نمایش شهروندی
نمایش شهروندی
یكشنبه تا جمعه از ساعت 11:00 به مدت 30 دقیقه
نمایش شهروندی
-
05
آذر 1399 (ساعت 11:0)
-
04
آذر 1399 (ساعت 11:0)
نمایش شهروندی
-
03
آذر 1399 (ساعت 11:0)
نمایش شهروندی
-
02
آذر 1399 (ساعت 11:0)
داستان جوانی كه پس از سال ها به میهن بازگشته و قصد دارد در مورد پدرش كه گفته میشود در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده تحقیق كند و....
-
30
آبان 1399 (ساعت 11:0)
پسربچه ای كه به بیماری سرطان مبتلاست، روزهای آخر عمرش را میگذراند. او آرزو دارد كه روزی با یك نویسنده بزرگ ملاقات كند و همچنین دست نوشته هایش هم چاپ شوند. كمند میخواهد او را به آرزویش برساند تا همه دست نوشته ایش را بخوانند.
-
29
آبان 1399 (ساعت 11:0)
كمند در ترمینال اتوبوس با یك دختر بچه كار آشنا می شود كه بیسواد است و آرزو دارد روزی كتاب بخواند و خواندن نوشتن را یاد بگیرد. كمند كه دلش میسوزد تصمیم می گیرد روزی یك ساعت در ترمینال به او خواندن یاد بدهد. اما پدرخوانده دختر، مانع می شود. كمند بالاخره موفق می شود و دختر بچه به آروزویش یعنی خواندن كتاب می رسد.
-
28
آبان 1399 (ساعت 11:0)
كمند هنگام عبور از پل هوایی ، با دختر جوانی برخورد میكند كه قصد خودكشی دارد . كمند مانع انجام كارش میشود... كمند لاله را به خانه برده و همچنین برای فروش كتاب ، او را همراه خود میبرد. لاله كم كم به كمند و كارش علاقمند میشود و به كتاب علاقمند میگردد
-
27
آبان 1399 (ساعت 11:0)
كمند وارد آسایشگاه سالمندان میشود. پیرزنی كه مشكل روحی پیدا كرده و از همه دوری میكند، كمند را با نوه أش اشتباه میگیرد. كمند كه نمیخواهد دل پیرزن را بشكند ، میخواهد به او روحیه بدهد . هر روز برای كتاب خواندن به آسایشگاه میرود . حال پیرزن و همه سالمندان با حضور كمند و كتابهایش خوب میشود.
-
26
آبان 1399 (ساعت 11:0)
الهه كه قصد جدایی از همسرش را دارد، بیرون دادگاه با كمند كه در حال فروش كتاب است، آشنا میشود. این آشنایی باعث میشود كه الهه به خواندن كتاب ترغیب گردد و نگاهش به زندگی عوض شده و مسیر زندگی او تغییر كند.
-
25
آبان 1399 (ساعت 11:0)
كمند برای تأمین بخشی از هزینه های دانشگاه، به دنبال كار میگردد. استاد راهنمایش او را به یك شركت فرهنگی كه در كار توزیع و پخش كتابهای جیبی ارزان قیمت هستند، معرفی میكند. علیرغم مخالفت پدر، با تشویق مادر، میخواهد مشغول به كار شود. همزمان، پدرش سرمایه خود را كه پوشاك فروشی بوده، جمع میكند و قصد سرمایه گذاری در بورس را دارد. اما با خواندن كتابی راجبع به بورس كه از دخترش میگیرد، متوجه اشتباهش میشود. اینگونه میتواند رضایت پدر را جلب كند.......
-
23
آبان 1399 (ساعت 11:0)
نسترن ناراضی از اقدام بهادر با شوهرش به صحبت مینشیند. افراد محلی محصولاتشان را برای ارائه و فروش به مغازهی تازه تاسیس بهادر میآورد و برخلاف تصور نسترن از تصمیم او استقبال خوبی صورت میگیرد. حال قسمت پایانی نمایش را میشنوید.
-
22
آبان 1399 (ساعت 11:0)
سوسن به سراغ انسیه میآید و خبر میدهد بهادر مغازهی سالها بسته در محله را باز كرده. انسیه و نرگس به سراغ بهادر میروند تا از چند و چون داستان باخبر شوند. بهادر نیز شروع به چسباندن اعلامیه در محل میكند تا افراد محصولات خانگیشان را برای فروش به مغازهی او بیاورند.
-
21
آبان 1399 (ساعت 11:0)
محمود، نسترن را در مورد مطرح كردن ایدهی ازدواج دوستش با نرگس شماتت میكند. بهادر و حمید به سراغ صادق صاحب مغازه میروند و بهادر از صادق میخواهد مغازه را به او اجاره دهد. انسیه نیز برای اینكه زیر دین نسترن نباشد تصمیم میگیرد به دنبال اجاره خانهای دیگر برود.
-
20
آبان 1399 (ساعت 11:0)
بهادر به سراغ شوهرخواهرش محمود میرود و در رابطه با پیشنهاد خواستگاری كه خواهرش نسترن مطرح كرده گلایه میكند. در طرف دیگر نرگس كه از وضع زندگیشان به ستوه آمده وسوسه میشود تا به پیشنهاد نسترن فكر كند
-
19
آبان 1399 (ساعت 11:0)
حامد، پسر زهرا خانم در مورد كارگاه و آینده اش با همسرش به صحبت مینشیند تا برای آن تصمیم جدیدی بگیرند.
-
18
آبان 1399 (ساعت 11:0)
نسترن در مورد دوست محمود و تصمیم او به ازدواج با نرگس صحبت میكند و بهادر علیرغم خواست مادرش متوجه این موضوع میگردد
-
16
آبان 1399 (ساعت 11:0)
مهمانی موروثی خاندان طباخ الدوله در حال برگزاری است. مهسا و كامران میزبان مهمانی هستند و نادر فامیل دور كامران طبق نقشه از پیش طراحی شده موفق شده مهمانان را از خوردن غذای اصلی منصرف كند. اما در آخرین لحظه، سادگی نادر سرانجام مهمانی را دگرگون می كند.
-
15
آبان 1399 (ساعت 11:0)
مهسا و كامران میزبان بزرگان فامیل هستند تا مهمانی موروثی خاندان برگزار شود. نادر فامیل دور كامران طبق نقشه ای كه از قبل طراحی شده، در نقش یك فرد با سواد وارد مهمانی می شود و به كمك كامران و مهسا می آید تا مهمانان را از خوردن غذای اصلی منصرف كند.
-
14
آبان 1399 (ساعت 11:0)
مهسا و كامران میزبان بزرگان فامیل مهسا هستند تا مهمانی موروثی خاندان را برگزار كنند. مهمانی آغاز می شود و مهمانها در انتظار غذای ویژه مهمانی هستند.
-
13
آبان 1399 (ساعت 11:0)
مهسا و كامران در تدارك مهمانی موروثی خاندان مهسا، دچار مشكلاتی می شوند. اما با حضور نادر، فامیل دور كامران، نقشه ای طرح می شود تا مهمانی با هزینه كمتر و شرایط بهتر برگزار شود.


