علی اصغر نگبان یك كارخانه باخبر میشود مهمان مهمی برای حاج آقا اسدالهی صاحب كارخانه می آید و فكر میكند شاید دوباره كارخانه راه اندازی میشود و...
جشن اراده- قسمت 5(تكرار)
از ساعت به مدت
جشن اراده- قسمت 5(تكرار)
-
11
مهر 1403 (ساعت 11:30)
-
10
مهر 1403 (ساعت 11:30)
علی اصغر نگبان یك كارخانه باخبر میشود مهمان مهمی برای حاج آقا اسدالهی صاحب كارخانه می آید و فكر میكند شاید دوباره كارخانه راه اندازی میشود و...
-
09
مهر 1403 (ساعت 11:30)
علی اصغر نگبان یك كارخانه باخبر میشود مهمان مهمی برای حاج آقا اسدالهی صاحب كارخانه می آید و فكر میكند شاید دوباره كارخانه راه اندازی میشود و...
-
08
مهر 1403 (ساعت 11:30)
علی اصغر نگبان یك كارخانه باخبر میشود مهمان مهمی برای حاج آقا اسدالهی صاحب كارخانه می آید و فكر میكند شاید دوباره كارخانه راه اندازی میشود و...
-
07
مهر 1403 (ساعت 11:30)
علی اصغر نگبان یك كارخانه باخبر میشود مهمان مهمی برای حاج آقا اسدالهی صاحب كارخانه می آید و فكر میكند شاید دوباره كارخانه راه اندازی میشود و...
-
21
شهریور 1399 (ساعت 10:45)
عباس و چند كارگر دیگر به خاطر بیمه و پرداخت حقوق حاضر نیستند سر كار برگردند. غفور یكی از كارگرها در حین كار دچار برق گرفتگی میشود و همین موضوع كار خط تولید را كنسل می كند.
-
20
شهریور 1399 (ساعت 10:45)
مهندس همایون سازكار به سراغ كارخانه ای میرود تا خط تولید را راه ندازی كند اما بعضی از كارگرها مانند عباس به خاطر بیمه و حساب های قبلی كه با صاحب قبلی كارخانه داشتند حاضر نیستند خط تولید را راه اندازی كنند
-
19
شهریور 1399 (ساعت 23:15)
عباس و چند كارگر دیگر به خاطر بیمه و پرداخت حقوق حاضر نیستند سر كار برگردند. غفور یكی از كارگرها در حین كار دچار برق گرفتگی میشود و همین موضوع كار خط تولید را كنسل می كند.
-
18
شهریور 1399 (ساعت 23:15)
مهندس همایون سازكار به سراغ كارخانه ای میرود تا خط تولید را راه ندازی كند اما بعضی از كارگرها مانند عباس به خاطر بیمه و حساب های قبلی كه با صاحب قبلی كارخانه داشتند حاضر نیستند خط تولید را راه اندازی كنند
-
17
شهریور 1399 (ساعت 23:15)
مهندس همایون سازگار برای راه اندازی كارخانه رب با حاج آقا اسداللهی قرار میگذارد. كارگرهای زیادی چشم انتظار راه اندازی خط تولید هستند كه اسم یكی از آنها عباس معصومی است و...
-
16
شهریور 1399 (ساعت 23:15)
علی اصغر نگهبان یك كارخانه مواد غذایی است كه تعطیل شده است. او با خبر میشود كه مهمان مهمی برای حاج آقا صاحب كارخانه می آید و حدس میزند شاید كارخانه دوباره قرار است راه اندازی شود. بنابراین صبح زود نزد خواهرش میرود تا شاید با بازشدن كارخانه برای همسر خواهرش كار پیدا كند.
-
15
شهریور 1399 (ساعت 23:15)
همایون در صنعت مواد غذایی فعالیت می كند او به جای سرمایه گذاری و راه اندازی كارخانه جدید به سراغ كارخانه هایی میرود كه تعطیل هستند و یا در دوران افول به سر میبرند و سودی ندارند تا بتواند دوباره با كمك كارگردان آنجا را سرپا نگه دارد.


