اعضای مجلس عیان انگلیس پس از اشای ربانی مرگ ایتلبورگ كلید مقبره را به پادشاه تحویل می دهند و او كلید را به كاترین میدهد از سویی اسقوف اعظم صیغه عقد كاترین و هنری را میخواند و كاترین رسما ملكه انگلیس میشود اما....
كاترین هوارد
از 17 مهر از ساعت 01:00 به مدت 30 دقیقه
هنری هشتم پادشاه انگلیس بعد از اتمام جلسهای طولانی دربارۀ جنگ قریبالوقوع انگلیس و اسكاتلند، ناگهان با یكی از رجال عالیرتبه و رازدار خود به نام اتلوود خلوت میكند و ناگهان از عشقش به دختری كه اخیراً او را دیده صحبت میكند.
سردبیر: ایوب آقاخانی كارگردان: محمد پورحسن تهیه كننده: فرشاد آذرنیا افكتور كنرگس موسی پور نویسنده: محمد پورحسن صدابردار: علی حاجی نوروزی بازیگران: نازنین مهیمنی علی میلانی مونا صفی محمد پورحسن امیر عباس توفیقی رضا عمرانی ناهید مسلمی فریبا طاهری حمید یزدانی شیما جانقربان میرطاهر مظلومی محمد رضاعلی شهریار حمزیان ماندانا اصلانی محمد شریفی مقدم
-
26
شهریور 1402 (ساعت 7:0)
-
26
شهریور 1402 (ساعت 0:30)
اعضای مجلس عیان انگلیس پس از اشای ربانی مرگ ایتلبورگ كلید مقبره را به پادشاه تحویل می دهند و او كلید را به كاترین میدهد از سویی اسقوف اعظم صیغه عقد كاترین و هنری را میخواند و كاترین رسما ملكه انگلیس میشود اما....
-
25
شهریور 1402 (ساعت 12:45)
اعضای مجلس عیان انگلیس پس از اشای ربانی مرگ ایتلبورگ كلید مقبره را به پادشاه تحویل می دهند و او كلید را به كاترین میدهد از سویی اسقوف اعظم صیغه عقد كاترین و هنری را میخواند و كاترین رسما ملكه انگلیس میشود اما....
-
25
شهریور 1402 (ساعت 7:0)
اعضای مجلس عیان انگلیس پس از اشای ربانی مرگ ایتلبورگ كلید مقبره را به پادشاه تحویل می دهند و او كلید را به كاترین میدهد از سویی اسقوف اعظم صیغه عقد كاترین و هنری را میخواند و كاترین رسما ملكه انگلیس میشود اما....
-
25
شهریور 1402 (ساعت 0:30)
اعضای مجلس عیان انگلیس پس از اشای ربانی مرگ ایتلبورگ كلید مقبره را به پادشاه تحویل می دهند و او كلید را به كاترین میدهد از سویی اسقوف اعظم صیغه عقد كاترین و هنری را میخواند و كاترین رسما ملكه انگلیس میشود اما....
