ساسان و سمانه كه چند ساله با هم ازدواج كردن زندگی خیلی خوبی دارن، وضع مالی ساسان خوبه و هیچ كمبودی تو زندگیشون ندارن، اما سمانه متوجه می شه كه ساسان تو فضای مجازی زیاد فعالیت داره و موبایلش رو چك می كنه و متوجه می شه كه ساسان با چند نفر ارتباط خارج از عرف داره و تصمیم می گیره ازش جدا بشه.....
نمایش شهروندی
یكشنبه تا جمعه از ساعت 11:00 به مدت 30 دقیقه
نمایش شهروندی
-
09
خرداد 1400 (ساعت 10:50)
-
07
خرداد 1400 (ساعت 10:50)
جمال و ریحانه بالاخره به عقدِ هم در میان، اما درست در لحظه ورود به خانه، جمال از بالای پلّهها سقوط كرده و استخوانِ رانِ پاش می شكنه. جمال زمین گیر شده و در خانه بستری است و از پایِ شكسته اش وزنه آویزانه. از اونجا كه بچههاش با او اتمامِ حجّت كردن، نمیتوانه روی كمك اونها حساب كنه، و تنها كسی رو كه داره، ریحانه است و ریحانه هم از شوربختیِ جمال، خیلی نمیتونه با او همدلی كنه و همدمِش باشه... در طرفِ دیگرِ ماجرا، با دو جوانِ معتاد و كارتن خواب آشنا می شیم، میلاد و ناصر. اون دو بر سرِ مقداری مواد با هم درگیری پیدا كردن و ناصر كه جنسش توسط میلاد به سرقت رفته، در به در دنبالِ اوست...
-
06
خرداد 1400 (ساعت 10:50)
جمال موافقتش رو با شرط ریحانه اعلام میكنه و قرارِ محضر رو تنظیم میكنه، تا هم صیغه عقدشون جاری بشه و هم سه دانگِ خانه رو به ریحانه واگذار كنه. مونا دخترِ جمال كه از این موضوع با خبر شده سعی میكنه جلوی پدرش رو بگیره، اما جمال مصممتر از این حرفهاست. نهایتا مونا بعد از صحبت با برادرش محمد، یكصدا با او به پدرشون اعلام میكنند كه اگه سه دانگِ خانه رو به اسم ریحانه كنه، دیگه هیچوقت نمیتونه روی كمك و همراهی فرزندانش حساب كنه...
-
05
خرداد 1400 (ساعت 10:50)
جمال بالاخره دل رو به دریا می زنه و از ریحانه خواستگاری میكنه. ریحانه اما با تندی به این درخواست جواب رد میده. اما او چند ساعت بعد با جمال تماس میگیره و با او قرار ملاقات می گذاره. در این ملاقات، ریحانه موافقتش رو با این وصلت اعلام می كنه. البته با یك شرط. اینكه جمال، سه دانگِ خانه اش را به اسم او كند....
-
04
خرداد 1400 (ساعت 10:50)
ریحانه برای اینكه به عقدِ جمال در بیاید، سه دانگ از خونه او رو طلب میكند. حالا باید دید آیا جمال حاضره برای این وصلت از خیرِ سه دانگِ خانهاش بگذره یا نه......
-
03
خرداد 1400 (ساعت 10:50)
جمال پیرمردِ 70 ساله ایه كه در یكی از محلاتِ جنوبیِ تهران ساكنه. او دو سال قبل همسرش رو بعد از یك دوره طولانیِ بیماری از دست میدهد و تنها میشود. اما این اواخر، جمال احساس میكنه خاطرخواه مستأجر طبقه بالایی اش شده. زنِ بیوهای به نام ریحانه. ریحانه 22 سال از جمال جوانتره و همین پایِ جمال رو برای پیشقدم شدن سُست كرده، اما او در گفتگویی كه با دوستش پرویز داره خاطر جمع میشه كه دلش رو به دریا بزنه و از ریحانه خواستگاری كنه...
-
02
خرداد 1400 (ساعت 10:50)
جمال در تصمیمش مصمم است. حالا باید ببینیم برای خواستگاری از ریحانه چه راهی رو در پیش میگیره....
-
30
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
29
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
28
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
27
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
26
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
25
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
24
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
23
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
22
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
21
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
20
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
19
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:50)
نمایش شهروندی
-
17
اردیبهشت 1400 (ساعت 10:55)
حسن شفیعزاده گر چه فرمانده توپخانه است، اما همیشه خودش در خط اول حضور دارد و اشراف كاملی به مناطق عملیاتی دارد. حتی گاهی برای تخمین مسافت ها قبل از شروع عملیات، شخصا خودش از خطوط مقدم عبور می كند و نقشه مواضع دشمن را روی كاغذ میاورد. سرآخر هم در منطقه عملیاتی كربلای 10(منطقه عمومی ماووت) در حالیكه عازم خط مقدم جبهه است، خودروی وی مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرار میگیرد و شهادت را در آغوش میگیرد...


