داستان كار درباره ی سعید دانشجوی جوانیست كه ایده ای خوب در سر دارد . طرحی كه بسیار مورد توجه استادش قرار دارد. او كه پدرش كارگر است و با مشكلات مادی روبروست برای كسب درآمد به واسطه ی دوستش امیر در رستوران آقای صادقی مشغول به كار میشود. میلاد، بچه پولداری كه میخواهد از هر فرصتی بهره ی شخصی اش را ببرد تلاش بسیاری می كند تا طرح سعید را صاحب بشود . حتی با دو نفر از اراذل كه با امیر مشكلاتی دارند برای سرقت كامپیوتر و یادداشتهای سعید توطئه میكنند كه خوشبختانه موفق نمیشوند . همین حادثه باعث میشود كه صادقی، صاحب رستوران و همینطور پدر سعید متوجه اهمیت طرح و ایده های سعید بشوند. صادقی حمایت مالی از سعید را به عهده میگیرد و پدر هم با مهیا كردن اتاقی كوچك بعنوان محل كار امكان میدهند تا سعید طرح هایش عملی كند. چند ماه گذشته و سعید و امیر كه موفقیت هایی كسب كرده اند دفتر كارجدیدشان را برپا می كنند
رویش
از 18 اسفند از ساعت 00:30 بامداد به مدت 30 دقیقه
داستان كار درباره ی سعید دانشجوی جوانیست كه ایده ای خوب در سر دارد . طرحی كه بسیار مورد توجه استادش قرار دارد. او كه پدرش كارگر است و با مشكلات مادی روبروست برای كسب درآمد به واسطه ی دوستش امیر در رستوران آقای صادقی مشغول به كار میشود. میلاد، بچه پولداری كه میخواهد از هر فرصتی بهره ی شخصی اش را ببرد تلاش بسیاری می كند تا طرح سعید را صاحب بشود . حتی با دو نفر از اراذل كه با امیر مشكلاتی دارند برای سرقت كامپیوتر و یادداشتهای سعید توطئه میكنند كه خوشبختانه موفق نمیشوند . همین حادثه باعث میشود...
كارگردان: بهرام سروری نژاد نویسنده: جهانشاه آل محمود تهیه كننده: ژاله محمدعلی گوینده: بهناز بستان دوست افكتور: محمدرضا قبادی فر صدابردار: علی حاجی نوروزی هنرمندان: صفا آقاجانی، احمد لشینی، ایوب آقاخانی، محمدسعید سلطانی، مجید سهرابی، بهرام سروری نژاد، محمد مجدزاده، فرشید صمدی پور، امیرعباس توفیقی، مونا صفی، مهدی نمینی مقدم، امیر فرحان نیا
-
22
اسفند 1403
-
21
اسفند 1403
داستان كار درباره ی سعید دانشجوی جوانیست كه ایده ای خوب در سر دارد . طرحی كه بسیار مورد توجه استادش قرار دارد. او كه پدرش كارگر است و با مشكلات مادی روبروست برای كسب درآمد به واسطه ی دوستش امیر در رستوران آقای صادقی مشغول به كار میشود. میلاد، بچه پولداری كه میخواهد از هر فرصتی بهره ی شخصی اش را ببرد تلاش بسیاری می كند تا طرح سعید را صاحب بشود . حتی با دو نفر از اراذل كه با امیر مشكلاتی دارند برای سرقت كامپیوتر و یادداشتهای سعید توطئه میكنند كه خوشبختانه موفق نمیشوند . همین حادثه باعث میشود كه صادقی، صاحب رستوران و همینطور پدر سعید متوجه اهمیت طرح و ایده های سعید بشوند. صادقی حمایت مالی از سعید را به عهده میگیرد و پدر هم با مهیا كردن اتاقی كوچك بعنوان محل كار امكان میدهند تا سعید طرح هایش عملی كند. چند ماه گذشته و سعید و امیر كه موفقیت هایی كسب كرده اند دفتر كارجدیدشان را برپا می كنند
