شش نسل دشمنی بنی امیه و بنی هاشم سرانجام در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید و سبب شد یزید اموی به كشتن حسین هاشمی فرمان دهد لیكن خوش پنداری ست كه بگویی قیام حسین و خشونت یزید در كشتن وی فقط از سر دشمنی آبا و اجدادی بوده. یزید مظهر منكر بود و حسین مصداق امر به معروف اما رویارویی یزید و حسین همانند قله كوه یخی بود كه بخش اعظم آن در گذشته تاریخ پنهان بود. جد حسین، محمد بن عبدالله (ص) بود و جد یزید ابوسفیان كه بزرگترین مخالف محمد بود و بسیار او را آزرد. پدر حسین علی بود و پدر یزید معاویه كه هم دیگران را به دشمن و نبرد با علی برانگیخت، هم خود با او جنگید. پس از علی مردم با حسن كه پسر ارشد علی بود، بیعت كردند ولی دیگر بار معاویه علم مخالفت برافراشت و برای جنگ با حسن همراه سپاهی بزرگ راهی كوفه شد. دو سپاه در نُخیله به هم رسیدند. دیگر بار معاویه حیلتی ساز كرد و ایمان سالار سپاه كوفه را خرید. حسن را چاره ای نماند جز پذیرش صلح اما صلحی مشروط به شروطی. شروطی كه معاویه برغم امضاء آنها هرگز به آنها عمل نكرد. یكی از آن شروط این بود كه پس از معاویه، خلافت به حسن برسد و اگر حسن نبود، به برادر كوچكترش حسین اما مدتی بعد نه تنها معاویه با توطئه حسن را با زهر از پیش رو برداشت، بلكه بر آن شد تا پسرش یزید را جانشین خود كند. در این راه در حالی كه می كوشید بیعت شامیان را جلب كند، مغیرة بن شعبه و زیاد بن ابی سفیان را مأمور كرد تا از مردم عراق بیعت بگیرند.
نمایش قصه واقعه- قسمت 9
از ساعت به مدت
عاشورا اوج دشمنی دیرین بنیامیه و بنیهاشم است. هاشم و امیه كه برادرانی همقلو بودند، تولدی نامعمول داشتند. رقابت این دو برادر برسر كسب ریاست قریش از جوانی آغاز شد. محمد(ص) كه از بنیهاشم بود دعوی نبوت میكند. ابوسفیان كه از بنی امیه بود...
-
09
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
-
08
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
شش نسل دشمنی بنی امیه و بنی هاشم سرانجام در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید و سبب شد یزید اموی به كشتن حسین هاشمی فرمان دهد لیكن خوش پنداری ست كه بگویی قیام حسین و خشونت یزید در كشتن وی فقط از سر دشمنی آبا و اجدادی بوده. یزید مظهر منكر بود و حسین مصداق امر به معروف اما رویارویی یزید و حسین همانند قله كوه یخی بود كه بخش اعظم آن در گذشته تاریخ پنهان بود. جد حسین، محمد بن عبدالله (ص) بود و جد یزید ابوسفیان كه بزرگترین مخالف محمد بود و بسیار او را آزرد. پدر حسین علی بود و پدر یزید معاویه كه هم دیگران را به دشمن و نبرد با علی برانگیخت، هم خود با او جنگید. پس از علی مردم با حسن كه پسر ارشد علی بود، بیعت كردند ولی دیگر بار معاویه علم مخالفت برافراشت و برای جنگ با حسن همراه سپاهی بزرگ راهی كوفه شد. دو سپاه در نُخیله به هم رسیدند. دیگر بار معاویه حیلتی ساز كرد و ایمان سالار سپاه كوفه را خرید. حسن را چاره ای نماند جز پذیرش صلح اما صلحی مشروط به شروطی. شروطی كه معاویه برغم امضاء آنها هرگز به آنها عمل نكرد. یكی از آن شروط این بود كه پس از معاویه، خلافت به حسن برسد و اگر حسن نبود، به برادر كوچكترش حسین اما مدتی بعد نه تنها معاویه با توطئه حسن را با زهر از پیش رو برداشت، بلكه بر آن شد تا پسرش یزید را جانشین خود كند. در این راه، مشاور رومی اش سرجون مشوق او بود. به پیشنهاد سرجون، معاویه وانمود كرد كه بر آن است، والی كوفه ـ مغیرة بن شعبه ـ را عزل كند. این امر مغیره را به تكاپو انداخت كه برای حفظ امارت خود، پیشنهادی را مطرح كند كه میدانست خشنودی معاویه را در پی خواهد داشت. از این روی شبانه از كوفه راهی دمشق شد و اول به دیدار یزید رفت كه البته این برخلاف سنت حكومتی بود.
