مینا معمار است و مدت كوتاهی است كه پسرش را از دست داده. او شرایط روحی مناسبی ندارد و سردردهای شدیدی هم دارد. بعد از مراجعه به دكتر متوجه می شود تومور مغزی دارد و...
نمایش دست های گرم- قسمت 1(تكرار)
از ساعت به مدت
نمایش دست های گرم- قسمت 1(تكرار)
-
30
تیر 1398 (ساعت 0:30)
-
29
تیر 1398 (ساعت 23:30)
پانته آ متوجه میشود احمد دوست خانوادگی همسرش همان برادر خودش سروش است و احمد از او میخواهد كه این راز را نگه دارد اما...
-
29
تیر 1398 (ساعت 22:45)
شیرین متوجه میشود مریم به قصد دیگری غیر از نگهداری بچه ها وارد خانه همسر سابقش شده است. بنابراین تصمیم میگیرد كاری كند پس نزد همسر سابقش فرشاد میرود و از او خواست میكند تا مریم را اخراج كند اما...
-
29
تیر 1398 (ساعت 1:15)
سارا به علت تصادف ویلچرنشین شده و مهران همسرش مدام نگران اوست. عاطفه ریاحی روانكاوی كه بر روی پرونده پسر عموی سارا كار می كند متوجه موضوع مشكوكی میشود و...
-
28
تیر 1398 (ساعت 23:30)
پانته آ متوجه میشود احمد دوست خانوادگی همسرش همان برادر خودش سروش است و احمد از او میخواهد كه این راز را نگه دارد اما...
-
28
تیر 1398 (ساعت 1:15)
سارا به علت تصادف ویلچرنشین شده و مهران همسرش مدام نگران اوست. عاطفه ریاحی روانكاوی كه بر روی پرونده پسر عموی سارا كار می كند متوجه موضوع مشكوكی میشود و...
-
27
تیر 1398 (ساعت 23:30)
پانته آ متوجه میشود احمد دوست خانوادگی همسرش همان برادر خودش سروش است و احمد از او میخواهد كه این راز را نگه دارد اما...
-
26
تیر 1398 (ساعت 23:30)
نادر از فرزندانش خواست در خانه اش جمع شوند تا درباره اموالش با آنها صحبت كند اما از نادر خبری نمی شود و...
-
26
تیر 1398 (ساعت 2:0)
خسرو بروجردی پیرمرد تنهایی است كه عاشق مه لقا، همسایه خود شده است اما پسر مه لقا با این ازدواج مخالف است. از طرف دیگر ارثیه ای از طرف دایی خسرو به او میرسد و خسرو تصمیم می گیرد با پول ارثیه خانه ی سالمندان افتتاح كند و...
-
26
تیر 1398 (ساعت 0:30)
مهندس عزت محبی فردی خود ساخته كه رابطه عاطفی خوبی با مهتاج همسرش دارد ولی رابطه اش با فرزندانش خوب نیست تا اینكه مهتاج مبتلا به سرطان شده و فوت می كند و هنگام فوت از عزت قول می گیرد كه خوب زندگی كند اما...
-
25
تیر 1398 (ساعت 23:30)
نادر از فرزندانش خواست در خانه اش جمع شوند تا درباره اموالش با آنها صحبت كند اما از نادر خبری نمی شود و...
-
25
تیر 1398 (ساعت 2:0)
خسرو بروجردی پیرمرد تنهایی است كه عاشق مه لقا، همسایه خود شده است اما پسر مه لقا با این ازدواج مخالف است. از طرف دیگر ارثیه ای از طرف دایی خسرو به او میرسد و خسرو تصمیم می گیرد با پول ارثیه خانه ی سالمندان افتتاح كند و...
-
24
تیر 1398 (ساعت 23:30)
نادر از فرزندانش خواست در خانه اش جمع شوند تا درباره اموالش با آنها صحبت كند اما از نادر خبری نمی شود و...
-
24
تیر 1398 (ساعت 2:0)
خسرو بروجردی پیرمرد تنهایی است كه عاشق مه لقا، همسایه خود شده است اما پسر مه لقا با این ازدواج مخالف است. از طرف دیگر ارثیه ای از طرف دایی خسرو به او میرسد و خسرو تصمیم می گیرد با پول ارثیه خانه ی سالمندان افتتاح كند و...
-
23
تیر 1398 (ساعت 23:30)
نادر از فرزندانش خواست در خانه اش جمع شوند تا درباره اموالش با آنها صحبت كند اما از نادر خبری نمی شود و...
-
23
تیر 1398 (ساعت 2:0)
خسرو بروجردی پیرمرد تنهایی است كه عاشق مه لقا، همسایه خود شده است اما پسر مه لقا با این ازدواج مخالف است. از طرف دیگر ارثیه ای از طرف دایی خسرو به او میرسد و خسرو تصمیم می گیرد با پول ارثیه خانه ی سالمندان افتتاح كند و...
-
22
تیر 1398 (ساعت 23:30)
نادر از فرزندانش خواست در خانه اش جمع شوند تا درباره اموالش با آنها صحبت كند اما از نادر خبری نمی شود و...
-
21
تیر 1398 (ساعت 23:30)
مسعود با خانواده اش میخواهد به خواستگاری دختری به نام صدف بروند اما ناگهان اتفاقی می افتد و...
-
20
تیر 1398 (ساعت 22:45)
حشمت خان تازه داماد است. همسرش تازه فوت كرده و تصمیم دارد از نو ازدواج كند اما این وصلت موجب نارضایتی اطرافیانش میشود و...
-
20
تیر 1398 (ساعت 5:30)
حشمت خان تازه داماد است. همسرش تازه فوت كرده و تصمیم دارد از نو ازدواج كند اما این وصلت موجب نارضایتی اطرافیانش میشود و...


