1:0)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
14
شهریور 1402 (ساعت 1:0)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
13
شهریور 1402 (ساعت 1:0)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
12
شهریور 1402 (ساعت 1:0)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
11
شهریور 1402 (ساعت 1:0)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
27
شهریور 1401 (ساعت 4:30)
روایت الهام دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق میرود
-
26
شهریور 1401 (ساعت 4:30)
روایت الهام دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق میرود
-
25
شهریور 1401 (ساعت 4:30)
روایت الهام دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق میرود
-
24
شهریور 1401 (ساعت 4:30)
روایت الهام دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق میرود
-
23
شهریور 1401 (ساعت 4:30)
روایت الهام دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق میرود
-
22
شهریور 1401 (ساعت 4:30)
-
18
مهر 1399 (ساعت 1:0)
الهام كه دانشجوی عكاسی به سبب این كه پدرش، عباس جانباز شیمیایی است و نمی تونه اونو توی مسیر راه پیمایی اربعین حسینی همراهی كنه، به ناچار همراه دوست و همكلاسیش، مریم و پدرش، مصطفی پا در این سفر مقدس و روحانی میذاره. مریم و الهام تصمیم گرفتند در طول مسیر، از حوادثی كه مشاهده می كنند، عكاسی كرده و این عكس ها رو ضمن ارائه به استاد فاضلی، برای خودشون هم به یادگار نگه دارند. جادۀ نجف به كربلا به خاطر نزدیك شدن به اربعین حسینی، جاده ای شلوغ و پر از حوادث و اتفاقات جالبی شده. گاهی مریم و الهام هم درگیر حوادثی میشند كه در ابتدا سخت و ناگواره، ولی در ادامه تبدیل به خاطره ای شیرین و ماندگار میشه. در این میان، مصطفی، دوست قدیمی خودش، اردلان رو پیدا می كنه. اردلان بیماری قند خون داره، ولی به خاطر پرخوری مواد غذایی شیرین، حالش خراب میشه و مصطفی و بقیه اونو به درمانگاه می برند و حالش تا حدودی خوب میشه. اردلان هم قول میده تا زمانی كه به كربلا نرسیده، لب به مواد غذایی شیرین نزنه. عزیزان، رفته رفته پیاده روی مریم و الهام داره به نقطۀ پایانی خودش كه همانا رسیدن به كربلاست، نزدیك میشه. باید ببینیم این دو دوست دانشجو وقتی به كربلای حسینی می رسند، چه حس و حالی دارند.
-
17
مهر 1399 (ساعت 1:0)
الهام قصد داره همراه پدرش، عباس برای راه پیمایی اربعین عازم عراق بشه. ولی پدرش كه جانباز شیمیایی اس، حالش خراب میشه و الهام همراه دوستش، مریم و پدر مریم، یعنی مصطفی به عراق میره و در این حركت عظیم و چند میلیونی شركت می كنه. الهام و مریم هر دو دانشجوی عكاسی هستند و در جادۀ نجف به كربلا حوادث گوناگونی رو دیده و از اونها عكس میندازند. به عنوان مثال، در قسمت قبلی دیدیم قوزك پای الهام آسیب دیده و اون به سختی راه میره. اونها در درمانگاه با خانم جوانی آشنا میشند كه با یك پا و به كمك عصا، اونم با پای پیاده از بصره اومده. مریم و الهام از این اراده و عشق اون خانم نسبت به امام حسین (ع) متحیر می شن. الهام كه درد قوزك پا اذیتش می كنه، مصمم میشه اون درد رو تحمل كنه تا هرچه زودتر به كربلا برسند. عزیزان، پیاده روی الهام و مریم، همراه مصطفی و دیگران در جادۀ نجف به سمت كربلا ادامه داره. حالا با هم بشنویم در این قسمت قراره چه اتفاق تازه ا ی بیفته كه سوژۀ عكاسی اونا بشه