-
21
مهر 1400 (ساعت 12:30)
اعضای مجلس اعیان انگلیس، پس از اجرای مراسم مذهبی مرگ اتلوود نزد هنری هشتم آمده . كلید مقبره را به شاه تقدیم میكنند. هنری نیز كلید آن مقبره را به مارگریت داده تا از آن نگهداری نماید. از طرفی كاترین هوارد با چهرهای نقابزده و بهصورت ناشناس نزد هنری آمده و انگشتری شاه را جهت شناسایی خود به او نشان میدهد. هنری او را شناخته و از اینكه كاترین هوارد زنده است بسیار خوشحال میشود. كاترین نیز در همین لحظه، كلید مقبرۀ اتلوود را كه نزد خود نگه داشته بود به رودخانۀ تیمز میاندازد. دیری نمیگذرد كه اُسقُف كانتوربری صیغۀ عقد هنری را با كاترین جاری میكند و كاترین هوارد ملكۀ انگلستان میشود. هنوز مدتی از این وصلت نگذشته است كه ناگهان اتلوود از راههای مخفی قصر به سراغ كاترین آمده و با او روبهرو میشود. رویارویی با اتلوود برای كاترین، چیزی جز ترس و وحشت به همراه ندارد. زیرا او میپنداشت كه اتلوود باید در همان مقبرهای كه جسدش را نگه داشتهاند مرده باشد؛ غافل از اینكه خواهر شاه یعنی مارگریت با كلید دیگری كه در دست داشته است اتلوود را از مقبره نجات داده است. اتلوود به كاترین میگوید كه به زودی از اوج خوشبختی به سراشیبی مرگ خواهد رسید. كاترین نیز از آن لحظه به بعد چنان دچار آشفتگی روحی میشود كه مدام كابوس میبیند. هشت روز بعد اتلوود مجدداً از یك درِ مخفی به دیدن كاترین میآید و منظومۀ آلفرید و ریشارد را كه آلفرید به ریشارد خیانت كرده و همسر شاه شده را با صدای بلند برای كاترین میخواند. در این هنگام هنری برای دیدن همسر خود سر رسیده كه ناگهان برای ورود به اتاق، درب را بسته میبیند. او از پشت در، متوجه سروصدای بلند همسرش با یك مرد غریبه میشود و به خدمه به سرعت دستور میدهد كه درب اتاق را بشكنند. شاه وارد اتاق میشود و اتلوود نیز به سرعت از همان درب مخفی ناپدید میگردد و كلاه خود را نیز در همان اتاق جا میگذارد. شاه هنری، با دیدن كلاه یك مرد غریبه و شنیدن صداهای بلند آن مرد به كاترین سؤظن پیدا نموده و به سرعت او را به جرم خیانت به شاه متهم میكند. شاه دستور میدهد تا كاترین هوارد برای استنطاق و محاكمه به دادگاه ببرند.
-
21
مهر 1400 (ساعت 1:0)
اعضای مجلس اعیان انگلیس، پس از اجرای مراسم مذهبی مرگ اتلوود نزد هنری هشتم آمده . كلید مقبره را به شاه تقدیم میكنند. هنری نیز كلید آن مقبره را به مارگریت داده تا از آن نگهداری نماید. از طرفی كاترین هوارد با چهرهای نقابزده و بهصورت ناشناس نزد هنری آمده و انگشتری شاه را جهت شناسایی خود به او نشان میدهد. هنری او را شناخته و از اینكه كاترین هوارد زنده است بسیار خوشحال میشود. كاترین نیز در همین لحظه، كلید مقبرۀ اتلوود را كه نزد خود نگه داشته بود به رودخانۀ تیمز میاندازد. دیری نمیگذرد كه اُسقُف كانتوربری صیغۀ عقد هنری را با كاترین جاری میكند و كاترین هوارد ملكۀ انگلستان میشود. هنوز مدتی از این وصلت نگذشته است كه ناگهان اتلوود از راههای مخفی قصر به سراغ كاترین آمده و با او روبهرو میشود. رویارویی با اتلوود برای كاترین، چیزی جز ترس و وحشت به همراه ندارد. زیرا او میپنداشت كه اتلوود باید در همان مقبرهای كه جسدش را نگه داشتهاند مرده باشد؛ غافل از اینكه خواهر شاه یعنی مارگریت با كلید دیگری كه در دست داشته است اتلوود را از مقبره نجات داده است. اتلوود به كاترین میگوید كه به زودی از اوج خوشبختی به سراشیبی مرگ خواهد رسید. كاترین نیز از آن لحظه به بعد چنان دچار آشفتگی روحی میشود كه مدام كابوس میبیند. هشت روز بعد اتلوود مجدداً از یك درِ مخفی به دیدن كاترین میآید و منظومۀ آلفرید و ریشارد را كه آلفرید به ریشارد خیانت كرده و همسر شاه شده را با صدای بلند برای كاترین میخواند. در این هنگام هنری برای دیدن همسر خود سر رسیده كه ناگهان برای ورود به اتاق، درب را بسته میبیند. او از پشت در، متوجه سروصدای بلند همسرش با یك مرد غریبه میشود و به خدمه به سرعت دستور میدهد كه درب اتاق را بشكنند. شاه وارد اتاق میشود و اتلوود نیز به سرعت از همان درب مخفی ناپدید میگردد و كلاه خود را نیز در همان اتاق جا میگذارد. شاه هنری، با دیدن كلاه یك مرد غریبه و شنیدن صداهای بلند آن مرد به كاترین سؤظن پیدا نموده و به سرعت او را به جرم خیانت به شاه متهم میكند. شاه دستور میدهد تا كاترین هوارد برای استنطاق و محاكمه به دادگاه ببرند.
