سینما ركس آتش میگیرد و مردم آبادان به خیابان ریخته و علیه شاه و حكومت شعار میدهند....
نمایش به رنگ قهرمانی
از ساعت به مدت
نمایش به رنگ قهرمانی
-
27
دی 1398 (ساعت 20:30)
-
26
دی 1398 (ساعت 20:45)
علی از طرف حمید و حاج مصطفی مامور شد امیر حیبت را تحت نظر بگیرد. علی در مسجد ارگ با امیر حیبت صحبت می كند و احساس می كند این صدا برایش آشناست اما هر چی فكر می كند بیاد نمی آورد و....
-
25
دی 1398 (ساعت 20:45)
با بیشتر شدن فعالیت های انقلابی حاج مصطفی او از داوود و كرم خواست شعار نویسی روی دیوار را نیز شروع كنند و به همین خاطر به آنها وسایلی برای اینكار داد و........
-
24
دی 1398 (ساعت 20:45)
علی جواهرپور به مغازه امیرهیبت میرود تا با او حرف بزند اما امیرهیبت خود را مخفی می كند از طرفی به توصیه معصومه، سعی می كند خود را به حاج آقا شعیبی نزدیك تر كند تا بتواند وارد گروه های انقلابی شود و....
-
23
دی 1398 (ساعت 20:45)
امیر حیبت از معصومه خواست او را وارد گروه های انقلابی كند. حمید سر گروه معصومه او را تحت نظر میگیرد و علی جواهرپور مسئول تحقیق درباره امیر حیبت میشود و...
-
22
دی 1398 (ساعت 20:45)
علی جواهرپور از حاج مصطفی خواست او را وارد یكی از تیم های مبارزاتی كند و او نیز پذیرفت طهمورث متوجه شد علی اسلحه ای را مخفی می كند و....
-
21
دی 1398 (ساعت 22:45)
در سال 1328 خانم علوی به حكمت خان اصرار می كند كه كلفت خانواده احتشام را پیدا كند زیرا آن دختر گردنبندی را با خود برده و....
-
21
دی 1398 (ساعت 20:45)
پهلوان خلیل و عبدالرضا به مسجد سلیمان رفتند و تیم های عملیاتی تشكیل دادند و بعد از آنجا به آبادان میروند و در آنجا با فردی به نام سعید آشنا میشوند و...
-
20
دی 1398 (ساعت 20:45)
خان میرزا به خاطر اعتقاداتش به تیم ملی نرفت و به شهرش مرودشت بازگشت اما بعد از مدتی به دعوت داوود به تهران آمد تا برای هسته های انقلابی در شیراز و مرودشت آموزش ببیند...
-
19
دی 1398 (ساعت 20:45)
سناتور پویان به امیر حیبت دستور داد تا وارد گروه های انقلابی بشود و آنها را شناسایی كند وقتی او از معصومه خواست كه به گرو ه اضافه شود آنها تصمیم گرفتند برای مدتی امیر حیبت را تعقیب كنند و....
-
18
دی 1398 (ساعت 20:45)
با پیشنهاد حاج مصطفی، نورزاده و داوود قبول كردند تا به كسانی كه در ورزشگاه مشغول ورزش هستند تعلیمات انقلابی بدهند و....
-
17
دی 1398 (ساعت 20:45)
سناتور به امیر حیبت دستور میدهد از طریق معصومه افراد انقلابی گروهشان را شناسایی كند او برخلاف میلش با او قرار میگذارد و...
-
16
دی 1398 (ساعت 20:45)
سناتور به امیر حیبت دستور میدهد از طریق معصومه افراد انقلابی گروهشان را شناسایی كند او برخلاف میلش با او قرار میگذارد و...
-
15
دی 1398 (ساعت 20:45)
سناتور به امیر حیبت دستور میدهد از طریق معصومه افراد انقلابی گروهشان را شناسایی كند او برخلاف میلش با او قرار میگذارد و....
-
14
دی 1398 (ساعت 20:45)
بعد از بركناری داوود جواهرپور از مربی گیری، اعضای تیم ملی اعتصاب كردند و دوباره او بازگشت و همراه تیم ملی به مسابقات المپیك رفتند و....
-
13
دی 1398 (ساعت 20:45)
سناتور بنا به درخواست امیر حیبت دستیاری برایش فراهم كرد و او نیز از معصومه خواست دیگر به كتابفروشی نیاید تا برایش اتفاقی نیوفتد و....
-
12
دی 1398 (ساعت 20:45)
امیر حیبت با عزتی دیدار كرد و به او گفت كه ابراهیمیان به او مشكوك شده و فكر می كند اخبار بازار را مخفی می كند از طرفی داوود و تیمش اماده سفر برای المپیك شده اند و....
-
11
دی 1398 (ساعت 20:45)
داوود خبر بازگشت به تیم را به اعضایش داد و از خان میرزا خواست به تیم برگردد. زیبا هم مسئولیت نگهداری از فرزندش را بین ماه منیر، شوكت و خودش تقسیم كرد تا بتواند به داوود كمك كند و.....
-
10
دی 1398 (ساعت 20:45)
عبدالرضا در حجره مشغول به كار میشود و در تمرینات كم كاری می كند و داوود به او تذكر داده تا به زندگی و كارش سر و سامان دهد از طرفی سر مربی خارجی تیم استعفا میدهد و....
-
09
دی 1398 (ساعت 20:45)
مسعود متوجه حضور گهگاه معصومه در مغازه امیر هیبت شد و جریان را با او در میان گذاشت. داوود عبدالرضا را پیدا كرد كه به جنوب میرود و دلیلش فقط مسائل مالی است و....


