منیتینن یكی از افراد با نفوذ شهر لس آنجلس پس از شهادت فیلیپ مارلو كارگاه خصوصی به قتل محكوم شد و از آن پس فیلیپ مارلو مورد نفرت دوستان و آشنایان منیتینن قرار گرفت به همین علت دادستان به او هشدار داد كه مراقب خود باشد....
نمایش انگشت اتهام- قسمت 1
از ساعت به مدت
نمایش انگشت اتهام- قسمت 1
-
23
شهریور 1398 (ساعت 23:30)
-
08
شهریور 1398 (ساعت 22:30)
جنازه ی میرزا محمود بنكدار در سردخانه است، برادر ناتنی او به مرگ او مشكوك است و گمان می كند كه همسرش به او سم گیاهی خورانده تا بتواند بعد از او اموالش را تصاحب كند....
-
07
شهریور 1398 (ساعت 22:30)
جنازه ی میرزا محمود بنكدار در سردخانه است، برادر ناتنی او به مرگ او مشكوك است و گمان می كند كه همسرش به او سم گیاهی خورانده تا بتواند بعد از او اموالش را تصاحب كند....
-
24
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
سرهنگ مظفری به دنبال جابر قاتل سرهنگ شفیعی است و در همین حین جابر فرزند سرهنگ را می دزدد و با سرهنگ در قطاری قرار میگذارد...
-
23
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
همسر سرهنگ شفیعی نزد سرهنگ مظفری می آید و از مردی به نام جابر خبر میدهد كه میخواسته شوهرش را مجبور كند كه با او همكاری كند اما سرهنگ شفیعی قبول نكرده . سرهنگ جدیدی به دنبال جابر میگردد و باهم قراری میگذارند و همسر سرهنگ شفیعی واقعیتی را به سرهنگ مظفری می گوید كه نزدیك صبح جنازه شوهرش را می آورند و تهدیدش می كنند كه اگر چیزی بگوید دخترش را نیز میكشند و...
-
22
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
سرهنگ جدیدی نزد سرهنگ مظفری میرود تا برگه مرخصی اش را بگیرد اما فرمانده اش به او ماموریتی جدید میدهد. او احساس می كند مرگ سرهنگ شفیعی مشكوك است و دلیلی دارد كه اینقدر زود جنازه را دفن میكنند و همسر سرهنگ شفیعی نزد سرهنگ مظفری می آید و از مردی به نام جابر خبر میدهد كه میخواسته شوهرش را مجبور كند كه با او همكاری كند اما سرهنگ شفیعی قبول نكرده . سرهنگ جدیدی به دنبال جابر میگردد و باهم قراری میگذارند و...
-
21
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
سرهنگ جدیدی نزد سرهنگ مظفری میرود تا برگه مرخصی اش را بگیرد اما فرمانده اش به او ماموریتی جدید میدهد. او احساس می كند مرگ سرهنگ شفیعی مشكوك است و دلیلی دارد كه اینقدر زود جنازه را دفن میكنند. همسر سرهنگ شفیعی نزد سرهنگ مظفری می آید و از مردی به نام جابر خبر میدهد كه میخواسته شوهرش را مجبور كند تا با او همكاری كند اما سرهنگ شفیعی قبول نكرده و...
-
20
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
سرهنگ جدیدی نزد سرهنگ مظفری میرود تا برگه مرخصی اش را بگیرد اما فرمانده اش به او ماموریتی جدید میدهد. او احساس می كند مرگ سرهنگ شفیعی مشكوك است و دلیلی دارد كه اینقدر زود جنازه را دفن میكنند و...
-
19
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
سرهنگ جدیدی نزد سرهنگ مظفری میرود تا برگه مرخصی اش را بگیرد اما فرمانده اش به او ماموریتی جدید میدهد و...
-
09
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
09
مرداد 1398 (ساعت 7:15)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
08
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
08
مرداد 1398 (ساعت 7:15)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
07
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
07
مرداد 1398 (ساعت 7:15)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
06
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
06
مرداد 1398 (ساعت 7:15)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطبش می آید و...
-
05
مرداد 1398 (ساعت 21:30)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطب اش می آید و...
-
05
مرداد 1398 (ساعت 7:15)
بهرام گوران دكتر روانشناسی است كه با پلیس برای دستگیری خلافكارها همكاری می كند و یك شب یكی از بیمارانش مینا برای مشاوره به مطب اش می آید و...
-
26
تیر 1398 (ساعت 15:0)
سیا و رامین دو قاچاقچی مواد مخدرند كه توسط پلیس تعقیب شده اند. آنها وارد ساختمانی میشوند و منتظر مانده تا آنها بروند اما ناگهان متوجه می شوند كه در خانه مردی نابینا زندگی می كند و...