-
20
مهر 1400 (ساعت 12:30)
كاترین هوارد كه از سرنوشت و آیندۀ خودش با اتلوود بیمناك است، وقتی از انگشتری نامزدی كه هنری بر انگشت او كرده است باخبر شده است نه تنها مهرش به شاه بیشتر شده است، بلكه برای دیدن او نیز لحظه شماری میكند. اتلوود، هنری هشتم را شخصیتی مستبد و خودخواه و بسیار خطرناك توصیف میكند اما كاترین با دیدن انگشتری شاه از او میخواهد كه از كاخ وایت هال و اقامتگاه شاه برایش بگوید. در این هنگام هنری هشتم با ملازمان خود به طور ناگهانی به عمارت اتلوود میآید و پس از صحبتهایی مبنی بر جنگ قریب الوقوع انگلستان با دشمنان و نداشتن جانشینی كه حامی شایستهای برای او در جنگ باشد، ناگهان در ضمن صحبتها هنری از اتلوود میخواهد كه با خواهرش یعنی مارگریت ازدواج كند. اتلوود از ازدواج با مارگریت یا خواهر شاه سرباز میزند و بدین خاطر بهسرعت مغضوب او میگردد. شاه فرمان مصادرۀ اموال اتلوود و مرگ او را صادر میكند و از آنجا خارج میشود. كاترین كه برای نخستین بار، شاه را از پنجرۀ عمارت اتلوود میبیند، نزد خود او را پادشاهی مقتدر میپندارد كه همۀ رجال و حتی اتلوود در برابر او زانو به زمین میزنند. اتلوود در این لحظه سراسیمه نزد كاترین آمده و پس از اندكی صحبت، از باقیماندۀ همان دارویی كه فلمینگ تهیه كرده بود سركشیده و به مرگ موقت فرو میرود. او قبل از آنكه به خواب مرگ فرو رود، انگشتری هنری را از انگشت كاترین درآورده و نزد خود نگه میدارد و در ضمن یكی از كلیدهای مقبره را به كاترین میدهد تا پس از مراسم مذهبی او را از مقبره نجات داده و با هم از انگلستان فرار كنند. پس از آنكه اتلوود به خواب مرگ فرو رفت، كاترین انگشتر شاه را برداشته و نزد خود نگه میدارد. خبر مرگ اتلوود برای مارگریت كه دل باختۀ او بود بسیار دردآور بوده و بدین جهت مارگریت، در منازعه ای با برادرش، مسئول مستقیم مرگ اتلوود را شخص شاه میداند.