-
20
اسفند 1403
داستان كار درباره ی سعید دانشجوی جوانیست كه ایده ای خوب در سر دارد . طرحی كه بسیار مورد توجه استادش قرار دارد. او كه پدرش كارگر است و با مشكلات مادی روبروست برای كسب درآمد به واسطه ی دوستش امیر در رستوران آقای صادقی مشغول به كار میشود. میلاد، بچه پولداری كه میخواهد از هر فرصتی بهره ی شخصی اش را ببرد تلاش بسیاری می كند تا طرح سعید را صاحب بشود . حتی با دو نفر از اراذل كه با امیر مشكلاتی دارند برای سرقت كامپیوتر و یادداشتهای سعید توطئه میكنند كه خوشبختانه موفق نمیشوند . همین حادثه باعث میشود كه صادقی، صاحب رستوران و همینطور پدر سعید متوجه اهمیت طرح و ایده های سعید بشوند. صادقی حمایت مالی از سعید را به عهده میگیرد و پدر هم با مهیا كردن اتاقی كوچك بعنوان محل كار امكان میدهند تا سعید طرح هایش عملی كند. چند ماه گذشته و سعید و امیر كه موفقیت هایی كسب كرده اند دفتر كارجدیدشان را برپا می كنند
-
19
اسفند 1403
داستان كار درباره ی سعید دانشجوی جوانیست كه ایده ای خوب در سر دارد . طرحی كه بسیار مورد توجه استادش قرار دارد. او كه پدرش كارگر است و با مشكلات مادی روبروست برای كسب درآمد به واسطه ی دوستش امیر در رستوران آقای صادقی مشغول به كار میشود. میلاد، بچه پولداری كه میخواهد از هر فرصتی بهره ی شخصی اش را ببرد تلاش بسیاری می كند تا طرح سعید را صاحب بشود . حتی با دو نفر از اراذل كه با امیر مشكلاتی دارند برای سرقت كامپیوتر و یادداشتهای سعید توطئه میكنند كه خوشبختانه موفق نمیشوند . همین حادثه باعث میشود كه صادقی، صاحب رستوران و همینطور پدر سعید متوجه اهمیت طرح و ایده های سعید بشوند. صادقی حمایت مالی از سعید را به عهده میگیرد و پدر هم با مهیا كردن اتاقی كوچك بعنوان محل كار امكان میدهند تا سعید طرح هایش عملی كند. چند ماه گذشته و سعید و امیر كه موفقیت هایی كسب كرده اند دفتر كارجدیدشان را برپا می كنند
-
18
اسفند 1403
داستان كار درباره ی سعید دانشجوی جوانیست كه ایده ای خوب در سر دارد . طرحی كه بسیار مورد توجه استادش قرار دارد. او كه پدرش كارگر است و با مشكلات مادی روبروست برای كسب درآمد به واسطه ی دوستش امیر در رستوران آقای صادقی مشغول به كار میشود. میلاد، بچه پولداری كه میخواهد از هر فرصتی بهره ی شخصی اش را ببرد تلاش بسیاری می كند تا طرح سعید را صاحب بشود . حتی با دو نفر از اراذل كه با امیر مشكلاتی دارند برای سرقت كامپیوتر و یادداشتهای سعید توطئه میكنند كه خوشبختانه موفق نمیشوند . همین حادثه باعث میشود كه صادقی، صاحب رستوران و همینطور پدر سعید متوجه اهمیت طرح و ایده های سعید بشوند. صادقی حمایت مالی از سعید را به عهده میگیرد و پدر هم با مهیا كردن اتاقی كوچك بعنوان محل كار امكان میدهند تا سعید طرح هایش عملی كند. چند ماه گذشته و سعید و امیر كه موفقیت هایی كسب كرده اند دفتر كارجدیدشان را برپا می كنند
-
07
بهمن 1401
رویش