-
07
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
دشمنی بنی امیه و بنی هاشم سرانجام در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید و سبب شد یزید اموی به كشتن حسین هاشمی فرمان دهد لیكن خوش پنداری ست كه بگویی قیام حسین و خشونت یزید در كشتن وی فقط از سر دشمنی آبا و اجدادی بوده. یزید مظهر منكر بود و حسین مصداق امر به معروف اما رویارویی یزید و حسین همانند قله كوه یخی بود كه بخش اعظم آن در گذشته تاریخ پنهان بود. جد حسین، محمد بن عبدالله(ص) بود و جد یزید ابوسفیان كه بزرگترین مخالف محمد بود و بسیار او را آزرد. پدر حسین علی بود و پدر یزید معاویه كه هم دیگران را به دشمن و نبرد با علی برانگیخت، هم خود با او جنگید. پس از علی مردم با حسن كه پسر ارشد علی بود، بیعت كردند ولی دیگر بار معاویه علم مخالفت برافراشت و برای جنگ با حسن همراه سپاهی بزرگ راهی كوفه شد. دو سپاه در نُخیله به هم رسیدند. دیگر بار معاویه حیلتی ساز كرد و ایمان سالار سپاه كوفه را خرید. حسن را چاره ای نماند جز پذیرش صلح اما صلحی مشروط به شروطی. شروطی كه معاویه برغم امضاء آنها هرگز به آنها عمل نكرد. یكی از آن شروط این بود كه پس از معاویه، خلافت به حسن برسد و اگر حسن نبود، به برادر كوچكترش حسین اما مدتی بعد نه تنها معاویه با توطئه حسن را با زهر از پیش رو برداشت، بلكه بر آن شد تا پسرش یزید را جانشین خود كند. در این راه، مشاور رومی اش سرجون مشوق او بود. به پیشنهاد سرجون، معاویه وانمود كرد كه بر آن است، والی كوفه ـ مغیرة بن شعبه ـ را عزل كند. این امر مغیره را به تكاپو انداخت كه برای حفظ امارت خود، پیشنهادی را مطرح كند كه میدانست خشنودی معاویه را در پی خواهد داشت. از این روی شبانه از كوفه راهی دمشق شد و اول به دیدار یزید رفت كه البته این برخلاف سنت حكومتی بود.