-
20
مهر 1400 (ساعت 1:0)
كاترین هوارد كه از سرنوشت و آیندۀ خودش با اتلوود بیمناك است، وقتی از انگشتری نامزدی كه هنری بر انگشت او كرده است باخبر شده است نه تنها مهرش به شاه بیشتر شده است، بلكه برای دیدن او نیز لحظه شماری میكند. اتلوود، هنری هشتم را شخصیتی مستبد و خودخواه و بسیار خطرناك توصیف میكند اما كاترین با دیدن انگشتری شاه از او میخواهد كه از كاخ وایت هال و اقامتگاه شاه برایش بگوید. در این هنگام هنری هشتم با ملازمان خود به طور ناگهانی به عمارت اتلوود میآید و پس از صحبتهایی مبنی بر جنگ قریب الوقوع انگلستان با دشمنان و نداشتن جانشینی كه حامی شایستهای برای او در جنگ باشد، ناگهان در ضمن صحبتها هنری از اتلوود میخواهد كه با خواهرش یعنی مارگریت ازدواج كند. اتلوود از ازدواج با مارگریت یا خواهر شاه سرباز میزند و بدین خاطر بهسرعت مغضوب او میگردد. شاه فرمان مصادرۀ اموال اتلوود و مرگ او را صادر میكند و از آنجا خارج میشود. كاترین كه برای نخستین بار، شاه را از پنجرۀ عمارت اتلوود میبیند، نزد خود او را پادشاهی مقتدر میپندارد كه همۀ رجال و حتی اتلوود در برابر او زانو به زمین میزنند. اتلوود در این لحظه سراسیمه نزد كاترین آمده و پس از اندكی صحبت، از باقیماندۀ همان دارویی كه فلمینگ تهیه كرده بود سركشیده و به مرگ موقت فرو میرود. او قبل از آنكه به خواب مرگ فرو رود، انگشتری هنری را از انگشت كاترین درآورده و نزد خود نگه میدارد و در ضمن یكی از كلیدهای مقبره را به كاترین میدهد تا پس از مراسم مذهبی او را از مقبره نجات داده و با هم از انگلستان فرار كنند. پس از آنكه اتلوود به خواب مرگ فرو رفت، كاترین انگشتر شاه را برداشته و نزد خود نگه میدارد. خبر مرگ اتلوود برای مارگریت كه دل باختۀ او بود بسیار دردآور بوده و بدین جهت مارگریت، در منازعه ای با برادرش، مسئول مستقیم مرگ اتلوود را شخص شاه میداند.
-
19
مهر 1400 (ساعت 12:30)
اتلوود پس از آن كه داروی مرگ را از فلمینگ كیمیاگر دربار هنری هشتم گرفت، به سرعت به كلبهای میرود كه كاترین هوارد در آن زندگی میكند. كاترین میخواهد برای اتلوود منظومۀ آلفرید و ریشارد را بخواند كه اتلوود از او میخواهد پایان آن منظومه را تعریف كند. كاترین اذعان میكند كه عاقبت آلفرید محبوبۀ خودش یعنی ریشارد را رها كرده و همسر پادشاه میشود. در همین هنگام اتلوود از فرصت استفاده كرده و داروی مرگ را در نوشیدنی كاترین ریخته و كاترین نیز پس از نوشیدن آن به مرگ موقت فرو میرود. اتلوود، كالبد كاترین را به مقبرۀ خانوادگی دربار برده و به هنری خبر میدهد كه همسر دلخواهش یعنی كاترین هوارد بهطور ناگهان مرده است. پس از مراسم مذهبی، هنری به تنهایی برای مشاهدۀ جسد كاترین به مقبره آمده و به رسم یادبود انگشتری خودش را در انگشت كاترین قرار داده و به همراه اتلوود از آنجا خارج میشود. مدتی پس از رفتن هنری، ناگهان كاترین به هوش آمده و به حالت طبیعی خود بازمیگردد. او با دیدن مقابر و گورها چنان دچار ترس و وحشت میشود كه شروع به فریاد كردن میكند. در این هنگام اتلوود بهسرعت سر رسیده و پس از اندكی بحث و منازعه او را از مقبره خارج میكند و به عمارت خود میبرد. اتلوود در این هنگام به كاترین اطمینان خاطر میدهد كه از او مراقبت كرده تا در زمان مناسب بتوانند از انگلستان فرار كرده و به فرانسه بروند.
