عصرانه
عصرانه
یكشنبه تا جمعه از ساعت 15:30 به مدت 30 دقیقه
عصرانه
-
14
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
-
13
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
12
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
در تابستان 57 عباس برای نجات جان خود از ساواكی ها به كمك دوستش داود فرار میكند اما...
-
09
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
08
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
07
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
06
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
05
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
در روستایی هفت سال قبل از انقلاب اتفاقات عجیب زیادی می افتد آخرین اتفاق برای احمد یكی از خان های روستا می افتد و زمین هایش آتش میگیرد او به بهانه تنبیه اهالی روستا آب كشاورزی روستا را جیره بندی میكند و...
-
02
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
01
بهمن 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
30
دی 1399 (ساعت 15:30)
غلام جوانی حدوداً سی ساله است و همه او را به لقب درختی میشناسند. او فرزند باغبانی شریف است كه از پدر راه و رسم باغبانی را آموخته و با مادرش ننه گلاب زندگی می كند و...
-
29
دی 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه
-
28
دی 1399 (ساعت 15:30)
رسول خدا (ص) درگذشت و بلال تصمیم میگیرد دیگر اذان نگوید تا اینكه از طرف دختر رسول خدا (ص) به او خبر میرسد كه...
-
27
دی 1399 (ساعت 15:30)
پیر زنی عازم خانه خدا است كه از كاروان جا می ماند جوانی او را یافته و به كاروان می رساند و...
-
25
دی 1399 (ساعت 15:30)
آتیه كه همواره نیوان را تعقیب می كند، ویان را از حقیقت تیره رنگی آگاه كرد كه همانا سرقت قرآن توسط نیوان بود. ویان از نیوان خواست هر چه زودتر قرآن را بازگرداند، تا تمام این غائله ها پایان گیرد
-
24
دی 1399 (ساعت 15:30)
سیامك همه اهالی و همین طور سوران را، از این مهم مطلع میكند. اما از آنجا كه بار دیگر با دزدی قرآن روبرو می شوند، سوران دزد اصلی را سیامك فرض میكند و او را در خانه اش زندانی می كند. اگرچه نارین و نیوان، همسر و فرزند سوران از این كار رضایت ندارند، اما مردم چاره ای جز یكدلی با سوران ندارند و او را كمك می كنند.
-
23
دی 1399 (ساعت 15:30)
سوران، مردم را علیه سیامك می شوراند و برای اثبات حرفش، او را مجبور میكند دست روی قرآن بگذارد و قسم بخورد.در انتهای قسمت دوم هم از حقیقت ماجرا كه توسط سیامك از آن پرده برداشته شد، آگاه شدیم. سیامك در حقیقت مامور موزه است و از سوی رضا شاه نامه ای دارد برای بردن قرآن به موزه تهران؛ كه چون می دانسته با مخالفت مردم روبرو خواهد شد
-
22
دی 1399 (ساعت 15:30)
سیامك، دختر برزان، یعنی ویان را كنار رودخانه دیده بود. از سویی نیوان خیلی تمایل به ماندن سیامك در خانه برزان نداشت؛ اما برزان سال هاست به مسافران اتاق كرایه میدهد. پدر و مادر نیوان، یعنی سوران و نارین هم در مورد عشقی كه میان ویان و نیوان شكل گرفته گفتند؛ اما سوران هرگز رضایت به این ازدواج نداده است. سیامك خود را مشتاق دیدن قرآن هزار ساله نگل نشان میدهد و زمانی كه با برزان به مسجد می روند، متوجه دزدیده شدن قرآن میشوند...
-
21
دی 1399 (ساعت 15:30)
در این نمایش با فردی به نام سیامك كارساز آشنا میشویم. او كه غریبه ای در روستای نگل محسوب می شد، وارد قهوه خانه شد و با نیوان گفتگو كرد. سیامك در مورد ایده ی ساخت یك مهمان خانه برای مسافران خارجی با نیوان صحبت كرد و برای اقامت به خانه برزان رفت.
-
18
دی 1399 (ساعت 15:30)
عصرانه


