با آمدن فاضله خانم زن داداش سلیمه، خانم ها كیف را در توالت پیدا می كنند و فكر می كنند خسرو خلافكار شده و شروع به خرج كردن پول ها می كنند. از طرفی خانواده متوجه می شوند سلمان بدون اطلاع ازدواج كرده و.....
نمایش شهروندی
یكشنبه تا جمعه از ساعت 11:00 به مدت 30 دقیقه
نمایش شهروندی
-
24
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
-
23
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
با آمدن فاضله خانم زن داداش سلیمه، خانم ها كیف را در توالت پیدا می كنند و فكر می كنند خسرو خلافكار شده و شروع به خرج كردن پول ها می كنند. سامان و همسرش شقایق كه بچه دار نمی شوند تصمیم می گیرند تا حضانت یك بچه را به عهده بگیرند.
-
22
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
نمایش شهروندی
-
20
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
خسرو به همراه همسر و پنج فرزند پسرش به نام های سامان، سلمان، ساسان، سینا و سورن ساكن تهران می باشند. سلیمه وابستگی شدید به دنیای مجازی و خرافاتی همچون فال دارد و یكی از دغدغه هایش داشتن دختر است. اما او و خسرو هر روز با مشكلات یكی از پسرها درگیرند. پس از ترك تحصیل سینا و فرار ساسان از سربازی برای ازدواج با دختری بنام پریسا، سلیمه از حال می رود و متوجه می شوند كه باردار است. از طرفی خسرو كیفی پر از پول در خیابان پیدا می كند اما آن را از خانواده پنهان می كند. با آمدن فاضله خانم زن داداش سلیمه، خانم هاكیف را در توالت پیدا می كنند و فكر می كنند خسرو خلافكار شده و پول ها را خرج می كنند...
-
19
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
خسرو به همراه همسرش سلیمه ساكن تهران هستند. آنها دارای پنج فرزند پسر به نام های سامان، سلمان، ساسان، سینا و سورن می باشند. سلیمه وابستگی شدید به دنیای مجازی و خرافاتی همچون فال دارد و یكی از دغدغه هایش داشتن دختر است. اما او و خسرو هر روز با مشكلات یكی از پسرها درگیرند. پس از ترك تحصیل سینا و فرار ساسان از سربازی برای ازدواج با دختری بنام پریسا، سلیمه از حال می رود و متوجه می شوند كه باردار است. از طرفی خسرو كیفی پر از پول در خیابان پیدا می كند اما آن را از خانواده پنهان می كند. با آمدن فاضله خانم زن داداش سلیمه، خانم ها كیفی را در توالت پیدا می كنند و فكر می كنند خسرو خلافكار شده...
-
18
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
خسرو به همراه همسرش سلیمه ساكن تهران هستند. آنها دارای پنج فرزند پسر به نام های سامان، سلمان، ساسان، سینا و سورن می باشند. سلیمه وابستگی شدید به دنیای مجازی و خرافاتی همچون فال دارد و یكی از دغدغه هایش داشتن دختر است. اما او و خسرو هر روز با مشكلات یكی از پسرها درگیرند. پس از ترك تحصیل سینا و فرار ساسان از سربازی برای ازدواج با دختری بنام پریسا، سلیمه از حال می رود و متوجه می شوند كه باردار است. از طرفی خسرو كیفی پر از پول در خیابان پیدا می كند اما آن را از خانواده پنهان می كند. با آمدن فاضله خانم زن داداش سلیمه، فاضله فكر می كند رفتارهای مشكوك خسرو از سر اعتیاد است.
-
17
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
خسرو به همراه همسرش سلیمه ساكن تهران هستند. آنها دارای پنج فرزند پسر به نام های سامان، سلمان، ساسان، سینا و سورن می باشند. سلیمه وابستگی شدید به دنیای مجازی و خرافاتی همچون فال دارد و یكی از دغدغه هایش داشتن دختر است. اما او و خسرو هر روز با مشكلات یكی از پسرها درگیرند. پس از ترك تحصیل سینا و فرار ساسان از سربازی برای ازدواج با دختری بنام پریسا، سلیمه از حال می رود و متوجه می شوند كه باردار است...