-
06
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
یزید از نوادگان امیه بود و حسین از نوادگان هاشم. امیه كه برادرزاده هاشم بود، بر عموی خود حسادت می ورزید. این حسادت بدل به دشمنی شد و این دشمنی شش نسل ادامه یافت تا در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید. در سیر این اوج گیری گفته اند كه: چون محمد بن عبدالله (ص) پیامبری خود را آشكار نمود، اول مخالفان او بنی امیه بودند كه سرانجام فتح مكه مسلمان شدند. بعد از مدتی از خلاقت عثمان مردم بر عثمان شوریدند و او را كشتند. پس از این مسلمانان با خلافت علی بن ابیطالب بیعت كردند اما معاویه كه از بنی امیه بود به خلافت علی تن نداد و طلحه و زبیر و عایشه همسر پیامبر را به مخالفت با علی برانگیخت. جنگ جمل رخ داد و علی پیروز شد. پس از این جنگ صفین بود كه میان علی بود و معاویه. پس از صفین جنگ نهروان شكل گرفت كه یك سو خوارج بودند و سوی دیگر علی. خوارج شكست خوردند و بسیاری از آنان گریختند اما مدتی بعد یكی از ایشان به نام عبدالرحمان بن ملجم مرادی علی را كشت. مردم با حسن كه پسر ارشد علی بود، بیعت كردند ولی دیگر بار معاویه علم مخالفت برانگیخت و برای جنگ با حسن همراه سپاهی بزرگ راهی كوفه شد. دو سپاه در نُخیله به هم رسیدند. دیگر بار معاویه حیلتی ساز كرد، چاره ساز... پانصد هزار درهم نقد و پانصد هزار درهم به وعده داد و ایمان عبیدالله بن عباس- سالار سپاه كوفه- را خرید. حسن را چاره ای نماند جز پذیرش صلح اما صلحی مشروط به شروطی. شروطی كه معاویه برغم امضاء آنها هرگز به آنها عمل نكرد. یكی از آن شروط این بود كه پس از معاویه، خلافت به حسن برسد و اگر حسن نبود، به برادر كوچكترش حسین اما مدتی بعد نه تنها معاویه با توطئه حسن را با زهر از پیش رو برداشت، بلكه بر آن شد تا پسرش یزید را جانشین خود كند. در این راه، مشاور رومی اش سرجون مشوق او بود اما معاویه از بابتی احساس نگرانی می كرد.
-
05
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
یزید از نوادگان امیه بود و حسین از نوادگان هاشم. امیه كه برادرزاده هاشم بود، بر عموی خود حسادت می ورزید. این حسادت بدل به دشمنی شد و این دشمنی شش نسل ادامه یافت تا در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید. در سیر این اوج گیری گفته اند كه: چون محمد بن عبدالله (ص) پیامبری خود را آشكار نمود، اول مخالفان او بنی امیه بودند كه سالها مسلمانان را آزرند و بارها با آنان جنگیدند اما به هنگام فتح مكه مسلمان شدند. بعد از مدتی از خلافت عثمان مردم بر عثمان شوریدند و او را كشتند. پس از این مسلمانان با خلافت علی بن ابیطالب بیعت كردند اما معاویه به خلافت علی تن نداد و طلحه و زبیر و عاشیه همسر پیامبر(ص) را به مخالفت با علی برانگیخت. جنگ جمل رخ داد و علی پیروز شد. پس از آن علی با نامه ای معاویه را به بیعت و تمكین دعوت كرد اما معاویه تن نداد. این بار سپاه علی كه عمدةً از كوفیان بودند با سپاه معاویه كه از شامیان بودند، در صفین در برابر هم ایستادند. سپاه كوفه در یك قدمی پیروزی بود كه سپاه شام به حیلت و تزویر عمرو بن عاص، مُصحفِ شریف بر سر نیزه كرد. خشك مغزان ِ ظاهربین علی را مجبور كردند تا حكمیت را بپذیرد. علی نیز بناچار پذیرفت. قاضی شامی كه عمرو بن عاص بود، قاضی كوفی را كه ابوموسی اشعری بود، فریفت و معاویه را خلیفه خواند. ظاهربینان خشك مغز كه از كرده ی خود پشیمان شده بودند بر علی خروج كردند و نام خوارج بر خود گرفتند. جنگ نهروان شكل گرفت و خوارج شكست خوردند و بسیاری از آنان گریختند اما مدتی بعد یكی از ایشان به نام عبدالرحمان بن ملجم مرادی علی را كشت. مردم با حسن كه پسر ارشد علی بود، بیعت كردند ولی دیگر بار معاویه علم مخالفت برانگیخت و برای جنگ با حسن همراه سپاهی بزرگ راهی كوفه شد.
