كتاب نخل ها و نیزه ها- درباره رویارویی جناب حر با امام حسین (ع) در واقعه كربلا و تفكر و اندیشه حر در پیوستن و یاری كردن حضرت در قیام كربلا
مسابقه دانایی توانایی
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 15:00 به مدت 20 دقیقه
مسابقه كتابخوانی
مسابقه كتابخوانی با همكاری معاونت پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش
-
05
شهریور 1399
-
04
شهریور 1399
كتاب نخل ها و نیزه ها- درباره رویارویی جناب حر با امام حسین (ع) در واقعه كربلا و تفكر و اندیشه حر در پیوستن و یاری كردن حضرت در قیام كربلا
-
03
شهریور 1399
كتاب نخل ها و نیزه ها- درباره رویارویی جناب حر با امام حسین (ع) در واقعه كربلا و تفكر و اندیشه حر در پیوستن و یاری كردن حضرت در قیام كربلا
-
02
شهریور 1399
كتاب نخل ها و نیزه ها- درباره رویارویی جناب حر با امام حسین (ع) در واقعه كربلا و تفكر و اندیشه حر در پیوستن و یاری كردن حضرت در قیام كربلا
-
01
شهریور 1399
كتاب نخل ها و نیزه ها
-
29
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
28
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
27
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
26
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
25
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
22
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
21
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
20
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
19
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
18
مرداد 1399
مسابقه كتابخوانی براساس كتاب كشتی سیراف اثر علی اكبر والایی؛ بخشی از كتاب: شعله های عظیم آتش از دل دریای طوفانزده به آسمان زبانه می كشید و كشتی ناخواسته سوار بر امواج متلاطم به جلو كشانده می شد. ناخدا در تاریكی، چشم به پیش روی خود دوخته بود. روشــنای آتش، مانند امواجی سرخگون، هر آن، دل سیاه شب را پاره پاره می شــكافت.
-
15
مرداد 1399
در این برنامه كتاب فصل پنجم سكوت نوشته محمدرضا بایرامی توسط نورالدین جوادیان بازخوانی میشود. داستان این كتاب درباره یك نوجوان زبر و زرنگ جنوب شهر تهران است كه ناگهان خود را وسط یك ماجرای امنیتی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می بیند.
-
14
مرداد 1399
در این برنامه كتاب فصل پنجم سكوت نوشته محمدرضا بایرامی توسط نورالدین جوادیان بازخوانی میشود. داستان این كتاب درباره یك نوجوان زبر و زرنگ جنوب شهر تهران است كه ناگهان خود را وسط یك ماجرای امنیتی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می بیند.
-
13
مرداد 1399
در این برنامه كتاب فصل پنجم سكوت نوشته محمدرضا بایرامی توسط نورالدین جوادیان بازخوانی میشود. داستان این كتاب درباره یك نوجوان زبر و زرنگ جنوب شهر تهران است كه ناگهان خود را وسط یك ماجرای امنیتی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می بیند.
-
12
مرداد 1399
در این برنامه كتاب فصل پنجم سكوت نوشته محمدرضا بایرامی توسط نورالدین جوادیان بازخوانی میشود. داستان این كتاب درباره یك نوجوان زبر و زرنگ جنوب شهر تهران است كه ناگهان خود را وسط یك ماجرای امنیتی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می بیند.
-
11
مرداد 1399
در این برنامه كتاب فصل پنجم سكوت نوشته محمدرضا بایرامی توسط نورالدین جوادیان بازخوانی میشود. داستان این كتاب درباره یك نوجوان زبر و زرنگ جنوب شهر تهران است كه ناگهان خود را وسط یك ماجرای امنیتی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی می بیند.