-
16
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
خسرو به همراه همسرش سلیمه ساكن تهران هستند. آنها دارای پنج فرزند پسر به نام های سامان، سلمان، ساسان، سینا و سورن می باشند. سلیمه وابستگی شدید به دنیای مجازی و خرافاتی همچون فال دارد و یكی از دغدغه هایش داشتن دختر است. اما او و خسرو هر روز با مشكلات یكی از پسرها درگیرند. پس از ترك تحصیل سینا و فرار ساسان از سربازی، سلیمه از حال می رود و راهی بیمارستان می شود.
-
15
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
خسرو به همراه همسرش سلیمه ساكن تهران هستند. آنها دارای پنج فرزند پسر به نام های سامان، سلمان، ساسان، سینا و سورن می باشند. سلیمه وابستگی شدید به دنیای مجازی دارد و یكی از دغدغه هایش داشتن دختر است. اما هر روز با مشكلات یكی از پسرها درگیرند...
-
13
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
بالاخره روز چهاردهم میرسد و تولد یكصد سالگی آقا بزرگ به طور زنده در فضای مجازی و با تمام كاربرانی كه حالا از سراسر دنیا كلیپ های هولوگرامی تهران 1400 را دنبال كرده اند، برگزار می شود و افرا به كامران و خانواده اش خبر میدهد ویدیوهای ساخته شده آنها در اینترنت بالاترین بازدید را داشته و جایزه سالانه ویدیو برتر سایت به آنها تعلق گرفته است. افرا این جایزه چند هزار دلاری را به كامران و همسرش تقدیم می كند و حالا كامران نمی داند با این همه پول چه كند...
-
12
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
افرا هولوگرام زیارتی آقا بزرگ را در اینترنت به اشتراك می گذارد و بیشترین بازدید را كسب می كند. نامه ها و ایمیل های زیادی به بیمارستان از طرف بازدیدكننده ها میرسد و همه از آقا بزرگ بعنوان با ارزش ترین گنجینه صد ساله تهران یاد می كنند و برای سلامتی و بازگشتش به خانه و رسیدن به جشن تولد یكصد سالگیش دعا می كنند. روز سیزدهم كه مصادف است با سیزده بدر آقا بزرگ از بیمارستان مرخص می شود و به خانه میاید. به خاطر شرایط ویژه كرونایی و حال آقا بزرگ، سودابه در خانه كنار او می ماند و كامران و پسرها در قالب دو تیم به روستاهای اطراف و توریستی تهران و دیگری به فضاهای مدرن تهران چون پل طبیعت و پارك آب و آتش و باغ پرندگان برای فیلمبرداری میروند.
-
11
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
آقا بزرگ با دیدن كلیپ های ساخته شده و یادآوری خاطرات گذشته در تهران قدیم، دچار حس نوستالژیك می شود و به بخش مراقبت های ویژه منتقل می شود. كامران و سودابه كه نمی خواهند افرا از وخامت حال آقابزرگ مطلع شود، تصمیم می گیرند به تمام اماكن مذهبی و امامزاده های تهران بروند و در حین فیلمبرداری برای سلامتی آقابزرگ و برگشت او به خانه دعا كنند. آنها در امامزاده صالح در تجریش، امامزاده علی اكبر چیذر، امامزاده یحیی و داوود دعا می كنند و در نهایت وقتیكه به شبدالعظیم میرسند از بیمارستان به آنها اطلاع میدهند حال آقابزرگ بهتر شده و دوباره به بخش عمومی منتقل شده.
-
10
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
بخاطر وضعیت سودابه، به ناچار كامران با برادرزاده هایش ایمان و آرمان برای تهیه فیلم و معرفی دیگر مناطق تهران همراه می شود. ولی به آنها اجازه فیلمبرداری از موزه های مطرح تهران داده نمی شود. به توصیه افرا بخشی از جواهرات و لباسهای قدیمی مادربزرگ و پدربزرگ آقا بزرگ كه جز میراث خانوادگی شان است به موزه جواهرات تهران اهدا می شود و بعد از كسب مجوز لازم، آنها می توانند موزه های مطرح تهران چون آبگینه، زمان، مقدم و بقیه را در فیلمهایشان معرفی كنند.
-
09
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
روز اول عید 1400 شده و آنها تصمیم می گیرند امروز، فردا و روز سوم را به مناطق گردشی و ورزشی تهران چون توچال، دركه، دربند و فرحزاد سر بزنند و از سایت پرواز پاراگلایدرهای تهران نیز دیدن می كنند. اما در حین بالا رفتن از كوه دركه، مچ پای سودابه پیچ می خورد و به ناچار خانه نشین می شود. افرا علت را در ورزش نكردن مداوم سودابه و اضافه وزن او می داند و از او میخواهد بعد از بهبود، ورزش روزانه و پیاده روی را در برنامه اصلی زندگیش قرار دهد...
