سرگرد میثاقی مامور نفوذ به شركتی میشود كه در كار پولشویی است او به رفیق قدیمی اش حامد كه حسابدار آن شركت است میگوید خلافكار است و....
نمایش رفیق قدیمی- قسمت 2
از ساعت به مدت
نمایش رفیق قدیمی- قسمت 2
-
21
مهر 1398 (ساعت 20:0)
-
20
مهر 1398 (ساعت 12:30)
عده ای تصمیم میگیرند به مغازه جلیل حمله كنند و جان او را بگیرند و....
-
19
مهر 1398 (ساعت 13:30)
بازپرس فیشر پیگیر پرونده ای میشود كه نه سال پیش آن شخص را دیده و احساس میكند آن زن میخواهد شوهرش را به قتل برساند اما ماجرا چیز دیگریست و...
-
19
مهر 1398 (ساعت 8:45)
جسد بهرام توسط یكی از كارگرانش پیدا میشود و سرهنگ خسروی پیگیر ماجرا میشود و متوجه میشود او اخیرا با همسر و دخترش بر سر خواستگار دخترش مشاجره داشته و از طرفی با برادرش نیز بر سر ارث و میراث بگو مگو كرده همه این مسائل باعث شده كه سروان به بهنام و همسرش مشكوك باشد و....
-
18
مهر 1398 (ساعت 8:45)
جسد بهرام توسط یكی از كارگرانش پیدا میشود و سرهنگ خسروی پیگیر ماجرا میشود و متوجه میشود او اخیرا با همسر و دخترش بر سر خواستگار دخترش مشاجره داشته و از طرفی با برادرش نیز بر سر ارث و میراث بگو مگو كرده و...
-
17
مهر 1398 (ساعت 8:45)
جسد بهرام توسط یكی از كارگرانش پیدا میشود او اخیرا با همسر و دخترش بر سر خواستگار دخترش مشاجره داشته و از طرفی با برادرش نیز بر سر ارث و میراث بگو مگو كرده و....
-
16
مهر 1398 (ساعت 8:45)
بهرام و مهناز بر سر مسائل دخترشان با هم مدام اختلاف دارند و بهرام با خواستگار كیمیا نیز مخالفت میكند به این دلیل كه آنها پولدار نیستند و برادر كوچك بهرام نیز با او بر سر مسایل ارث و میراث اختلاف دارد و....
-
12
مهر 1398 (ساعت 18:30)
دایانا دختر جوانی است كه صاحب هتل می باشد قتلی در هتل اتفاق می افتد دختر جوان بر اثر بیماری و مصرف یك دارو دچار پریشانی ذهنی شده و فكر می كند خودش قاتل است. در آخر با كمك خانم مارپل قاتل اصلی پیدا می شود....
-
05
مهر 1398 (ساعت 18:30)
در شبی طوفانی كشیش كلیسای شوالیه مجهول به طرز فجیعی به قتل می رسد كارگاه شی بی و دستیارش برای كشف معمای قتل به كلیسا می روند...
-
29
شهریور 1398 (ساعت 23:30)
مارلو به خاطر شهادت علیه یكی از افراد با نفوذ لس آنجلس مورد غضب قرار گرفت و دوستان آن شخص برایش دردسر ایجاد می كنند او وارد یك شرط بندی غیرقانونی شد و بعد از مسابقه بیهوش شد و اسلحه اش را نیز از دست داد و صبح روز بعد هارگل به قتل میرسد اما اثری از جسد نمیابند و...
-
29
شهریور 1398 (ساعت 18:30)
ثریا همسر رامین از بالكن ویلا سقوط می كند پدر ثریا او را مقصر میداند و به پلیس گزارش میدهد. سروان بعد از بازجویی از رامین متوجه میشود رامین موضوعی را مخفی می كند و...
-
29
شهریور 1398 (ساعت 13:30)
سخاوتی مدیر جنگلبانی یكی از شهرهای شمالی به قتل میرسد، پلیس یكی از كارگرهایی را كه سخاوتی اخراج كرده بود بازداشت می كند و فرهاد منوچهری دوست سخاوتی كه پلیس است به شمال می آید تا تحقیق درباره پرونده را شروع كند...
-
29
شهریور 1398 (ساعت 1:0)
مجموعه منتخب داستان هایی پلیسی از آلفرد هیچكاك
-
28
شهریور 1398 (ساعت 23:30)
مارلو به خاطر شهادت علیه یكی از افراد با نفوذ لس آنجلس مورد غضب قرار گرفت و دوستان آن شخص برایش دردسر ایجاد می كنند او وارد یك شرط بندی غیرقانونی شد و بعد از مسابقه بیهوش شد و اسلحه اش را نیز از دست داد و...
-
28
شهریور 1398 (ساعت 18:30)
مردی را به جرم كشتن همسرش دستگیر می كنند اما او می گوید از هیچ چیز خبر ندارد و سقوط همسرش از بالكن كار او نبوده و...
-
28
شهریور 1398 (ساعت 13:30)
سخاوتی مدیر جنگلبانی یكی از شهرهای شمالی به قتل میرسد، پلیس یكی از كارگرهایی را كه سخاوتی اخراج كرده بود بازداشت می كند و....
-
27
شهریور 1398 (ساعت 22:0)
میترا به همراه خانواده اش به زابل رفته اند برادرش نیز افسر آگاهی است و درگیر پرونده مواد مخدر شده. میترا در موسسه آموزش زبان با دختری به نام جواهر آشنا میشود و او از میترا برای برادرش خواستگاری می كند و از طرفی برادرش احمد نیز از جواهر خوشش آمده اما متوجه میشود برادر بزرگتر جواهر در كار خلاف دست دارد بعد از دستگیری جاسم ازدواج بهم میخورد و پدرش نیز سكته می كند و...
-
25
شهریور 1398 (ساعت 22:0)
احمد رئیس كلانتری در زابل است و درگیر پرونده مواد مخدر شده، مادرش تازه سرطانش بهبود یافته و میخواهد فرزندانش هرچه زودتر ازدواج كنند. میترا در موسسه آموزش زبان با دختری به نام جواهر آشنا میشود و او از میترا برای برادرش خواستگاری می كند و....
-
25
شهریور 1398 (ساعت 7:15)
خانواده ای به خاطر ماموریت پسرشان كه افسر آگاهی است به شهر دیگری میروند. احمد رئیس كلانتری در زابل است و درگیر پرونده مواد مخدر شده، مادرش تازه سرطانش بهبود یافته و میخواهد فرزندانش هر چه زودتر ازدواج كنند ....
-
24
شهریور 1398 (ساعت 22:0)
خانواده ای به خاطر ماموریت پسرشان كه افسر آگاهی است به شهر دیگری میروند. احمد رئیس كلانتری در زابل است و درگیر پرونده مواد مخدر شده، مادرش تازه سرطانش بهبود یافته و میخواهد فرزندانش هر چه زودتر ازدواج كنند ....


