احمد نورزاده به خانواده جواهر پور پیشنهاد میدهد ورزشگاه، مركزی برای كمك رسانی به جبهه ها بشود و در جنوب هم محاصره آبادان توسط ارتش و سپاه شكسته شد و سعید سیاح و خان میرزا در این عملیات مجروح شدند و...
نمایش به رنگ قهرمانی(تكرار)
از ساعت به مدت
نمایش به رنگ قهرمانی(تكرار)
-
19
بهمن 1398
-
18
بهمن 1398
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
17
بهمن 1398
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
16
بهمن 1398
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
15
بهمن 1398
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
14
بهمن 1398
امیر موضوع راز معصومه را با حاج آقا شعیبی در میان میگذارد تا شاید كمكی از او بگیرد و از طرفی شوكت نیز به همراه فرزندانش راهی جنوب شد و....
-
13
بهمن 1398
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
12
بهمن 1398
خان میرزا به دلیل احتمال جنگ در شیراز ماند و به تهران بازنگشت و بعد از مدتی به آبادان رفت. از طرفی عبدالرضا نیز در یكی از پادگان های آبادان ماند تا به مردم كمك كند و....
-
11
بهمن 1398
خان میرزا به دلیل احتمال جنگ در شیراز ماند و به تهران بازنگشت و بعد از مدتی به آبادان رفت. از طرفی عبدالرضا نیز در یكی از پادگان های آبادان ماند تا به مردم كمك كند و....
-
10
بهمن 1398
ماه منیر و زیبا نگران شوكت هستند چون پسرانش راهی خرمشهر شدند. داوود از طهمورث خواست پیگیر آنها باشد تا هر چه زودتر برگردند چون حال شوكت خوب نیست و....
-
09
بهمن 1398
امیر هیبت از معصومه خواستگاری كرد اما به دلایل مشكوكی معصومه قبول نكرد. از طرفی نیروهای زمینی بعثی به خرمشهر حمله كرده اند و داوود دلواپس عبدالرضا شده و برایش پیغام فرستاده تا به تهران بیاید و....
-
08
بهمن 1398
امیرهیبت از معصومه خواستگاری كرده اما به دلایل مشكوكی معصومه قبول نكرد. از طرفی نیروهای زمینی بعثی به خرمشهر حمله كرده اند و داوود دلواپس عبدالرضا شده و برایش پیغام فرستاده تا به تهران بیاید و....
-
07
بهمن 1398
زیبا و طهمورث در حادثه فرودگاه زخمی شدند و بعد از بستری به خانه می آیند اما در همان روز حمله تروریستی نزدیك به خانه معصومه اتفاق افتاد و امیر حیبت سریع خود را به آنجا رساند و....
-
06
بهمن 1398
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
05
بهمن 1398
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
04
بهمن 1398
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
03
بهمن 1398
در روز عاشورا علی امیر حیبت را شناخت اما ابراهیمیان قبل از اینكه او كاری كند او را به قتل رساند. امیر حیبت نزد خانواده علی رفت و....
-
02
بهمن 1398
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیرهیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس می گیرد و....
-
01
بهمن 1398
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیرهیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
30
دی 1398
در روز عاشورا علی امیر حیبت را شناخت اما ابراهیمیان قبل از اینكه او كاری كند او را به قتل رساند. امیر حیبت نزد خانواده علی رفت و....