-
08
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
آنها برای معرفی تهران، از محله نیاوران، محل زندگی آقا بزرگ و قدمت و پیشینه آن شروع به فیلمبرداری می كنند و بعد به پیشنهاد كامران چون اسمش مشابه محله كامرانیه است به آنجا میروند و پیشینه مناطقی چون حصار بوعلی و جماران را معرفی و فیلمبرداری می كنند.
-
07
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
سودابه میخواهد برای تهیه فیلمها همراه وانت كامران و پسرها به محله های قدیمی تهران برود و كامران از این پیشنهاد اصلا خشنود نیست. همان شب باران رگباری تندی می بارد و تمام اجناس فروشی شب عید كامران در حیاط خانه آقا بزرگ خیس و غیرقابل عرضه می شوند. كامران دیگر چاره ای ندارد جز اینكه همراه سودابه برای تهیه فیلم و معرفی محله ها و مكان های تاریخی تهران همراه شود و امیدوار است افرا بعد از ارسال این تصاویر عیدی خوبی به آنها بدهد. اما سودابه به او گوشزد می كند راجع به پول و دستمزد حرفی به افرا خانم نمیزنند، چون همین موبایل گران قیمت به اندازه سود شش ماهه دستفروشی كامران خرج روی دست افرا گذاشته و باید شكرگزار باشند كه هنوز سالم اند و در خانه آقا بزرگ كار می كنند.
-
06
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
سودابه فیلم ارسالی كامران از محله جوادیه و شجره نامه را برای افرا می فرستد و افرا از دیدن این فیلم خوشحال می شود و ایده ای به ذهن نوه اش میرسد. اینكه از همه محله های قدیمی و مكان های گردشگری تهران فیلم بگیرند و برای او بفرستند تا او با ساخت هولوگرام آقا بزرگ در آن مكان ها، این فیلمها را در اینترنت به اشتراك بگذارند و به این ترتیب شهر تهران و حال و هوای نوروزیش را به همه نشان دهند و آقا بزرگ نیز توریست این ویدیو كلیپ باشد.
-
05
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
به توصیه ایمان، آنها اجناس را بار وانت او می كنند و بصورت فروشنده سیار به محله های پایین شهر و قدیمی تهران میروند. از طرفی سودابه با راهنمایی افرا سراغ گنجینه و آلبوم های قدیمی آقا بزرگ میرود و حین بررسی اسناد و ارسال عكس های آن برای افرا، متوجه می شود مالك زمین های محله جوادیه تهران، جواد آقا بزرگ پدر بزرگ آقا بزرگ بوده و شجره نامه آنها را می بیند. او وقتی می فهمد كامران و برادرزاده هایش در محله جوادیه هستند و دستفروشی می كنند، از كامران می خواهد از همه جای محله جوادیه فیلم بگیرد تا برای افرا بفرستد و نوه افرا هولوگرام آقا بزرگ را در محله قدیمی و زادگاهش بسازد.
-
04
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
كامران فقط یك روز بیشتر از سودابه مهلت میخواهد تا تمام اجناس را سه نفری در بازار آخرین روز اسفند به فروش برسانند. اما سودابه باید با گوشی جدیدش فیلم بگیرد و برای افرا بفرستد. بناچار پسرها اجناس را هنگام فیلمبرداری جابجا می كنند و در گوشه دیگر حیاط خانه می چینند. بخاطر شرایط كرونایی در بازار تجریش ماموران به هیچكس اجازه بساط نمی دهند، اما كامران مصر است هر طور شده این اجناس را تا قبل از تحویل سال نو بفروش برسانند.
-
03
فروردین 1400 (ساعت 11:0)
سودابه یكروز به كامران و برادرزاده هایش فرصت می دهد تمام اجناس را از خانه آقا بزرگ بیرون ببرند. بهانه سودابه برای نفرستادن فیلم این است كه موبایل او قدیمی است و كیفیت فیلمبرداری پایین است. افرا از سودابه میخواهد به مغازه موبایل فروشی آشنایشان در بازار موبایل برود و آخرین مدل گوشی را با كارت اعتباری او بخرد.


