علی كه به محمد رضا اعتماد كرده ، احساس می كنه با خوندن كتاب های شهید بهشتی متحول شده و به دنبال راهی می گرده كه از سازمان خارج بشه محمدرضا حرفهای علی روبه مافوقشون هادی می رسونه و علی دستگیر می شه اونها متوجه می شن علی با خوندن كتاب های شهید بهشتی خط فكریش عوض شده هادی به دلیل استعداد بالای علی در ساخت بمب فرصتی به علی می ده ولی علی نمی پذیره همراه منافقین باشه و كشته می شه ، محمدرضا با جاسازی بمب ، دفتر حزب رو منفجر می كنه سازمان منافقین ، مسولیت بمب گذاری رو برعهده نمی گیره و همین باعث ناراحتی محمد رضا می شه
نمایش خورشید من طلوع نمی كند- قسمت 6(تكرار)
از ساعت به مدت
نمایش خورشید من طلوع نمی كند- قسمت 6(تكرار)
-
13
تیر 1399 (ساعت 15:30)
-
12
تیر 1399 (ساعت 15:30)
محمدرضا با علی ارتباط برقرار می كنه و كتاب های دكتر بهشتی رو به اون می ده ، علی هم كتاب هارو می پذیره واطلاعاتی از سازمان به محمد رضا می ده بی خبر از این كه محمدرضا نفوذی منافقین در حزب جمهوری اسلامی ست . علی كه به محمد رضا اعتماد كرده ، احساس می كنه با خوندن كتاب های شهید بهشتی متحول شده و به دنبال راهی می گرده كه از سازمان خارج بشه محمدرضا حرفهای علی روبه مافوقشون هادی می رسونه و علی دستگیر می شه اونها متوجه می شن علی با خوندن كتاب های شهید بهشتی خط فكریش عوض شده هادی به دلیل استعداد بالای علی در ساخت بمب فرصتی به علی می ده ولی علی نمی پذیره همراه منافقین باشه و كشته می شه ، عادل بی خبر از همه جا ، خبر كشته شدن علی رو به محمد رضا می ده و
-
11
تیر 1399 (ساعت 15:30)
محمدرضا با دوستش عادل كه عضو كمیته انقلاب هستند در مراسم سخنرانی بنی صدر با مجاهدین در گیر می شن. عادل به دنبال علی ست، اما محمدرضا معتقده منش دكتر بهشتی رو باید در پیش بگیرند و به دلیل مشكلات شخصی با مخالفان برخورد نكنند. علی به همراه شمسی پور عضو دیگه ی مجاهدین در باغی دور از شهر مشغول در آوردن اسلحه هایی هستند كه مجاهدین در ابتدای انقلاب و تصرف پادگان ها مخفی كردند. علی معتقده محمدرضا كلاهی نفوذی انقلابی ها در بین تشكیلات مجاهدینه و اون رو یك بار در بین مجاهدین دیده. محمدرضا با علی ارتباط برقرار می كنه و كتاب های دكتر بهشتی رو به اون می ده، علی هم كتاب هارو می پذیره و اطلاعاتی به محمدرضا می ده؛ بی خبر از اینكه محمدرضا نفوذی منافقین در حزب جمهوری اسلامی ست. علی كه به محمدرضا اعتماد كرده احساس می كنه با خوندن كتاب های دكتر بهشتی خط فكریش عوض شده و به دنبال راهی می گرده كه از سازمان خارج بشه. محمدرضا حرفهای علی رو به مافوقشون هادی می رسونه و علی دستگیر می شه.
-
10
تیر 1399 (ساعت 15:30)
محمدرضا كلاهی كه در عضو حزب جمهور ی اسلامی ست بسیار به دكتر بهشتی ابراز اردات می كنه ، محمدرضا كلاهی فعال و تكنسین برقه و كارهای فنی برق دفتر حزب رو برعهده داره . محمد رضا با دوستش عادل كه عضو كمیته انقلاب هستند ، در مراسم سخنرانی بنی صدر، با مجاهدین در گیر می شن، عادل به دنبال علی ست، اما محمدرضا معتقده، منش دكتر بهشتی رو باید در پیش بگیرند و به دلیل مشكلات شخصی با مخالفان برخورد نكنند، علی به همراه شمسی پور، عضو دیگه ی مجاهدین در باغی دور از شهر مشغول در اوردن، اسلحه هایی هستند كه مجاهدین در ابتدای انقلاب و تصرف پادگان ها مخفی كردند، علی معتقده محمدرضا كلاهی نفوذی انقلابی ها در بین تشكیلات مجاهدینه، و اون رو یك بار در بین مجاهدین دیده . محمدرضا با علی ارتباط برقرار می كنه و كتاب های دكتر بهشتی رو به اون می ده ، علی هم كتاب هارو می پذیره بی خبر از این كه محمدرضا نفوذی منافقین در حزب جمهوری اسلامی ست .
-
09
تیر 1399 (ساعت 15:30)
محمدرضا كلاهی كه عضو حزب جمهوری اسلامی ست و بسیار به دكتر بهشتی ابراز اردات می كند. او فعال و تكنسین برقه و كارهای فنی برق دفتر حزب رو برعهده داره. محمدرضا با دوستش عادل كه عضو كمیته انقلاباند، در مراسم سخنرانی بنی صدر، با مجاهدین در گیر می شن. علی، محمدرضا رو كتك می زنه، عادل به دنبال علی ست، اما محمدرضا معتقده، منش دكتر بهشتی رو باید در پیش بگیرند و به دلیل مشكلات شخصی با مخالفان برخورد نكنند. علی به همراه شمسی پور، عضو دیگر مجاهدین در باغی دور از شهر مشغول در آوردن، اسلحه هایی هستند كه مجاهدین در ابتدای انقلاب و تصرف پادگان ها مخفی كردند. علی معتقده محمدرضا كلاهی نفوذی انقلابی ها در بین تشكیلات مجاهدینه و اون رو یك بار در بین مجاهدین دیده و....
-
08
تیر 1399 (ساعت 15:30)
نحوه ی شهادت آیت الله بهشتی به دست منافقین