-
04
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
آیا هرگز از خود پرسیده اید كه سرآغاز قصه ی كربلا از كجا بوده؟ یا چه حوادثی زمینه ساز واقعه ی كربلا شد؟ پیشتر گفتم، یزید از نوادگان امیه بود و حسین از نوادگان هاشم. امیه كه برادرزاده هاشم بود، بر عموی خود حسادت می ورزید. این حسادت بدل به دشمنی شد و این دشمنی شش نسل ادامه یافت تا در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید. در سیر این اوج گیری گفته اند كه: چون محمد بن عبدالله (ص) پیامبری خود را آشكار نمود، اول مخالفان او بنی امیه بودند كه سالها مسلمانان را آزرند و بارها با آنان جنگیدند اما به هنگام فتح مكه ـ در سال هشتم هجری ـ آمدند و شهادتین گفتند و مسلمان شدند. شاید نتوان گفت، شهادت گویی همه امویان از سر اجبار بوده ولی بی تردید مسلمان شدن ابوسفیان از سر مصلحت اندیشی بود. زیرا می دانست كه آتیه در مسلمانی تأمین خواهد شد. به گفته طبری در «تاریخ الرسُل و الملوك» چون خلافت به عمر بن خطاب رسید، ابوسفیان به اصرار حكم امارت شام را برای پسرش یزید از خلیفه گرفت، بعد از مدتی مردم بر عثمان شوریدند و خانه اش را محاصره كردند و آب را به روی او بستند. سبب عبرت است و حیرت كه در این زمان، بنی امیه عثمان را تنها گذارند اما بنی هاشم به نیت حفظ حرمت خلافت، به سركردگی علی بن ابی طالب در حفاظت از او در برابر خانه اش صف كشیدند اما چند تنی كه به قصد و نیت، نام و عشره شان از تاریخ حذف شده و كتمان مانده، پنهانی از پس خانه به بام خانه جستند و عثمان را بر سجاده اش كشتند. پس از این بود كه مسلمانان با خلافت علی بیعت كردند. به شهادت تاریخ نگاران سنی از جمله ابن اثیر و مُتشیع ای چون طبری، برغم درخواست عثمان، معاویه از یاری كردن وی تن زد و چون خبر كشته شدنش به او رسید
-
03
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
آیا هرگز از خود پرسیده اید كه سرآغاز قصه ی كربلا از كجا بوده؟ یا چه حوادثی زمینه ساز واقعه ی كربلا شد؟ پیشتر گفتم، یزید از نوادگان امیه بود و حسین از نوادگان هاشم. امیه كه برادرزاده هاشم بود، بر عموی خود حسادت می ورزید. این حسادت بدل به دشمنی شد و این دشمنی شش نسل ادامه یافت تا در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید. در سیر این اوج گیری گفته اند كه: چون محمد بن عبدالله (ص) پیامبری خود را آشكار نمود، اول مخالفان او بنی امیه بودند. آنها محمد و پیروانش را آزردند، شكنجه دادند و در شِعب ابی طالب به حصر كشیدند. حتی بر آن شدند كه شبانه به خوابگاه محمد وارد شوند و او را در بستر بكشند لیكن حضرت شبانه به مدینه هجرت كرد. در مدینه دولت محمدی قوت یافت. نزاع ها بالا گرفت تا بدانجا كه سپاه مدینه و سپاه مكه كنار چاه های بدر به هم درآمیختند. در این نبرد پدر و برادر هند ـ همسر ابوسفیان اموی ـ كشته شد. هند به خونخواهی پدر و برادر خود؛ وحشی حبشی را اجیر كرد تا حمزه هاشمی را بكشد. وحشی به زوبینی سینه حمزه را شكافت و تنش را مثله كرد و جگرش را بیرون كشید. هند هم جگر حمزه را به دندان خلید. این گذشت تا در سال هشتم پس از هجرت، رسول الله با سپاهی بزرگ به قصد فتح مكه راهی شد اما پیش از ورود به مكه پیغام داد كه اگر مكیان تسلیم شوند در امانند.