-
19
مهر 1400 (ساعت 1:0)
اتلوود پس از آن كه داروی مرگ را از فلمینگ كیمیاگر دربار هنری هشتم گرفت، به سرعت به كلبهای میرود كه كاترین هوارد در آن زندگی میكند. كاترین میخواهد برای اتلوود منظومۀ آلفرید و ریشارد را بخواند كه اتلوود از او میخواهد پایان آن منظومه را تعریف كند. كاترین اذعان میكند كه عاقبت آلفرید محبوبۀ خودش یعنی ریشارد را رها كرده و همسر پادشاه میشود. در همین هنگام اتلوود از فرصت استفاده كرده و داروی مرگ را در نوشیدنی كاترین ریخته و كاترین نیز پس از نوشیدن آن به مرگ موقت فرو میرود. اتلوود، كالبد كاترین را به مقبرۀ خانوادگی دربار برده و به هنری خبر میدهد كه همسر دلخواهش یعنی كاترین هوارد بهطور ناگهان مرده است. پس از مراسم مذهبی، هنری به تنهایی برای مشاهدۀ جسد كاترین به مقبره آمده و به رسم یادبود انگشتری خودش را در انگشت كاترین قرار داده و به همراه اتلوود از آنجا خارج میشود. مدتی پس از رفتن هنری، ناگهان كاترین به هوش آمده و به حالت طبیعی خود بازمیگردد. او با دیدن مقابر و گورها چنان دچار ترس و وحشت میشود كه شروع به فریاد كردن میكند. در این هنگام اتلوود بهسرعت سر رسیده و پس از اندكی بحث و منازعه او را از مقبره خارج میكند و به عمارت خود میبرد. اتلوود در این هنگام به كاترین اطمینان خاطر میدهد كه از او مراقبت كرده تا در زمان مناسب بتوانند از انگلستان فرار كرده و به فرانسه بروند.
-
18
مهر 1400 (ساعت 12:30)
هنری هشتم پادشاه انگلستان علیرغم تمام اقتدار، از زندگی زناشویی و خانوادگی موفقی برخوردار نبوده است. به همین خاطر، هر یك از چهار همسر نخست خود را به طُرُق مختلف از دست داد. چنانچه نخستین همسر خود كاترین داراگون را طلاق داد. همسر دوم خود؛ آنبولین را به جرم خیانت اعدام نمود. همسر سوم خود یعنی ژان سیمور را بهدلیل بیماری از دست داد. و همسر چهارمش یعنی آن دِكلوس را پس از ازدواج به علت زشتی صورتش طلاق داد و از دربار بیرون نمود. هنری هشتم اكنون قصد دارد كه پنجمین همسر خود كه دیگر از طبقۀ نجبا و اشراف و درباریان نبوده و چه بسا از طبقۀ پایین جامعه و عوام باشد را برگزیند. فلمینگ كیمیاگر دربار كه چند روز قبل برای یافتن گیاهان دارویی به اطراف رودخانۀ تیمز رفته بود، ناگهان بر اثر بارش شدید باران به خانۀ دختری جوان به نام كاترین پناه برده بود كه با دایهاش كندی در آن نواحی زندگی میكرد. فلمینگ پس از بازگشت به دربار وصف زیبایی دختر را برای هنری كه در پی انتخاب همسر جدید است شرح میدهد. هنری نیز به سرعت با لباسهای مبدّل با قایقی به محل زندگانی آن دختر رفته و با دیدن او از دور دلباختۀ آن دختر یعنی كاترین هوارد میشود. هنری برای ازدواج و وصلت با كاترین با مشاور اعظم خود یعنی كنت دیرهام اتلوود این موضوع را در میان میگذارد. اتلوود كه خود دلباختۀ كاترین هوارد است و قصد ازدواج با او را دارد چون نمیتواند نظر شاه را عوض كند خود به نزد فلمینگ میرود. اتلوود كه قضایا را زیر سر فلمینگ میداند، ابتدا او را به مرگ تهدید كرده و سپس از او میخواهد كه دارویی بسازد تا به كاترین خورانده و او را چند ساعتی به خواب مرگ فرو ببرد. از نظر اتلوود و فلمینگ این داروی بیهوشی، هم باعث میشود كه هنری تصور كند كه كاترین به طور ناگهانی فوت شده و هم آنكه مانع از انجام این وصلت میشود.
