نمایش سلامت
نمایش سلامت
هر روز از ساعت 18:15 به مدت 15 دقیقه
نمایش سلامت
-
17
اردیبهشت 1400
-
16
اردیبهشت 1400
نمایش سلامت
-
15
اردیبهشت 1400
نمایش سلامت
-
14
اردیبهشت 1400
نمایش سلامت
-
13
اردیبهشت 1400
رزا توی مهمانسرایی كه برادر نیلو براش ردیف كرده توی كرمانشاه ساكن می شه ولی همون روز اول وقتی برای خوردن غذا دنبال رستوران می گرده با یه موتور سوار تصادف میكنه. اسم این جوان سهیل هست و خبرنگار یه نشریه ست .اون رو با اصرار برای چكاب به بیمارستانی می بره كه خواهرش گلاره اونجا پرستاره. همین تصادف باعث اشنایی و صمیمیت رزا و گلاره می شه و به پیشنهاد او مدتی مهمونشون می شه
-
12
اردیبهشت 1400
مادر رزا وقتی ماجرای رفتن به خارج رو می فهمه بهم می ریزه و سعی داره رزا رو از این ازدواج منصرف كنه یا مسعود رو قانع كنه ایران بمونه و همون جا شركتش رو اداره كنه.ولی رزا می گه این زندگی خودشه و می خواد عاقلانه تصمیم بگیره. برای فرار از این فشارها بی خبر به سفر میره و به پیشنهاد دوستش نیلو سمت غرب كشور می ره. مسعود دوباره برای حرف زدن با رزا میاد ولی مادر رزا از دخترش خبری نداره و نیلو هم از اون می خواد مدتی پاپی رزا نشه تا كمی اروم بشه و تصمیم درست بگیره
-
11
اردیبهشت 1400
رزا مدتی است خواب های اشفته می بینه و با فریاد های كمك یك زن ناشناس از خواب می پره .او می خواهد راز این كابوسها را كشف كند. پیش روانشناس میرود و او حدس می زند كه ریشه این كابوس ها در واقعیت زندگی گذشته رزا ست سعی میكند از مادرش حرف بكشد ولی موفق نمی شود و چیزی متوجه نمی شود از ان طرف مسعود از اقوام دور مادرش كه وضع مالی خوبی داره و ساكن خارج از كشوره از رزا خواستگاری میكنه و میخواهد توی خارج زندگی مشتركش رو ادامه بده.....
-
10
اردیبهشت 1400
روز اول عید خواستگاران برای خواستگاری می آیند و طلعت خانم برای اینكه این خواستگاری را بهم بزند همراه خواستگاران به بهانه خواستگاری به خونه یزدان خانم می آید و سعی میكند به بهانه های مختلف مراسم را بهم بزند ولی گل بانو كه از پنهان كاری های همه خسته شده است كل ماجرا را برای خواستگاران تعریف می كند.
-
09
اردیبهشت 1400
طلعت خانم كه متوجه جریان میشود تا حدودی با اشاره و نشانه به آقا حشمت علامت میدهد شیرینی ها را خراب كند ولی آقا حشمت متوجه نمی شود اشرف بانو كه از دور در حال مدیریت است باعث میشود كه آقا حشمت تلاش كند تا شیرینی های خوبی درست كند و این جریان بین طلعت خانم و آقا حشمت باعث اختلاف میشود....
-
08
اردیبهشت 1400
خواستگاران تماس می گیرند تا هماهنگ كنند و بنا به قرار قبلی امروز برای خواستگاری خدمت برسند، ولی به دلیل اوضاعی كه پیش امده و شیرینی عید حاضر نیست، یزدان خانم قرار خواستگاری را تغییر می دهد.....
-
07
اردیبهشت 1400
طلعت خانم كه سخت كنجكاو است كه بفهمد موضوع از چه قرار است، با اصغر آقا و یزدان خانم به خانه میروند و آقا حشمت را راضی میكنند كه بیاید و شیرینی عید را درست كند و قول می دهد كه هیچ كس در كارش دخالت نكند.....