-
02
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
آیا هرگز از خود پرسیده اید كه سرآغاز قصه ی كربلا از كجا بوده؟ یا چه حوادثی زمینه ساز واقعه ی كربلا شد؟ پیشتر گفتم، یزید از نوادگان امیه بود و حسین از نوادگان هاشم. امیه برادرزاده هاشم بود و بر عموی خود حسادت می ورزید. این حسادت بدل به دشمنی شد و این دشمنی شش نسل ادامه یافت تا در دهم محرم الحرام سال 61 هجری به اوج خود رسید. سیر این اوج گیری چُنان است كه اكنون خواهیم گفت: چون محمد بن عبدالله (ص) پیامبری خود را آشكار نمود، اول مخالفان او بنی امیه بودند زیرا پس از شعار لاالهالاالله، محمد رسول الله، شعار ان اكرمكم عند الله اتقاكم، بدان معنا بود كه میان اربابان اموی و بردگانشان اختلافی نیست مگر به تقوا كه البته این طغیان فرودستان را در پی داشت بر فرازدستان و كدام صاحب قدرت است كه این را بپذیرد. از این روی امویان كه عمده حاكمان بر مكه بودند به دشمنی با محمد كه هاشمی بود، برخاستند. محمد و پیروانش را آزردند، شكنجه دادند و در شعب ابی طالب به حصر كشیدند اما به این بسنده نكردند و بر آن شدند كه شبانه به خوابگاه محمد وارد شوند و او را در بستر بكشند... لیكن علی بن ابی طالب ـ كه او هم هاشمی بود ـ خود را سپر جان عموزاده كرد تا وی بتواند شبانه از مكه به یثرب هجرت كند. این شب را لیلة المبیت نامیدند. در یثرب كه نام مدینة النبی بر آن برنهادند، دولت محمدی قوت یافت. نزاع ها بالا گرفت تا بدانجا كه سپاه مدینه و سپاه مكه كنار چاه های بدر به هم درآمیختند. در این نبرد پدر و برادر هند ـ همسر ابوسفیان اموی ـ كشته شد. هند به خونخواهی پدر و براد در خود؛ وحشی حبشی را اجیر كرد تا حمزه هاشمی را بكشد. وحشی به زوبینی سینه حمزه را شكافت و تنش را مثله كرد و جگرش را بیرون كشید. هند هم جگر حمزه را به دندان خلید. هند كه بود؟ مادر معاویه، معاویه كه بود؟ پدر یزید. حسین كه بود؟ پسر فاطمه. فاطمه كه بود؟ دختر محمد. محمد كه بود، داغدار حمزه. هر چند كشتن و مُثله كردن حمزه غم بزرگی بر دل رسول خدا نهاد اما این تنها ضربهای نبود كه ابوسفیان – بزرگ امویان به مسلمانان وارد كرد. در بسیاری از دسیسه هایی كه علیه مسلمانان چیده می شد، ابوسفیان مستقیم و غیرمستقیم دستی داشت چنان چه قاطبه مفسران، اعم از عامه و امامیه ،در شأن نزول آیات نهم تا بیست و ششم از سوره مباركه احزاب، همچنین تاریخ نگارانی چون ابن اسحاق و طبری و ابن اثیر آورده اند، در سال پنجم از هجرت رسول الله، گروهی از یهودیان بنی نَضیر كه نگران گسترش اسلام بودند، نزد ابوسفیان رفتند تا او را به نبرد با مسلمانان برانگیزند. ابوسفیان با زیركی تمام، پیوستن به ایشان را به همراهی دیگر قبایل عرب منوط كرد و گفت، پیشتر باید با دیگر بزرگان قریش نیز رای زنی كنم. از این روی كسانی چون خالد بن ولید و عمرو بن عاص را نزد خود فراخواند و مطلب را با ایشان در میان نهاد.
-
01
شهریور 1399 (ساعت 20:30)
مرور حوادث زمینه ساز واقعه كربلا