-
18
مهر 1400 (ساعت 1:0)
هنری هشتم پادشاه انگلستان علیرغم تمام اقتدار، از زندگی زناشویی و خانوادگی موفقی برخوردار نبوده است. به همین خاطر، هر یك از چهار همسر نخست خود را به طُرُق مختلف از دست داد. چنانچه نخستین همسر خود كاترین داراگون را طلاق داد. همسر دوم خود؛ آنبولین را به جرم خیانت اعدام نمود. همسر سوم خود یعنی ژان سیمور را بهدلیل بیماری از دست داد. و همسر چهارمش یعنی آن دِكلوس را پس از ازدواج به علت زشتی صورتش طلاق داد و از دربار بیرون نمود. هنری هشتم اكنون قصد دارد كه پنجمین همسر خود كه دیگر از طبقۀ نجبا و اشراف و درباریان نبوده و چه بسا از طبقۀ پایین جامعه و عوام باشد را برگزیند. فلمینگ كیمیاگر دربار كه چند روز قبل برای یافتن گیاهان دارویی به اطراف رودخانۀ تیمز رفته بود، ناگهان بر اثر بارش شدید باران به خانۀ دختری جوان به نام كاترین پناه برده بود كه با دایهاش كندی در آن نواحی زندگی میكرد. فلمینگ پس از بازگشت به دربار وصف زیبایی دختر را برای هنری كه در پی انتخاب همسر جدید است شرح میدهد. هنری نیز به سرعت با لباسهای مبدّل با قایقی به محل زندگانی آن دختر رفته و با دیدن او از دور دلباختۀ آن دختر یعنی كاترین هوارد میشود. هنری برای ازدواج و وصلت با كاترین با مشاور اعظم خود یعنی كنت دیرهام اتلوود این موضوع را در میان میگذارد. اتلوود كه خود دلباختۀ كاترین هوارد است و قصد ازدواج با او را دارد چون نمیتواند نظر شاه را عوض كند خود به نزد فلمینگ میرود. اتلوود كه قضایا را زیر سر فلمینگ میداند، ابتدا او را به مرگ تهدید كرده و سپس از او میخواهد كه دارویی بسازد تا به كاترین خورانده و او را چند ساعتی به خواب مرگ فرو ببرد. از نظر اتلوود و فلمینگ این داروی بیهوشی، هم باعث میشود كه هنری تصور كند كه كاترین به طور ناگهانی فوت شده و هم آنكه مانع از انجام این وصلت میشود.
-
17
مهر 1400 (ساعت 12:30)
وقایع نمایشنامه در سال 1542م در لندن اتفاق میافتد. هنری هشتم پادشاه انگلیس بعد از اتمام جلسهای طولانی دربارۀ جنگ قریبالوقوع انگلیس و اسكاتلند، ناگهان با یكی از رجال عالیرتبه و رازدار خود به نام اتلوود خلوت میكند و ناگهان از عشقش به دختری كه اخیرا او را دیده صحبت میكند. این دوشیزۀ جوان كاترین هوارد است كه با دایهاش كنهدی در ساحل رودخانۀ تامیز زندگی میكند. اتلوود بعد از شنیدن این خبر، به سرعت به منزل فلمینگ كیمیاگر دربار میرود و از او دارویی درخواست میكند كه چند ساعتی شخص زندهای را به حالت مرده درآورد. از این رو پس از دریافت این دارو به كلبۀ كاترین رفته و در حین صحبت بهصورت مخفیانه در نوشیدنی دختر دارو ریخته و از آنجا میگریزد. خبر مرگ كاترین منتشر میشود و مدتی بعد ناگهان در شبی هنری و ملازمانش به عمارت اتلوود میآیند و پادشاه از اتلوود میخواهد كه با خواهرش به نام مارگریت ازدواج كند اما اتلوود درخواست شاه را رد نموده و به سرعت از تمام درجات و افتخاراتش عزل میشود و از این رو اتلوود در این زمان تصمیم میگیرد كه خود را با همان دارویی كه سابقا به كاترین داده بود به مردن بزند. با مرگ موقت اتلوود، كاترین نقابی روی صورت بسته و به سوی دربار هنری میرود و خود را به پادشاه معرفی میكند و دیری نمیگذرد كه كاترین با هنری ازدواج نموده و ملكۀ انگلیس میشود. هنوز مدتی از این ازدواج سپری نشده كه اتلوود به صورت ناشناس و به طرق مختلف به سراغ كاترین میرود و خیانت و پیمان شكنی او را به یادش میآورد در صورتیكه كاترین هیچ وقت جواب مثبت به خواستگاری او نداده بود. همین امر باعث میشود كه پادشاه انگلیس از این مسئله خبردار شده و به این نتیجه برسد كه همسرش دارای سرّ و رازی نامشروع است. هنری این خبر را به مقامات دربار و مجلس گزارش میدهد. كاترین در دادگاه به خیانت و اعدام محكوم میشود. كاترین به زندان منتقل میشود و پس از قطع امید از همه كس، اعترافات خود را نزد كشیش اقرار میكند. زمان موعود فرا میرسد. كاترین به محل اعدام برده میشود و در سیل جمعیت سرش از تنش جدا میشود. جلاد وی كسی جز اتلوود نیست كه بعد از اجرای حكم، ماسك را از صورتش برمیدارد و هویت خود را افشا میكند....
