نمایش سلامت
نمایش سلامت
هر روز از ساعت 18:15 به مدت 15 دقیقه
نمایش سلامت
-
08
بهمن 1399 (ساعت 17:0)
-
07
بهمن 1399 (ساعت 17:0)
نمایش سلامت
-
06
بهمن 1399 (ساعت 17:0)
آذر پول آزادی همسرش رو خرج خرید یك قلب می كند از خانواده پسری كه توی تصادف دچار مرگ مغزی شده و خانواده اش به دلیل مشكل مالی تصمیم به فروش قلب میگیرند و نفس آماده این عمل حساس می شود....
-
05
بهمن 1399 (ساعت 17:0)
اذر همسر وحید به تكاپو افتاده برای حمع واری و جئر كردن پول خسارت تا همسرش رو از زندان ازاد كنه .ولی درست وقتی كه با شاكی قرار داره یك اتفاق ناگوار می افته و فرزندش باید هر چه سریعتر قلبش رو عمل پیوندانجام بده
-
04
بهمن 1399 (ساعت 17:0)
وحید عباسی به دلیل خیانت در امانت و تصادف با ماشین مشتری تعمیركاه،به دلیل خسارت 500 میلیونی راهی زندان شد و همسرش در تكاپو برای جور كردن پول و ازادی وحید هست
-
03
بهمن 1399 (ساعت 17:15)
نمایش سلامت
-
02
بهمن 1399 (ساعت 17:15)
نمایش سلامت
-
01
بهمن 1399 (ساعت 17:15)
نمایش سلامت
-
30
دی 1399 (ساعت 17:15)
نمایش سلامت
-
29
دی 1399 (ساعت 17:15)
نمایش سلامت
-
28
دی 1399 (ساعت 17:15)
نمایش سلامت
-
26
دی 1399 (ساعت 17:45)
یكتا كه در زمان جاری شدن سیل آق قلا در آن منطقه حضور داشته، بعد ازمرگ همسر خود سعید كه در جریان كمك رسانی به سیل زدگان دچار حادثه شده و غرق می شود. با وجود بارداری برای كمك در منطقه می ماند و پس ازسپری شدن چند ماه برای به دنیا آمدن پسرش به شهرخود مشهد باز می گردد. بعد ازمدتی با فراگیر شدن بیماری كرونا او كه پرستار است در بخش مراقبت های ویژه مشغول بكار می شود. از طرفی با كمك دیگران تمام سعی خود را می كند تا بتواند علاوه بركمك به بهبود بیماران كرونایی، به خانواده هایی كه در اثر این بیماری دچار مشكل اقتصادی شده اند نیز كمك كند و همچنین با تشویق مردم به رعایت پروتكل های بهداشتی و آگاهی بیشتر از این بیماری، كمك كند تا باقطع زنجیره انتقال آمار بیماران و فوت شدگان كمتر گردد. یكتا دراین مدت سه نفر از دوستان خود را كه پرستار بودند و تعدادی از همكاران كادر درمان را از دست داده است. حالا خود یكتا به كرونا مبتلا شده است
-
25
دی 1399 (ساعت 17:45)
یكتا پس از سیل آق قلا و از دست دادن همسرش سعید در این سیل با وجود بارداری درمنطقه سیل زده برای كمك می ماند. با نزدیك شدن زمان بارداری به شهر خود مشهد بازمی گردد بعد از به دنیا آمدن پسرش سالار، با همه گیر شدن بیماری كرونا و درگیر شدن كادر درمان برای مراقبت و بهبود، بیماران كرونایی، یكتا ناچار است بدلیل شرایط فرزند خود را كمتر ببیند .حالا سالار یكساله شده است و یكتا افسوس می خورد كه نتوانسته است مانند سعید در تمام لحظات زیبای اولین دندان درآوردن سالار، اولین قدم برداشتنش و اولین كلمه گفتنش در كنار او باشد، اما از طرفی بسیار خوشحال است كه در این شرایط با توجه به پرستار بودنش توانسته كمكی برای بهبود بیماران و كاهش آمال آنها باشد.
-
24
دی 1399 (ساعت 17:45)
یكتا پرستار بخش مراقبت های ویژه است او در دوران همه گیری كرونا به همراه تمام كادر درمان، برای بهبودی بیماران تلاش می كنند. اما بیماری همچنان در حال رشد است و هر روز جان تعداد زیادی را می گیرد و خانواده های زیادی را داغدار عزیزشان می كند. محمد، پسری كه سالها از مادر خود مراقبت می كرده و همیشه در كنار او بوده حالا بدلیل مرگ بر اثر بیماری كرونا، مجبور به ترك و تنها گذاشتن مادر می شود. خانواده ها حتی نمی توانند برای عزیزانشان مراسم بگیرند.
-
23
دی 1399 (ساعت 17:45)
در دوران سخت همه گیری بیماری كرونا، هركس سعی می كند در حد توان خود برای گذر سریع و بهتر از این دوران كمك كند، از كسانیكه با رعایت كامل تمام پروتكل های بهداشتی سعی در قطع این زنجیره همه گیری دارند تا اشخاصی كه برای بهبود وضع اقتصادی آسیب دیدگان تلاش می كنند. در این میان یكتا كه خود پرستار است ، همراه با تمام كادر درمان ماههاست كه با تلاش شبانه روزی سعی در درمان بیماران كرونایی دارند. ایرج پدر شوهر یكتا كه پسر پزشك خود را در سیل آق قلا از دست داده است، در این شرایط برای كمك تصمیم می گیرد اجاره بهای مغازه های خود را از مستاجرین كه دراین مدت درآمدی نداشته اند دریافت نكند و علیرضا پدر یكتا كه خادم حرم است، با كمك یكتا و خدام دیگر و كاركنان آستان قدس رضوی، تعداد زیادی از كارگران روزمزد را به بهانه كار جمع كرده و آنها را به یك ورزشگاه می برند و درآنجا با برگزاری جشن وا هداء بسته های مالی و مواد غذایی از طرف آقا امام رضا، سعی می كنند كمكی هرچند كوچك به این قشر زحمت كشیده كرده باشند.
