تیم ملی دو و میدانی به مسابقات آسیایی اعزام شد و عبدالرضا تعادلش را در مسابقه ای از دست داد و نتوانست مقامی بیاورد و تیم هم برخلاف انتظارات فدراسیون نتوانست مقامی بیاورد و....
نمایش به رنگ قهرمانی
از ساعت به مدت
نمایش به رنگ قهرمانی
-
08
دی 1398 (ساعت 20:45)
-
07
دی 1398 (ساعت 20:45)
كرم از شنیدن واكنش مسئولین نگران شده بود و با نعمت این موضوع را در میان گذاشت. داوود هم با خانواده اش صحبت كرد و تصمیمی گرفت كه به ضرر تیم نباشد و...
-
06
دی 1398 (ساعت 20:45)
خان میرزا و نعمت و كرم از بازیبرای تیم ملی كناره گرفتند. خان میرزا تصمیم گرفت نزد خانواده اش به مرز دشت بازگردد و....
-
06
دی 1398 (ساعت 0:0)
فوتبالیستی پایش پیچ خورده نزد دكتر میرود اما دكتر از اینكه تیم فوتبالشان باخته از دست او عصبانی است و....
-
05
دی 1398 (ساعت 20:45)
امیر هیبت به بهانه گرفتن اعلامیه از معصومه خواست به آنجا بیاید. از طرفی داوود و احمد نورزاده از بچه های تیم خواستند به اعتصاب پایان بدهند تا مشكلی برای تیم پیش نیاید و....
-
04
دی 1398 (ساعت 20:45)
كرم از شنیدن واكنش مسئولین نگران شده بود و با نعمت این موضوع را در میان گذاشت. داوود هم با خانواده اش صحبت كرد و تصمیمی گرفت كه به ضرر تیم نباشد و...
-
03
دی 1398 (ساعت 20:45)
معصومه برای بردن اعلامیه به مغازه امیر هیبت می آید و از اوضاع احوال كشور برایش شرح میدهد. امیر هیبت بعد از رفتن معصومه به دنبال كتابی تاریخی میگردد كه معصومه برایش تعریف كرده و....
-
02
دی 1398 (ساعت 20:45)
معصومه برای بردن اعلامیه به مغازه امیر هیبت می آید و از اوضاع احوال كشور برایش شرح میدهد. امیر هیبت بعد از رفتن معصومه به دنبال كتابی تاریخی میگردد كه معصومه برایش تعریف كرده و....
-
01
دی 1398 (ساعت 20:45)
خبر قطعی شدن مربی خارجی به بچه های تیم رسید و آنها نامه كناره گیری از ورزش را به آقای نورزاده دادند و...
-
30
آذر 1398 (ساعت 20:45)
سرانجام نورزاده اسم یك مربی را معرفی كرد و این موضوع را با داوود در میان گذاشت وقتی داوود فهمید بچه های تیم هیچ كدام اعتراضی نكرده اند تعجب كرد و....
-
29
آذر 1398 (ساعت 20:45)
دختری به مغازه كتاب فروشی امیر حیبت پناه آورد و امیر حیبت او را از دست ماموران مخفی كرد و تا گرفتار مامورین دولتی نشود و....
-
29
آذر 1398 (ساعت 3:0)
تماشای مسابقه فوتبال در بیمارستان
-
28
آذر 1398 (ساعت 20:45)
تمامی بچه های تیمی كه داوود جمع كرده بود همه باهم جمع شدند و خواستار ماندن داوود به عنوان مربی شدند در غیر این صورت، تیم را ترك می كنند و....
-
27
آذر 1398 (ساعت 20:45)
نمایش به رنگ قهرمانی
-
26
آذر 1398 (ساعت 20:45)
داوود وقتی فهمید هرمز مورد ضرب و شتم قرار گرفته حدس زد اینكار را امیر حیبت تدارك دیده و به دنبال راه حل پروانه همسرش از او خواست كه به عهده خدا بگذارد و از طرفی زیبا نیز باردار است و....
-
25
آذر 1398 (ساعت 20:45)
داوود موضوع نامه را به محمد یاری گفت و از او خواست درباره این موضوع با كسی حرف نزند تا در روحیه تیم تاثیر بدی نگذارد. از طرفی هرمز با یك افسر كلانتری دعوا كرده و با آن حال به خانه می آید و همه را نگران می كند.....
-
24
آذر 1398 (ساعت 20:45)
استاد نورزاده به اداره تربیت بدنی رفت ولی كاری از دستش بر نمی آید. تهمینه كه همیشه احساس میكرد سایه امیر هیبت به دنبالش است به مادرش موضوع آزادی او را می گوید و....
-
23
آذر 1398 (ساعت 20:45)
امیر حیبت با شخصیت دیگری به عنوان حجره دار وارد بازار میشود و از او میخواهد به هرمز گوشمالی دهد و از طرفی به نورزاده نامه ای میاید تا به جای داوود مربی دیگری انتخاب كنند و....
-
22
آذر 1398 (ساعت 20:45)
نعمت بچه های تیم را به خانه اش دعوت می كند و هنگامی كه كرم می آید از این موضوع ناراحت شده و میخواهد آنجا را ترك كند اما....
-
21
آذر 1398 (ساعت 20:45)
آقا عزیز بعد از دست دادن زمین هایش نزد صبریه و نعمت برمیگردد. به دلیل گران شدن بلیط اعتصاباتی انجام میشود و...


