نمایش مثل آب برای شكلات- قسمت 3
تیتا كه این روزها تلاش زیادی می كرد تا دل مامان النارو به دست بیاره، فراموش كرده بود كه برای تهیه پیراشكی خانگی باید اول دو تا پیاز درشت رو خوب ریز كنه. به محض دست به كار شدن، سیل اشكش سرازیر شد اونقدر كه تمام قاب دستمال های آشپزخونه هم نتونست چشمه اشك تیتا رو خشك كنه ناچار كنار بشكه نمك یه بشكه هم برای اشك چشم تیتا گذاشته بود، تیتا مستقیما اشك هاش رو توی بشكه می ریخت تا دیگه نیازی به جارو زدن بلورهای نمك نباشه. البته آشپزی كردن در چنین شرایطی خیلی سخت بود اما تیتا همه تلاش اش رو كرد تا بهترین پیراشكی رو برای مامان النا بپزه. اون می خواست هر طور شده دل مادرش رو بدست بیاره تا اجازه بده پدرو و پدرش به خواستگاریش بیان....