-
22
دی 1399 (ساعت 17:45)
در جریان همه گیری بیماری كرونا، برای قطع زنجیره بیماری، قوانین رعایت پروتكل های بهداشتی، فاصله گذاری اجتماعی ومحدودیت های رفت وآمد درون شهری وبرون شهری ،وضع می گردد.اما با وجود آمار بالای كشته شدگان ، هنوز عده ای این بیماری را جدی نگرفته وبا رعایت نكردن قوانین باعث بیشتر شدن تعدادمبتلایان به این بیماری می شوند.از طرف دیگر یكتا وعده ای كثیری ازمردم با راه اندازی موج دیگری ازهمدلی ، سعی دارند تابا هرگونه كمكی، ازسختی شرایط موجود بكاهند. در این میان آقای حقیقی كه جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس است وقتی متوجه می شود كه همسایه شان كه مبتلا به كرونا ست ودر قرنطینه خانگی، بدلیل وخامت حالش نیاز به دستگاه اكسیزن دارد ، دستگاه خود را به همسایه اش می دهد، كه او تا زمان بهبودی از آن استفاده كند.
-
21
دی 1399 (ساعت 17:45)
یكتا پرستار بخش مراقبت های ویژه در زمان همه گیری بیماری كرونا، به مراقبت از بیماران كرونایی مشغول است. او كه سال گذشته تجربه سیل در منطقه آق قلا را داشته و در جریان آن همسر خود را از دست داده است، میداند كه حالا نیز برای گذشتن از دوران سخت این بیماری نیاز دوباره به همدلی و كمك مردم است. او كه متوجه شده خانواده های زیادی بر اثر محدودیت های كرونایی دچار مشكلات اقتصادی شده اند مخصوصا كسانی كه مرد خانه كارگر روزمزد بوده و یا زنان سرپرست خانواده، تصمیم می گیرد با كمك دیگران و با راه اندازی مشاغل خانگی مانند ساخت و فروش عروسك، كمك كوچكی به آنان كند.
-
20
دی 1399 (ساعت 17:45)
یكتا درجریان سیل گومیشان درنوروز 98همسر پزشك خود سعید را ازدست می دهداوباوجود بارداربودن چندماه برای كمك به سیل زدگان درمنطقه مانده وبانزدیك شدن زمان زایمان به شهرخود مشهد بازمی گردد.بعد ازتولد پسرش سالاردر اواخر سال 98 با همه گیر شدن بیماری كرونا اوبعنوان پرستار دربخش مراقبتهای ویژه ازبیماران كرونایی پرستاری می كند.با افزایش بیماری واعمال محدودیت وقرنطینه، یكتا متوجه می شود كه ستاره ،خواهر زاده اش نگران كبوترهای پار ك نزدیكشان است كه بدلیل كمتر شدن تردد مردم ، بدون غذا مانده اند او به ستاره كمك می كند تا جایی برای غذا دادن به پرندگان درست كند.
-
19
دی 1399 (ساعت 17:45)
یكتا پس ازبازگشت از شمال و در جریان همه گیر شدن بیماری كرونا در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان، در حال پرستاری از بیماران كرونایی است. او در طی تماس با یكی از دوستانش به نام فرشته متوجه می شود كه او به بیماری كرونا مبتلا شده است. این خبر برای یكتا بسیار دردناك است چون در طی این چند ماه او دو نفر از دوستان زمان دانشگاه خود را كه یكی دربیمارستان امام خمینی تهران و دیگری در بیمارستان میلاد لاهیجان مشغول به خدمت بوده اند را در اثر ابتلا به كرونا از دست داده است و حالا فرشته، سومین نفر از آن جمع دوستانه نیز به این بیماری مبتلا شده. یكتا ازصمیم قلب برای اوآرزوی سلامتی می كند.
-
18
دی 1399 (ساعت 17:45)
یكتا كه در روستایی نزدیك گومیشان پرستاراست همسر خود رادرجریان سیل نوروز 98 ازدست می دهد. او با وجود بارداری بعد از اینكه چند ماه در منطقه سیل زده مانده و به آسیب دیدگان كمك می كند با نزدیك شدن زمان زایمانش به شهر خود مشهد بازمی گردد. نوروز سال 99 است، یكتا به دلیل شیوع بیماری كرونا مدت دوماه است كه دربیمارستان مشهد مشغول خدمت به بیماران كرونایی است و به دلیل واگیر داربودن این بیماری تمام این مدت دربیمارستان مانده و از دیدن كودك خردسال خود محروم بوده است. او كه به شدت دلتنگ پسرش سالار و خانواده اش است، برای روحیه بخشیدن به بیماران و همكاران خود سفره هفت سین را در بیمارستان چیده و سال نو را در كنار آنها به دور ازخانواده، تحویل می كند.


