معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
نمایش به رنگ قهرمانی
از ساعت به مدت
نمایش به رنگ قهرمانی
-
17
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
-
16
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
15
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
14
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
معصومه به امیر می گوید كه با گروه های ضد انقلاب همكاری می كند و اگر تمایل به ازدواج با او را دارد باید به او بپیوندد از طرفی مجید و سعید به آبادان رفته تا به جنگ زده های خرمشهر كمك كنند و....
-
13
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
امیر موضوع راز معصومه را با حاج آقا شعیبی در میان میگذارد تا شاید كمكی از او بگیرد و از طرفی شوكت نیز به همراه فرزندانش راهی جنوب شد و....
-
12
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
خان میرزا به دلیل احتمال جنگ در شیراز ماند و به تهران بازنگشت و بعد از مدتی به آبادان رفت. از طرفی عبدالرضا نیز در یكی از پادگان های آبادان ماند تا به مردم كمك كند و....
-
11
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
خان میرزا به دلیل احتمال جنگ در شیراز ماند و به تهران بازنگشت و بعد از مدتی به آبادان رفت. از طرفی عبدالرضا نیز در یكی از پادگان های آبادان ماند تا به مردم كمك كند و....
-
10
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
خان میرزا به دلیل احتمال جنگ در شیراز ماند و به تهران بازنگشت و بعد از مدتی به آبادان رفت. از طرفی عبدالرضا نیز در یكی از پادگان های های آبادان ماند تا به مردم كمك كند و....
-
09
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
ماه منیر و زیبا نگران شوكت هستند چون پسرانش راهی خرمشهر شدند. داوود از طهمورث خواست پیگیر آنها شود تا هر چه زودتر برگردند چون حال شوكت خوب نیست و....
-
08
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
امیرهیبت از معصومه خواستگاری كرده اما به دلایل مشكوكی معصومه قبول نكرد. از طرفی نیروهای زمینی بعثی به خرمشهر حمله كرده اند و داوود دلواپس عبدالرضا شده و برایش پیغام فرستاده تا به تهران بیاید و....
-
07
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
امیر حیبت از معصومه خواستگاری كرد اما به دلایل مشكوكی معصومه قبول نكرد. از طرفی نیروهای زمینی بعثی به خرمشهر حمله كردند و داوود دلواپس عبدالرضا شد و برایش پیغام فرستاد تا به تهران بیاید و....
-
06
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
زیبا و طهمورث در حادثه فرودگاه زخمی شدند و بعد از بستری به خانه می آیند اما در همان روز حمله تروریستی نزدیك به خانه معصومه اتفاق افتاد و امیر حیبت سریع خود را به آنجا رساند و....
-
05
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
04
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
03
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
02
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
01
بهمن 1398 (ساعت 20:30)
در روز عاشورا علی امیرهیبت را شناخت اما ابراهیمیان قبل از اینكه او كاری كند او را به قتل رساند. امیرهیبت نزد خانواده علی رفت و از آنها كمك خواست تا او را ببخشند و....
-
30
دی 1398 (ساعت 20:30)
بعد از به قتل رسیدن علی توسط ابراهیمیان امیر حیبت تصمیم گرفت راه زندگی اش را از آنها جدا كند و با معصومه تماس میگیرد و....
-
29
دی 1398 (ساعت 20:30)
در روز عاشورا علی امیر حیبت را شناخت اما ابراهیمیان قبل از اینكه او كاری كند او را به قتل رساند. امیر حیبت نزد خانواده علی رفت و....
-
28
دی 1398 (ساعت 20:30)
در روز عاشورا علی، امیر حیبت را شناخت اما ابراهیمیان كه آن را تحت تعقیب داشت او را به قتل رساند و....