-
17
مهر 1400 (ساعت 1:0)
وقایع نمایشنامه در سال 1542م در لندن اتفاق میافتد. هنری هشتم پادشاه انگلیس بعد از اتمام جلسهای طولانی دربارۀ جنگ قریبالوقوع انگلیس و اسكاتلند، ناگهان با یكی از رجال عالیرتبه و رازدار خود به نام اتلوود خلوت میكند و ناگهان از عشقش به دختری كه اخیرا او را دیده صحبت میكند. این دوشیزۀ جوان كاترین هوارد است كه با دایهاش كنهدی در ساحل رودخانۀ تامیز زندگی میكند. اتلوود بعد از شنیدن این خبر، به سرعت به منزل فلمینگ كیمیاگر دربار میرود و از او دارویی درخواست میكند كه چند ساعتی شخص زندهای را به حالت مرده درآورد. از این رو پس از دریافت این دارو به كلبۀ كاترین رفته و در حین صحبت بهصورت مخفیانه در نوشیدنی دختر دارو ریخته و از آنجا میگریزد. خبر مرگ كاترین منتشر میشود و مدتی بعد ناگهان در شبی هنری و ملازمانش به عمارت اتلوود میآیند و پادشاه از اتلوود میخواهد كه با خواهرش به نام مارگریت ازدواج كند اما اتلوود درخواست شاه را رد نموده و به سرعت از تمام درجات و افتخاراتش عزل میشود و از این رو اتلوود در این زمان تصمیم میگیرد كه خود را با همان دارویی كه سابقا به كاترین داده بود به مردن بزند. با مرگ موقت اتلوود، كاترین نقابی روی صورت بسته و به سوی دربار هنری میرود و خود را به پادشاه معرفی میكند و دیری نمیگذرد كه كاترین با هنری ازدواج نموده و ملكۀ انگلیس میشود. هنوز مدتی از این ازدواج سپری نشده كه اتلوود به صورت ناشناس و به طرق مختلف به سراغ كاترین میرود و خیانت و پیمان شكنی او را به یادش میآورد در صورتیكه كاترین هیچ وقت جواب مثبت به خواستگاری او نداده بود. همین امر باعث میشود كه پادشاه انگلیس از این مسئله خبردار شده و به این نتیجه برسد كه همسرش دارای سرّ و رازی نامشروع است. هنری این خبر را به مقامات دربار و مجلس گزارش میدهد. كاترین در دادگاه به خیانت و اعدام محكوم میشود. كاترین به زندان منتقل میشود و پس از قطع امید از همه كس، اعترافات خود را نزد كشیش اقرار میكند. زمان موعود فرا میرسد. كاترین به محل اعدام برده میشود و در سیل جمعیت سرش از تنش جدا میشود. جلاد وی كسی جز اتلوود نیست كه بعد از اجرای حكم، ماسك را از صورتش برمیدارد و هویت خود را افشا میكند....


