مجید، همسر باردارش منیره را رها كرده و رفته است از طرفی صاحبخانه رها نیز جوابش كرده او پاورق نویس یك مجله است و اما دستمزدش كمك بوده و دوستش عفت به او میگوید باید هرچه زودتر شوهرش را پیدا كند...
نمایش آخرین زمستان- قسمت 6(تكرار)
از ساعت به مدت
نمایش آخرین زمستان- قسمت 6(تكرار)
-
18
بهمن 1398 (ساعت 10:30)
-
17
بهمن 1398 (ساعت 10:30)
مجید، همسر باردارش منیره را رها كرده و رفته است. از طرفی صاحبخانه رها نیز جوابش كرده. او پاورق نویس یك مجله است اما دستمزدش كم بوده و دوستش عفت به او می گوید باید هرچه زودتر شوهرش را پیدا كند...
-
16
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
طوفان، جوانی كه عضو فعال نهضت جنگل است پیكر نیمه جان دوستش را در جنگل پیدا می كند و او را نزد دكتر می برد. او ناگهان یاد گذشته و خانواده اش می افتد و زمانی كه كودك بوده....
-
16
بهمن 1398 (ساعت 10:30)
مجید، همسر باردارش منیره را رها كرده و رفته است. از طرفی صاحبخانه رها نیز جوابش كرده. او پاورق نویس یك مجله است اما دستمزدش كمك خرج بوده و دوستش عفت به او می گوید باید هرچه زودتر شوهرش را پیدا كند...
-
15
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
طوفان جوانی كه عضو فعال نهضت جنگل است پیكر نیمه جان دوستش را در جنگل پیدا می كند و او را نزد دكتر میبرد. او ناگهان یاد گذشته و خانواده اش می افتد و زمانی كه كودك بوده....
-
15
بهمن 1398 (ساعت 10:30)
مجید، همسر باردارش منیره را رها كرده و رفته است از طرفی صاحبخانه رها نیز جوابش كرده او پاورق نویس یك مجله است و اما دستمزدش كمك بوده و دوستش عفت به او میگوید باید هرچه زودتر شوهرش را پیدا كند...
-
11
بهمن 1398 (ساعت 16:45)
هر روز بعد از كار پروین به انتظار همسرش بهروز مینشیند تا به دنبالش بیاید اما چون او در ترافیك مانده تصمیم می گیرد مقداری از راه را پیاده بیاید اما در بین راه...
-
11
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
دو برادر با مادرشان در روستا زندگی میكنند و به كار كشاورزی مشغول هستند اما مدت زمانیست زمین های رودآباد محصول نمی دهد و روستائیان مشغول فروش زمین هایشان هستند و....
-
10
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
دو برادر با مادرشان در روستا زندگی میكنند و به كار كشاورزی مشغول هستند اما مدت زمانیست زمین های رودآباد محصول نمی دهد و روستائیان مشغول فروش زمین هایشان هستند و....
-
09
بهمن 1398 (ساعت 16:45)
اسماعیل به طور اتفاقی متوجه شد پسرش بابك مشكلات مالی دارد و این موضوع را از آنها مخفی كرده است و....
-
09
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
دو برادر با مادرشان در روستا زندگی میكنند و به كار كشاورزی مشغول هستند اما مدت زمانیست زمین های رودآباد محصول نمی دهد و روستائیان مشغول فروش زمین هایشان هستند و....
-
08
بهمن 1398 (ساعت 16:45)
اسماعیل به طور اتفاقی متوجه شد پسرش بابك مشكلات مالی دارد و این موضوع را از آنها مخفی كرده است و....
-
08
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
دو برادر با مادرشان در روستا زندگی میكنند و به كار كشاورزی مشغول هستند اما مدت زمانیست زمین های رودآباد محصول نمیدهد و روستائیان مشغول فروش زمین هایشان هستند و....
-
07
بهمن 1398 (ساعت 16:45)
اسماعیل به طور اتفاقی متوجه شد پسرش بابك مشكلات مالی دارد و این موضوع را از آنها مخفی كرده است و....
-
07
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
دو برادر با مادرشان در روستا زندگی میكنند و به كار كشاورزی مشغول هستند اما مدت زمانیست زمین های رودآباد محصول نمیدهد و روستائیان مشغول فروش زمین هایشان میشوند و....
-
06
بهمن 1398 (ساعت 16:45)
اسماعیل به طور اتفاقی متوجه شد پسرش بابك مشكلات مالی دارد و این موضوع را از آنها مخفی كرده است و....
-
06
بهمن 1398 (ساعت 16:0)
دو برادر با مادرشان در روستا زندگی میكنند و به كار كشاورزی مشغول هستند اما مدت زمانیست زمین های رودآباد محصول نمیدهد و روستائیان مشغول فروش زمین هایشان میشوند و....
-
06
بهمن 1398 (ساعت 6:30)
علی جوان سر به راهی كه وقتش را در زورخانه می گذارند. او پدرش را از دست داده و با مادرش زندگی می كند. علی به صورت اتفاقی با نوچه حشمت به نام غفور آشنا میشود و سعی می كند روی او تاثیر بگذارد و او را به زورخانه ببرد...
-
04
بهمن 1398 (ساعت 10:30)
ایرج برای نجات دو نفر از آتش، جانش را از دست میدهد و پسرش فرحان بعد از مرگ پدرش جعبه خاتمی را پیدا می كند كه پدرش ایرج برای او گذاشته و....
-
03
بهمن 1398 (ساعت 10:30)
ایرج برای نجات دو نفر از آتش، جانش را از دست میدهد و پسرش فرحان بعد از مرگ پدرش جعبه خاتمی را پیدا می كند كه پدرش ایرج برای او گذاشته و....