-
06
اردیبهشت 1400
شمسی خانم كه خیلی حس مدیریت و سماجتش زیاد است، برای اینكه خودی نشان بدهد در كارهای طلعت خانم و آقا حشمت دخالت میكند و سر همین دخالت ها بین شان دعوای سختی پیش می آید و آقا حشمت قهر میكند و میرود.
-
05
اردیبهشت 1400
طلعت خانم و حشمت آقا قبول میكنند سفارش را آماده كنند، به شرطی این كه در خانه آنها خمیر بگیرند و كارهایشان را انجام بدهند و آنها هم كمكشان كنند.....
-
04
اردیبهشت 1400
یزدان خانم برای سفارش شیرینی به خانه طلعت خانم میرود ولی با سوال های جورواجور طلعت خانم روبرو می شود و آقا حشمت به خواستگاران جواب رد می دهد....
-
03
اردیبهشت 1400
شمسی خانم به خانه آقا حشمت و طلعت خانم می رود تا شیرینی سفارش بدهد، ولی آقا حشمت هم مثل همه جا سفارش قبول نمیكند. یزدان خانم تصمیم میگیرد خودش به طلعت خانم سفارش بدهد شاید به خاطر همسایگی شان قبول كند.
-
02
اردیبهشت 1400
دو روز مانده به عید و اصغرآقا و خانواده اش كه از همه جا رونده و مونده شده اند، تصمیم می گیرند شیرینی عید را مثل هرسال از قنادی بخرند. اصغر آقا به هرقنادی كه میرود دیگر سفارشی قبول نمیكنند. اصغرآقا مستاصل به خانه می آید و جریان را به یزدان خانم و بقیه میگوید و همه به تكاپو می افتند كه چكاركنند یزدان خانم یاد آقا حشمت و طلعت خانم همسایه شان می افتد كه شیرینی های عید خوبی میپزند ولی با آنها مشكل دارند چون پسرشان را برای ازدواج با گل بانو نپذیرفته اند و جواب رد به آنها داده اند.
-
01
اردیبهشت 1400
اصغر آقا با نظر یزدان خانم و اشرف بانو تصمیم میگیرد به شیرینی پزی برود و با پول دادن به شیرینی پز، دستور تهیه شیرینی را بخرد. اصغر آقا به هرشیرینی فروشی میرود به در بسته میخورد و هیچ كس حاضر نمیشود دستور تهیه شیرینی را به او بدهد و فكر میكنند حقه ای دركارش هست....
-
31
فروردین 1400
شمسی بانو دستور شیرینی را به اصغر آقا میدهد تا او برود و مواد را تهیه كند ولی وقتی اصغرآقا مواد را میاورد هرچه شیرینی درست میكنند تمام شیرینی ها خراب می شود شمسی بانو و گل بانو به شكلی كه كسی شك نكند با تمام كسانی كه میشناسند تماس میگیرند و دستورهای مختلفی برای درست كردن شیرینی عید شیراز دریافت می كنند و.....
-
30
فروردین 1400
ایزد بانو و اصغرآقا از خوشحالی اینكه گل بانو اجازه داده این خواستگار دارای پست و مقام مهم به خواستگاری اش بیاید، تصمیم میگیرند شیرینی عید را درست كنند تا خواستگاران گمان كنند دخترشان خیلی كدبانو و هنرمند است. اما گل بانو با این كار ایزد خانم و اصغر آقا مخالفت میكند و دوست دارد خود واقعی اش را به خواستگار نشان بدهد تا او بداند كه او شیرینی ها را درست نكرده. اما گل بانو و اصغرآقا زیربار نمیروند و تصمیم خودشون را گرفته اند.....
-
29
فروردین 1400
ایزد بانو با خاله اش، اشرف بانو تماس میگیرد تا او را برای روز اول عید به خانه شان دعوت كند، ولی اشرف بانو از پذیرفتن دعوت سرباز می زند و ایزد بانو مجبور میشود جریان را برایش تعریف كند. اشرف بانو كه زن كنجكاویست به سرعت به خونه ایزد بانو می آید و با هزاران ترفند گل بانو را راضی میكند كه اجازه بدهد خواستگاران برای انجام خواستگاری به خانه شان بیایند.....


