ابراهیم هادی ساكن جنوب شهر در زمان ورود امام خمینی به میهن در نقش انتظامات انجام وظیفه میكند و تا پیروزی نهایی 22 بهمن پنجاه و هفت تمام وقت در خدمت امام است و....
نمایش سلام بر ابراهیم- قسمت 1
از ساعت به مدت
نمایش سلام بر ابراهیم- قسمت 1
-
30
شهریور 1398
-
30
شهریور 1398
سهراب به قصد جستجوی پدرش به ایران تاخت. سهراب در نبردی نزدیك با گردآفرید متوجه شد او زن است و نبرد را رها كرد و...
-
30
شهریور 1398
پیرمردی مردی جوان را در بازار میبیند كه نیاز به كمك دارد و خود را مجنون مینامد. او را با خود به خانه اش میبرد و از او میخواهد حكایتش را برایش تعریف كند....
-
29
شهریور 1398
گوهر به خانه میرزا فتاح پناه میبرد از سوی دیگر برادر میرزا فتاح نیز كشته میشود و میرزا برای پیگیری قتل برادرش به قانون پناه میبرد و میرزا پیگیر قتل برادرش میشود اما جلوی اینكار گرفته میشود و میرزا میخواهد شوهر گوهر را از زندان آزاد كند و ژرالد عموی قاتل به میرزا دستور میدهد كه شكایت نكند اما وقتی میبیند میرزا فتاح شكایت میكند برایش پاپوش درست می كند و هنگامی كه به خانه میرزا می آیند گوهر شب قبل از آنجا رفته و شیرین نیز بیخیال ازدواج با حشمت میشود....
-
29
شهریور 1398
یك معلم انقلابی جوان به نام قدیر تعدادی اعلامیه بدستش میرسد كه باید آنها را پخش كند در حین پخش در یكی از محله ها متوجه ماموران ژاندارمری میشود او دوچرخه اش را به مغازه داری به امانت میگذارد اما بعد توسط ژاندارمری دستگیر میشود. حاج حسن هر روز منتظر است تا آن جوان بیاید و امانتی اش را بگیرد و....
-
28
شهریور 1398
گوهر به خانه میرزا فتاح پناه میبرد از سوی دیگر برادر میرزا فتاح نیز كشته میشود و میرزا برای پیگیری قتل برادرش به قانون پناه میبرد و میرزا پیگیر قتل برادرش میشود اما جلوی اینكار گرفته میشود و میرزا میخواهد شوهر گوهر را از زندان آزاد كند و ژرالد عموی قاتل به میرزا دستور میدهد كه شكایت نكند اما وقتی میبیند میرزا فتاح شكایت میكند برایش پاپوش درست می كند و....
-
28
شهریور 1398
یك معلم انقلابی جوان به نام قدیر تعدادی اعلامیه بدستش میرسد كه باید آنها را پخش كند در حین پخش در یكی از محله ها متوجه ماموران ژاندارمری میشود و....
-
27
شهریور 1398
مارلو به خاطر شهادت علیه یكی از افراد با نفوذ لس آنجلس مورد غضب قرار گرفت و دوستان آن شخص برایش دردسر ایجاد می كنند و...
-
27
شهریور 1398
گوهر به خانه میرزا فتاح پناه میبرد از سوی دیگر برادر میرزا فتاح نیز كشته میشود و میرزا برای پیگیری قتل برادرش به قانون پناه میبرد و میرزا پیگیر قتل برادرش میشود اما جلوی اینكار گرفته میشود و میرزا میخواهد شوهر گوهر را از زندان آزاد كند و....
-
27
شهریور 1398
سلطان شهریار به دنبال راهزنان میگردد تا اینكه بلاخره یكی از آنان را پیدا می كند و برایش قصاص میدهد تا در میان مردم و به دست آنان مجازات شود....
-
27
شهریور 1398
فرازی از زندگی استاد شهریار
-
26
شهریور 1398
یكی از دوستانش به او پیشنهاد میكند كه در یك شرط بندی كنارش باشد و از او مراقبت كند و او به ناچار میپذیرد بعد از خروج از آنجا به آنها حمله میشود و اسلحه اش نیز به سرقت میرود فردای زآن روز اتفاقاتی می افتد و قتل دیگری اتفاق می افتد و بعد مارلو دزدیه میشود و....
-
26
شهریور 1398
در تهران عهد ناصری زنانی را كه به قحطی نان اعتراض كردند بیرحمانه كتك میزنند و در بین آنها گوهر به خانه میرزا فتاح پناه میبرد از سوی دیگر برادر میرزا فتاح نیز كشته میشود و میرزا برای پیگیری قتل برادرش به قانون پناه میبرد و...
-
26
شهریور 1398
قصه ی شهرزاد درباره جلیعاد شاه است. او بعد از به دنیا آمدن یگانه پسرش مجلسی ترتیب داد و از همه خواست هر كدام قصه ای بگویند كه پندی داشته باشد و...
-
26
شهریور 1398
فرازی از زندگی استاد شهریار
-
25
شهریور 1398
پس از كشته شدن فیلیپ مارلو كارگاه خصوصی به قتل محكوم شد و از آن پس فیلیپ مارلو مورد نفرت دوستان و آشنایان منیتینن قرار گرفت به همین علت دادستان به او هشدار داد كه مراقب خود باشد از سوی دیگر یكی از دوستانش به او پیشنهاد میكند كه در یك شرط بندی كنارش باشد و از او مراقبت كند و او به ناچار میپذیرد بعد از خروج از آنجا به آنها حمله میشود و اسلحه اش نیز به سرقت میرود....
-
25
شهریور 1398
زنان شهر به نشانه اعتراض مانع حركت كاروان ناصرالدین شاه میشوند و در بین آنها گوهر متواری شده و به خانه میرزا فتاح پناه میبرد و همسرش جمال به دلیل مخالفت در زندان است و رسول برادر جوان میرزا در درگیری با مردی انگلیسی كشته میشود و...
-
25
شهریور 1398
سلطان شهیاد و شهرزاد در اقامتگاهی توقف میكنند كه ناگهان خبر می آورند مردی زخمی میخواهد با آنها صحبت كند و خبر از حمله راهزنان میدهد و...
-
25
شهریور 1398
فرازی از زندگی استاد شهریار
-
24
شهریور 1398
منیتینن یكی از افراد با نفوذ شهر لس آنجلس پس از كشته شدن فیلیپ مارلو كارآگاه خصوصی، به قتل محكوم شد و از آن پس فیلیپ مارلو مورد نفرت دوستان و آشنایان منیتینن قرار گرفت. به همین علت دادستان به او هشدار داد كه مراقب خود باشد از سوی دیگر یكی از دوستانش به او پیشنهاد میكند كه در یك شرط بندی كنارش باشد و از او مراقبت كند و او به ناچار میپذیرد....


