الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
زائران راه- قسمت 4(تكرار)
از ساعت به مدت
زائران راه- قسمت 4(تكرار)
-
14
شهریور 1402 (ساعت 12:15)
-
13
شهریور 1402 (ساعت 12:15)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
12
شهریور 1402 (ساعت 12:15)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
11
شهریور 1402 (ساعت 12:15)
الهام، دانشجوی عكاسی است كه به نیت زیارت كربلا و عكاسی از مسیر پیاده روی اربعین از تهران به عراق می رود و با حوادث گوناگونی رو به رو می شود...
-
16
مهر 1399 (ساعت 11:0)
الهام و مریم كه دانشجوی عكاسی هستند، برای شركت در مراسم پیاده روی اربعین، به همراه مصطفی، پدر مریم عازم عراق می شند و بالاخره پا در جادۀ نجف به كربلا می ذارند و این چنین ضمن شركت در راه پیمایی اربعین حسینی، از اتفاقات جالبی كه می بینند، عكاسی هم می كنند. مثلاً در قسمت قبلی با پیرمردی رو به رو شدند كه مشغول جمع كردن زباله های كنار جاده بود. بعدا معلوم شد، پیرمرد كه غلامعلی نام داشت، یكی از تجار فرش مشهد بود. همین كار پیرمرد، افسر عراقی رو تحت تأثیر قرار داده و اونم همراه پیرمرد به تمیز كردن جاده مشغول میشه. زمانی كه الهام و مریم علت این كارشون رو می پرسند، اونها میگن خدمت به زوار امام حسین (ع) و شهدای كربلا افتخاری اس كه نصیب هركسی نمیشه. دوستان، راه پیمایی اربعین، اونم در میان خیل عظیم زائران حسینی همچنان ادامه داره. مریم و الهام ضمن دیدن حوادث گوناگون، عكاسی هم می كنند. خب، ببینیم توی این قسمت قراره چه اتفاق تازه ای بیفته ...
-
15
مهر 1399 (ساعت 11:0)
الهام كه نمی تونه همراه پدرش، عباس برای شركت در مراسم راه پیمایی اربعین به سمت عراق بره، به ناچار همراه دوستش، مریم و پدرش، مصطفی به سمت مرز ایران و عراق میره. به خاطر نزدیكی به اربعین، اونجا خیلی شلوغه و وسیله ای هم پیدا نمیشه تا اونها به نجف برند. پس به ناچار سوار اتومبیلی می شند كه راننده اش كمی مشكوك به نظر میاد و همین موضوع ترس رو به دل الهام و مریم و حتی مصطفی میندازه. ولی نه، اونها اشتباه می كنند. راننده كه نامش حاتمه، به همراه همسرش راحله از اونها پذیرایی خوبی می كنه و زمانی كه همه در ابتدای جادۀ نجف به خرمشهر پیاده میشند، حاتم میگه، خدمت به زوار حسینی رو افتخاری برای خودش و خانواده اش می دونه. الهام و مریم كه هر دو دانشجوی عكاسی هستند، تصمیم دارند در طول سفر كلی عكس بگیرند، به این نیت كه ضمن نمره گرفتن از استاد فاضلی، لحظات ناب پیاده روی اربعین رو هم ثبت كنند.


